<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0"
    xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
    xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
    xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
    xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd"
    xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
    xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
    xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">

    <channel>
    
    <!-- begin RSS 2.0 tags -->
    <title>پندار : تجسمی</title>
    <link>http://www.nimaa.ws/</link>
    <language>fa</language>
    <copyright>Copyright 2012</copyright>

    <category>فرهنگی</category>
    <description>پندار - سایت فرهنگی هنری پندار</description>

    <image>
        <url>http://www.pendar.net/interface/images/feedlogo.jpg</url>
        <title>پندار</title>

        <link>http://www.pendar.net/</link>
        <width>200</width>
        <height>200</height>
    </image>
    <!-- end RSS 2.0 tags -->


	    
    

    <item>
      <title>از نقاشی‌هایی با تکه کاغذها</title>
      
			<link>http://www.pendar.net/story/nafiseh_hajati_1/</link>
						  
	  
	  
      <guid>http://www.pendar.net/story/nafiseh_hajati_1/#When:09:15:10Z</guid>
      <pubDate>2012-01-01T09:15:10+00:00</pubDate>
      <category>تجسمی, معمولی</category>
      <author>پندار</author>

      

    
     
        

      
      <description>
      	            	نفیسه حاجاتی : فروزان منتظری، زبان فرانسه خوانده اما سال‌هاست که نقاشی می‌کند. با چسب و مرکب رنگی و کاغذها و خرده ریزهای دور و برش نقاشی می‌کند. نقاشی‌هایی که مدام تاکید می‌کند فقط برای خودش کشیده و اصلاً به مخاطب و نمایشگاه و فروش‌شان فکر نکرده و...
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                  </description>
      
      


    


      <content:encoded><![CDATA[
      
        <div style=" font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif; font-size:12px; direction:rtl; text-align:justify;">
        

			
                                	
                    	<img src="/uploads/images/cache/nafis-240x184.jpg" width="240" height="184" alt="از نقاشی‌هایی با تکه کاغذها" style="float:left; margin-right:15px; border:1px solid #999999; padding:1px;" />
                    
                                
                نفیسه حاجاتی : فروزان منتظری، زبان فرانسه خوانده اما سال‌هاست که نقاشی می‌کند. با چسب و مرکب رنگی و کاغذها و خرده ریزهای دور و برش نقاشی می‌کند. نقاشی‌هایی که مدام تاکید می‌کند فقط برای خودش کشیده و اصلاً به مخاطب و نمایشگاه و فروش‌شان فکر نکرده و...
                <br />
                <br />
                فروزان منتظری، زبان فرانسه خوانده اما سال‌هاست که نقاشی می‌کند. با چسب و مرکب رنگی و کاغذها و خرده ریزهای دور و برش نقاشی می‌کند. نقاشی‌هایی که مدام تاکید می‌کند فقط برای خودش کشیده و اصلاً به مخاطب و نمایشگاه و فروش‌شان فکر نکرده و نمی‌کند. اما این «فقط برای خود» بودن کارهایش هم مخاطبان را جذب می‌کند. آن قدر که افتتاحیه‌ی نمایشگاهش در خانه نقش پر بود از مخاطبانی که با دقت چشم دوخته بودند به نقاشی‌ها تا بتوانند رمز و راز و حس‌های هر کدام را درک کنند و بعد دنبال نقاش می‌گشتند که بپرسند و بگویند و کند و کاو کنند میان خرده ریزهایی که جان پیدا کرده‌اند میان قاب‌های چوبی با پاسپارتوهای سفید؛ خیلی سفید!<br />
<br />
دوست دارم خودتان برای مخاطبانی که هنوز نمایشگاهتان را ندیده‌اند یک توصیف کلی بدهید.<br />
<br />
نمایشگاهم عنوانی ندارد. من سال‌هاست دارم نقاشی می‌کنم و این کارها روند زندگی‌ام هستند. هر طور که لذت ببرم، کار می‌کنم.  اول‌ها این چهره‌ها ساده بودند. کلاژی نداشتند. فقط مرکب‌های رنگی بودند. بعد هر چه جلوتر رفتم، مثل زندگی که ترکیبات مختلفی برای آدم به وجود می‌آورد، حتی ترکیباتی ایجاد می‌کند که اصلاً انتظارش را نداری، نقاشی‌هایم هم با ترکیبات جدیدی مواجه شدند. با هر چیزی که به دستم برسد، کار می‌کنم. در این تابلوها تکه‌هایی از کارت پستال‌ها، تقویم‌ها حتی تکه‌هایی از کاغذهایی که شوهرم رویشان خطاطی کرده، را می‌بینید. این‌ها همه با پای خودشان وارد کارهایم شده‌اند. «اگر کشیدم سایه‌ای از چهره‌ای مهربان/ اگر رنگی بر رنگی ریخته شد/ اگر تصویری هویدا شد یا نشد/ این منم که آرام و قرار گرفته‌ام»<br />
همه‌ی اینها لحظات زندگی‌ خودم هستند. نقاشی دارد آرام آرام به من یک مرام خاص می‌دهد. اصلاً انگار طور دیگری نمی‌توانم از زندگی لذت ببرم<br />
.<br />
چه طوری کار می‌کنید؟<br />
<br />
کارهام زیادند. من به خاطر نمایشگاه نقاشی نمی‌کنم. برای خودم نقاشی می‌کنم بعد یک سری کار از میان‌شان سوا می‌کنم و می‌گذارم در نمایشگاه. این‌ها همه ترکیبات زندگی‌ام هستند. این هنر از زندگی‌ام سوا نیست. کلاژهای زیادی کار کرده‌ام. روی لباس، وسایل خانه و حتی کار کلاژآئینه. برای همین بود که چند ماه پیش سعی کردم نمایشگاهی در خانه‌ام برگزار کنم. <br />
<br />
هیچ طرحی از پیش نیست. همانطور که در مورد لحظات زندگی هم معتقدم باید به روز زندگی کرد. از پیش طرح زده نمی‌شود. آن لحظه است که من یک جا می‌نشینم و هر چه دوست دارم با آن رنگ‌ها و کاغذها می‌کشم. <br />
<br />
سالهاست من کاغذ نخریده‌ام. فقط مرکب رنگی و مداد و چسب و اینها خریدم. با کارت پستال‌ها و کاغذهای باطله کار کرده‌ام. اصلاً به نظرم هنر باید طوری باشد که اگر مرا در محدودترین جا گذاشتند، من دوباره با خودم کاری داشته باشم. <br />
مثلاً الان که می‌آمدم، دو تا کاشی افتاده بود. این‌ها را برداشتم شاید حالا نتوانم در کارهایم ازشان استفاده کنم ولی برداشتم که حس کنم هنوز زنده‌ام.هنوز می‌توانم به چیزهایی که دوست دارم، توجه کنم. به نظر من از بی‌مصرف‌ترین چیزها می‌شود زیبایی آفرید.<br />
<br />
با چند نفر از مخاطبان که صحبت می‌کردید، از یکی از تابلوها گفتید که یک تکه کاغذ قدیمی جالب در آن هست.<br />
<br />
پارسال که پدرم فوت کرد، کاغذهای کهنه‌ای در کمدش بود که می‌خواستند بریزند دور. من این‌ها را برداشتم و در تابلوی دوم ازش استفاده کردم. وقتی که داشتم آن تکه کاغذ را در کار می‌گذاشتم، پشتش را خواندم و دیدم مال رادیویی بوده که پدرم سال 33 آن را خریده بوده. با خودم گفتم: «ئه! سه سال قبل از این که تو به دنیا بیایی» وقتی به هر کدام از این تابلوها نگاه می‌کنم یک سری حس‌ها در من به وجود می‌آیند که خب برای مخاطب شاید مفهومی نداشته باشند. این آثار انباشته‌ی تکه تکه‌ها هستند. یک تکه کاغذ از شما گرفته‌ام. یک تکه کارت پستال از کسی دیگر. وقتی نگاه می‌کنم می گویم:«ئه، این تکه فلانی است! همه جمع شده‌اند تا یک انسان درست بشود. مثل شعر بنی آدم اعضای یکدیگرند»<br />
 <br />
می‌توانیم یک موضوع کلی برای کارها در نظر بگیریم؟ انگار در این تابلوها، زن خیلی حضور دارد.<br />
<br />
یک زمانی چون روی تار و پود فرش‌ها کار می‌کردم، فکر کردم اسم کارها را بگذارم تار و پودها ولی باید گفتم باید چیزی باشد که تمام نشود. برای همین عنوان ندارد ولی می‌توانم در مجموع بگویم زندگی! زندگی کردنم را می‌بینید. اما زن و مردی در کارها نیست. برای من در نهایت انسان مهم است. شاید چون خودم زن هستم، زن بیشتر حس می‌‎شود انگار خودم در کارها حضور دارم.<br />
<br />
در مورد پاسپارتو و قاب، می‌خواستم بپرسم: چرا؟!<br />
<br />
تازه حالا به‌تان رحم کرده‌ام. سال 84 که نمایشگاه داشتم، از کاغذهای رنگ خورده، روغن خورده و حتی کاتر خورده برای زیر کار استفاده کرده بودم. <br />
<br />
منظورم این است که داشتم فکر می‌کردم چه قدر خوب می‌شد، قاب‌ها کوچک‌تر بودند و این حجم سفید پاسپارتو نبود. به نظرتان این به کارتان لطمه نزده؟!<br />
<br />
این نظر شما را خیلی قبول دارم. ولی خب فرصت نبود. مجموعه‌هایی که قبلاً داشتم، اصلاً قاب نداشتند. اصلاً خودم هم دنبال این همه سفیدی نیستم. سفید انتخابم نبوده ولی خب مثل چیزهای دیگری که در جریان زندگی برای آدم اجبار می‌شوند و چیزی را که دوست ندارید، به سرتان می‌آید، این اتفاق در کارهایم افتاده. بله صحبت شما را خیلی دوست دارم. قاب کوچک بدون پاسپارتو خیلی بهتر است.<br />
<br />
نمایشگاه بعدی‌تان احتمالاً چه خواهد بود یا دوست دارید که چه باشه؟<br />
<br />
دوست دارم خودم باشم. خودم در کارها وجود داشته باشم. با صداقت. همین الان خانمی آمده بود می‌گفت در کارهایتان رنگ بیاورید تا مخاطب بیشتر جذب شود. گفتم من سفارشی نیستم. این که در آینده چه می‌شود معلوم نیست. فقط می‌دانم رد پایی از این کارها هم وجود دارد. چون پرشی کار نمی‌کنم! « هر روز بافته می‌شوم در این تارها/نه به اختیار خود/ دست‌هایم بافته میشود و پریشانی گیسوانم/نه به اختیار خود/ و رهایی ام بافته میشود/آرام آرام تو را می سایم/ نه به اختیار خود/ اینجا آمده ام/ گاهی روان میشوم./ اشک می آید و زمزمه ام بافته میشود/ نه به اختیار خود/ و هق هق درونم/ از این همه پریشانی روح چه بگویم/در گذر است/ امان نمی‌دهد/ نوشتن به گردش نمی رسد/ و او محو می شود/ و من آرام می گیرم در قطعی کوچک»

			



                        
            

            

            
            
            
                        
            
                
            
        </div>
      
      ]]></content:encoded>





    </item>

    <item>
      <title>توقف «بادبادک» و توضیحی پیرامون آن</title>
      
			<link>http://www.pendar.net/story/_badbadakshow_pendar/</link>
						  
	  
	  
      <guid>http://www.pendar.net/story/_badbadakshow_pendar/#When:12:05:48Z</guid>
      <pubDate>2011-12-14T12:05:48+00:00</pubDate>
      <category>پیش خوان کتاب, بادبادک, موسیقی, سینما, نمایش, ادبیات, تجسمی, سبک زندگی, خبر ویژه</category>
      <author>پندار</author>

      

    
     
        

      
      <description>
      	            	اطلاعیه سایت پندار به عنوان گرداننده ویدیوبلاگ «بادبادک» درباره ی وضعیت فعلی این برنامه
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                  </description>
      
      


    


      <content:encoded><![CDATA[
      
        <div style=" font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif; font-size:12px; direction:rtl; text-align:justify;">
        

			
                                	
                    	<img src="/uploads/images/cache/badbadak_2-240x184.jpg" width="240" height="184" alt="توقف «بادبادک» و توضیحی پیرامون آن" style="float:left; margin-right:15px; border:1px solid #999999; padding:1px;" />
                    
                                
                اطلاعیه سایت پندار به عنوان گرداننده ویدیوبلاگ «بادبادک» درباره ی وضعیت فعلی این برنامه
                <br />
                <br />
                شوی بادبادک، که در پی استقبال فراوان از ویدیوهایی مانند «پیش خوان کتاب» توسط پندار از ازدیبهشت ماه ۱۳۹۰ تا آذرماه ۱۳۹۰ طراحی، نوشته، ضبط،‌تدوین و پخش می شد، اینک علیرغم میل «پندار»، و به دلیل غدم حمایت مالی سایت سفارش دهنده ی آن «کلام تی وی» متوقف شده است. <br />
<br />
در این میان نکته قابل تامل قطع دسترسی طراحان و تولیدکنندگان بادبادک از صفحه فیس بوکی هواداران این برنامه است که موسس این صفحه نیز بوده اند. <br />
<br />
درج اطلاعیه ای مبنی بر قصد تداوم این برنامه، بدون هماهنگی با تولیدکنندگان و گردانندگان اصلی آن  و صرفا توسط سایت «کلام تی وی» صورت گرفته است. <br />
<br />
این رخداد از نظر «گردانندگان بادبادک» یک دستبرد و عمل غیر حرفه ای ست. <br />
<br />
از نزدیک به ۵ هزار هواداری که ماه های گذشته همراه بادبادک بوده اند متشکریم و این مساله را با همکاری شما از طریق سایت فیس بوک پیگیری خواهیم کرد. 

			



                        
            

            

            
            
            
                        
            
                
            
        </div>
      
      ]]></content:encoded>





    </item>

    <item>
      <title>فراخوان دومين دوره جايزه «شيد» منتشر شد</title>
      
			<link>http://www.pendar.net/story/sheed_photography_awards/</link>
						  
	  
	  
      <guid>http://www.pendar.net/story/sheed_photography_awards/#When:06:21:16Z</guid>
      <pubDate>2011-11-26T06:21:16+00:00</pubDate>
      <category>تجسمی, معمولی</category>
      <author>پندار</author>

      

    
     
        

      
      <description>
      	            	پيمان هوشمندزاده ـ دبير دومين دوره جايزه شيد ـگفت: دومين دوره جايزه مستقل «شيد» همچون سال گذشته پذيراي مجموعه عکس‌هاي مستند اجتماعي عکاسان خواهد بود.
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                  </description>
      
      


    


      <content:encoded><![CDATA[
      
        <div style=" font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif; font-size:12px; direction:rtl; text-align:justify;">
        

			
                                	
                    	<img src="/uploads/images/cache/sheedlogo-240x184.jpg" width="240" height="184" alt="فراخوان دومين دوره جايزه «شيد» منتشر شد" style="float:left; margin-right:15px; border:1px solid #999999; padding:1px;" />
                    
                                
                پيمان هوشمندزاده ـ دبير دومين دوره جايزه شيد ـگفت: دومين دوره جايزه مستقل «شيد» همچون سال گذشته پذيراي مجموعه عکس‌هاي مستند اجتماعي عکاسان خواهد بود.
                <br />
                <br />
                پيمان هوشمندزاده ـ دبير دومين دوره جايزه شيد ـگفت: دومين دوره جايزه مستقل «شيد» همچون سال گذشته پذيراي مجموعه عکس‌هاي مستند اجتماعي عکاسان خواهد بود و سياست جايزه بر اين است که اين رويداد مستقل، تصويري مستند از جامعه ايراني را به نمايش بگذارد.<br />
<br />
او ادامه داد: بنا بر اين سياست در دومين دوره جايزه عکس شيد تنها مجموعه عکس‌هايي که در داخل ايران عکاسي شده باشند يا بطور مستقيم با زندگي ايران و ايرانيان در خارج از کشور در ارتباط باشند، مورد پذيرش قرار خواهند گرفت.<br />
<br />
هوشمندزاده که در نخستين دوره اين جايزه به عنوان داور حضور داشت، با اعلام تغييرات ترکيب هيات داوران در دومين دوره اين رويداد گفت: اين فستيوال با حضور عکاسان شناخته شده داخلي و بين‌المللي داوري مي‌شود.<br />
<br />
به گفته او، امسال ،«شهيدالعلم» ـ عکاس سرشناس بنگلادشي ـ، «منوچهر دقتي»، «کاوه کاظمي»، «محسن راستاني» و «حسين فاطمي» مجموعه عکس‌هاي دومين دوره جايزه شيد را داوري خواهند کرد.<br />
<br />
اين هنرمند عكاس توضيح داد: سايت اينترنتي دومين دوره جايزه شيد راه‌اندازي شده است و تمامي فرآيند ثبت‌نام و پذيرش آثار از طريق سايت اينترنتي جشنواره صورت مي‌گيرد.<br />
<br />
دبير دومين دوره جايزه شيد با اشاره به اينکه جايزه نقدي اين رويداد مستقل بسيار ناچيز است، عنوان كرد: جايزه شيد ساليانه تنها يک برنده دارد و جايزه نقدي فرد برگزيده هم تنها يک سکه بهار آزادي است. چيزي که براي ما مهم است حضور عکاسان به خاطر اعتبار بالاي اين جايزه و هيات داوران شناخته شده‌اش است كه ربطي به جايزه نقدي‌ ندارد.<br />
<br />
اين هنرمند عکاس و نويسنده همچنين با اشاره به اينکه جايزه شيد تلاشي براي شناسايي استعدادهاي جوان عکاسي ايران است،افزود: امسال هيات داوران علاوه بر عکاس برگزيده، 7 عکاس جوان و با استعداد زير 30 سال را انتخاب خواهند کرد و عکاسان برگزيده اين فرصت را خواهند داشت تا يک دوره آموزشي ويژه و تخصصي فتوژورناليسم را تحت نظارت کاوه کاظمي ـ فتوژورناليست شناخته شده ايراني ـ بگذرانند.<br />
<br />
پيمان هوشمندزاده با دعوت از جامعه‌ي عکاسان ايران براي حضور در اين رويداد هنري بيان كرد: اين جايزه، يک جايزه مستقل و خصوصي است که توسط جامعه جوان فتوژورناليسم ايران اداره مي‌شود. حمايت از اين جشنواره در حقيقت حمايت از يک حرکت مستقل و تخصصي عکاسي است و من اميدوارم تمامي عکاساني که در ژانر مستند اجتماعي فعاليت دارند آثارشان را براي حضور در اين جايزه ارسال کنند تا در نهايت بتوانيم هرساله از طريق اين جايزه تصوير شفاف و مستندي از جامعه ايراني به نمايش بگذاريم.<br />
<br />
فراخوان دومين دوره جايزه شيد و جزييات بيشتر در اين باره در سايت ويژه اين جشنواره به آدرس www.sheedaward.com قابل دسترسي است.<br />


			



                        
            

            

            
            
            
                        
            
                
            
        </div>
      
      ]]></content:encoded>





    </item>

    <item>
      <title>گالری گلستان خاکستری خواهد شد</title>
      
			<link>http://www.pendar.net/story/gallery_golestan_aydin_rahbar_photos/</link>
						  
	  
	  
      <guid>http://www.pendar.net/story/gallery_golestan_aydin_rahbar_photos/#When:11:48:36Z</guid>
      <pubDate>2011-10-03T11:48:36+00:00</pubDate>
      <category>تجسمی, معمولی</category>
      <author>پندار</author>

      

    
     
        

      
      <description>
      	            	این عکاس البته قبل¬تر در نخستین نمایشگاه انفرادی¬اش با عنوان «بوم شیشه‌ای» در همین گالری پرتره 20 نقاش ایرانی را هنگام نقاشی بر بوم شیشه‌ای، به نمایش گذاشته بود.
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                  </description>
      
      


    


      <content:encoded><![CDATA[
      
        <div style=" font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif; font-size:12px; direction:rtl; text-align:justify;">
        

			
                                	
                    	<img src="/uploads/images/cache/golestangallery-240x184.jpg" width="240" height="184" alt="گالری گلستان خاکستری خواهد شد" style="float:left; margin-right:15px; border:1px solid #999999; padding:1px;" />
                    
                                
                این عکاس البته قبل¬تر در نخستین نمایشگاه انفرادی¬اش با عنوان «بوم شیشه‌ای» در همین گالری پرتره 20 نقاش ایرانی را هنگام نقاشی بر بوم شیشه‌ای، به نمایش گذاشته بود.
                <br />
                <br />
                پرتره¬هایی که جمع¬آوری¬شان بیش¬تر از یک سال برایش زمان برده بودند و حالا در این نمایشگاه هم بناست، نوع تازه¬ای از عکاسی پرتره¬اش را نشان دهد. این نمایشگاه تا چهارشنبه بیستم مهرماه برقرار است. عباس کوثری، عکاس نام¬آشنا در کارت دعوت این گالری نوشته: «روزهایی هست که همه یک جور می¬شوند، یک راه می¬روند، یک چیز می¬خواهند، یک کار می¬کنند، زنان، مردان، کارگران و دیگران، از یک شهر یا چند شهر، دور یا نزدیک، با لباس¬های یک شکل، یک رنگ و پرچم ایران، و روزهایی هست که هرکس راه خود را می¬رود، حرف خود را می¬زند، کار خود را می¬کند، روزهای یک¬رنگی، یک روز و چند رنگی، بسیار....» <br />
<br />
آدرس گالری گلستان: خ دروس، خیابان شهید کماسایی، پلاک 34 تلفن: 22541589 : <br />
<br />
www.golestangallery.com<br />


			



                        
            

            

            
            
            
                        
            
                
            
        </div>
      
      ]]></content:encoded>





    </item>

    <item>
      <title>گران ترین نقاشی سهراب سپهری، در حراح ساتبی</title>
      
			<link>http://www.pendar.net/story/sohrab_Sepehri_paint_on_satbi_sale/</link>
						  
	  
	  
      <guid>http://www.pendar.net/story/sohrab_Sepehri_paint_on_satbi_sale/#When:10:19:14Z</guid>
      <pubDate>2011-09-30T10:19:14+00:00</pubDate>
      <category>تجسمی, خبر ویژه</category>
      <author>پندار</author>

      

    
     
        

      
      <description>
      	            	نقاشي «سهراب سپهري» گران‌ترين اثري است كه در اين حراجي ارائه مي‌شود.
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                  </description>
      
      


    


      <content:encoded><![CDATA[
      
        <div style=" font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif; font-size:12px; direction:rtl; text-align:justify;">
        

			
                                	
                    	<img src="/uploads/images/cache/sepehri-240x184.jpg" width="240" height="184" alt="گران ترین نقاشی سهراب سپهری، در حراح ساتبی" style="float:left; margin-right:15px; border:1px solid #999999; padding:1px;" />
                    
                                
                نقاشي «سهراب سپهري» گران‌ترين اثري است كه در اين حراجي ارائه مي‌شود.
                <br />
                <br />
                به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در اين حراج ‌١٢٤ اثر هنري اعم از نقاشي، عكس و مجسمه به حراج گذاشته خواهد شد كه نزديك به نيمي از اين آثار يعني ‌٥٦ اثر از ‌٤٧ هنرمند ايراني است.<br />
<br />
نقاشي «سهراب سپهري» گران‌ترين اثري است كه در اين حراجي ارائه مي‌شود.<br />
<br />
اين نقاشي بدون عنوان، با تكنيك رنگ روغن روي بوم خلق شده و در قطع ‌١٥٠×100 سانتي‌متر از قيمت پايه ‌٣٢٥ هزار دلار چكش خواهد خورد.<br />
<br />
در اين دوره طرح روي جلد كاتالوگ حراجي به اثري از «منير فرمانفرمايان» اختصاص دارد.<br />
<br />
همچنين در اين كاتالوگ ‌١١٥ صفحه‌اي كه تقريبا در هر صفحه آن دو تا سه اثر معرفي شده است به سه هنرمند شاخص ايراني سهراب سپهري، بهمن محصص و فرهاد مشيري هر يك، دو صفحه اختصاص داده شده كه شامل توضيحات كاملي درباره هنرمند و تاثيرات هنري آثار او مي‌شود.<br />
<br />
اين حراج با چكش خوردن بر هفت اثر از هنرمندان كشورهاي عربي آغاز خواهد شد و پس از آن آثار سه بانوي ايراني در معرض فروش قرار مي‌گيرد.<br />
<br />
در اين ميان نخستين هنرمند ايراني كه اثرش چكش مي‌خورد، «سميرا عليخان‌زاده» هنرمند جواني است كه از سوي «گالري اثر» در اين رويداد مهم حضور دارد.<br />
<br />
اثري از مجموعه معروف عليخان‌زاده با عنوان «آلبوم خانوادگي» با قيمت پايه شش هزار و ‌٥٠٠ دلار به فروش گذاشته خواهد شد.<br />
<br />
پس از او اثري از «شيرين نشاط» و «گلناز فتحي» روي ميز حراج قرار مي‌گيرند.<br />
<br />
در حراج عصر سه‌شنبه ساتبي لندن، از مدرنيست‌هاي صاحب‌نام ايران آثار متعددي در معرض فروش قرار خواهد گرفت.<br />
<br />
از «پرويز تناولي» دو مجسمه كه گران‌ترينش ‌١٣٠ هزار دلار قيمت خورده، از «سيد محمد احصايي» دو خط نقاشي كه يكي از آنها ‌٩٧ هزار و ‌٥٠٠ دلار قيمت پايه دارد، از «فرهاد مشيري» سه اثر كه ركوردش در اين ميان ‌٢٤٤ هزار دلار است، از «نصرالله افجه‌اي» دو خط نقاشي كه ‌٨١/٥ هزار دلار بالاترين رقم پيشنهادي را دارد و از زنده ياد «بهمن محصص» يك مجسمه كه جزو بهترين آثار اين هنرمند است به قيمت ‌٨١ هزار دلار چكش خواهد خورد.<br />
<br />
از ديگر هنرمنداني كه آثارشان در اين حراج حضور دارد، مي‌توان به نام‌هايي نظير حسين كاظمي، ماركو گريگوريان، فرامرز پيلارام، جعفر روح بخش، حسين زنده‌رودي، عباس كيارستمي، كوروش شيشه‌گران، فرح اصولي، آرمان اسپتانيان، داريوش قره‌زاد، ركني و رامين حائري زاده، رضا درخشاني، شهريار احمدي، پروانه اعتمادي، بيتا فياضي، صادق تيرافكن، عذرا عقيق بخشايشي، مرتضي پور حسيني و ... اشاره كرد.

			



                        
            

            

            
            
            
                        
            
                
            
        </div>
      
      ]]></content:encoded>





    </item>

    <item>
      <title>بزرگداشت هانیبال الخاص در خانه هنرمندان ایران</title>
      
			<link>http://www.pendar.net/story/hanibal_alkhas_khaneye_honarmandan_iran/</link>
						  
	  
	  
      <guid>http://www.pendar.net/story/hanibal_alkhas_khaneye_honarmandan_iran/#When:13:02:33Z</guid>
      <pubDate>2011-09-26T13:02:33+00:00</pubDate>
      <category>تجسمی, خبر ویژه</category>
      <author>پندار</author>

      

    
     
        

      
      <description>
      	            	نكوداشت زنده ياد هانيبال الخاص در آستانه‌ي نخستين سالمرگ اين هنرمند نقاش در خانه هنرمندان ايران برگزار مي‌شود. 
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                  </description>
      
      


    


      <content:encoded><![CDATA[
      
        <div style=" font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif; font-size:12px; direction:rtl; text-align:justify;">
        

			
                                	
                    	<img src="/uploads/images/cache/hanibal-240x184.jpg" width="240" height="184" alt="بزرگداشت هانیبال الخاص در خانه هنرمندان ایران" style="float:left; margin-right:15px; border:1px solid #999999; padding:1px;" />
                    
                                
                نكوداشت زنده ياد هانيبال الخاص در آستانه‌ي نخستين سالمرگ اين هنرمند نقاش در خانه هنرمندان ايران برگزار مي‌شود. 
                <br />
                <br />
                هانيبال الخاص ـ هنرمند نقاش و مجسمه‌ساز ـ صبح روز 23 شهريور ماه سال 89 در سن 80 سالگي در يكي از شهرهاي ايالات «كاليفرنيا» از دنيا رفت. <br />
<br />
اين در حالي است كه سال گذشته با فاصله كوتاهي از درگذشت هنرمند، نمايشگاه بزرگ مرور آثار او همزمان با سالروز تولدش به همت جمعي از شاگردان و دوستانش در تمامي گالري‌هاي اين مجموعه برگزار شد، اما اين بار در نبود هنرمند قرار است بار ديگر نمايشگاه و يادبودي براي او به همت خانواده ،شاگردان و دوستانش با همكاري دوباره خانه هنرمندان ايران برگزار شود. <br />
<br />
<br />
برنامه نكوداشت زنده ياد هانيبال الخاص روز جمعه - هشتم مهر ماه - در تالار استاد شهناز خانه هنرمندان از ساعت 16 آغاز مي‌شود و اين برنامه با افتتاح نمايشگاه آثار او همراه خواهد بود. <br />
<br />
اين در حالي است كه در حال حاضر جزييات اين مراسم مشخص نيست. <br />
<br />
بر اساس اين خبر،هانيبال الخاص سال گذشته و درسالروز تولد هشتادسالگي‌اش بدون هراس از مرگ گفته بود:«خلاصه بگويم كه خوبم و با شادي به استقبال هشتاد سالگي مي‌روم. بارها انديشيده‌ام يا از خود پرسيده‌ام كه بين سن چهارده تا بيست‌وچهار سالگي چه آموخته‌ام؟ يادم نمي‌آيد. پس نبايد مهم باشد. انسان هميشه تجريد را به تصوير درآورده است، مثل كاغذ سفيد يا سنگ بي‌شكل جز خودش همت ما اين همه است كه از تقدير و جبر بكاهيم و به اراده برسيم.» <br />
<br />
الخاص آغازگر طراحي فيگوراتيو در نقاشي نوگراست؛ نوع زندگي‌اش هم آن‌قدر متنوع و پيچيده بود كه بسياري از منتقدان و اهالي هنرهاي تجسمي باور دارند وجوه شخصيت او را هرگز نمي‌توان به‌طور كامل تصوير كرد،در حالي كه او در نقاشي ايران جريان‌سازي با اصالت بوده است. <br />
<br />
هانيبال از پدر و مادري آشوري در كرمانشاه به دنيا آمده است. 35 سال نقش هنر را به كساني آموزش داده كه خود اكنون مدرس‌هايي در دانشگاه‌هاي معتبر ايران به‌شمار مي‌روند. <br />
<br />
الخاص دوره‌هاي كاري خود را در ايران به‌صورت بزرگداشت‌ها، چون بزرگداشت پدرش، نيما يوشيج و جلال آل‌احمد، زماني كه در‌ها و پنجره‌هاي قديمي ‌را مي‌گرفت و به بوم تبديل مي‌كرد و اعتقاد داشته، نقاشي با ادبيات رقابت مي‌كند؛ او همچنان دوست دارد تا يك نقاشي چون داستان، اول، وسط و آخر داشته باشد. <br />
<br />
زماني كه بيشتر پرتره مي‌كشيد، لقب فتو عكاس گرفت؛ بعدها نيز بر تابلويي بزرگ از پرتره‌هاي شاعران دوران عارف قزويني تا شاعران امروز را كشيد. او تاكنون به‌جز هزاران تابلوي كوچك و بزرگ، 300 مترمربع نقاشي ديواري را نيز آفريده و يك‌صدو50 غزل حافظ را به زبان آشوري، با حفظ وزن و قافيه، معنا و طنز، ترجمه كرده است. <br />
<br />
خودش معتقد بود:«هنرهاي تجسمي در ايران در 30 سال اخير رشد قابل ملاحظه‌اي داشته، جايگاه اين هنر در ايران رشد كرده و جهاني ‌شده است. كارهاي هنرمندان ايراني را در بسياري از كشورها قبول دارند و در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي نيز به آنها توجه مي‌كنند». <br />
<br />
نقاش مدرنيست آشوري بارها در مراسم‌هايي كه به پاس تجليل براي او برپا شده بود از «ناديده گرفته‌شدن» گلايه كرده و به ايسنا عنوان مي‌كرد:«علاوه بر اين‌كه بازنشستگي‌ام را ندادند، حقوقم را نيز نپرداخته و ناپسند رفتار كردند، چرا كه من فقط براي خدمت به هنرمندان فعاليت مي‌كنم». <br />
<br />
او هميشه دلش مي‌خواست مردم با نقاشي ارتباط برقرار كنند؛ وقتي كه تابلويي را نگاه مي‌كنند، نترسند و درباره‌ي آن حرفي بزنند. دلش مي‌خواست كه همه مردم نقاشي بكشند. اعتقاد داشت نقاش، نقاش نمي‌شود مگر آن كه معلم شود. باور دارد كه دنيا يك مهماني است كه بايد در آن به همه خوش بگذرد. <br />
<br />
اين نقاش مدرنيست سال 87 نيز در يكي از مراسم‌هايي كه هم‌كيشان آشوري‌اش در نگارخانه ايشتار براي او برپا كرده بودند، گفته بود:« زندگي يك چرخه دارد و اگر به آن توجه كنيم متوجه مي‌شويم كه چه زيباست ريختن برگ‌هاي درختي و تبديل دوباره‌ي آن در سالي جديد به برگ ! اين تفكر باعث شد تا ذهنيات زيادي برايم ايجاد شود و هميشه آرزو كنم تا دوباره به كودكي‌ام بازگردم و اي كاش امكان داشت كه دوباره به پنج‌سالگي‌ام برگردم. من تلاش مي‌كنم و امروز به شما مي‌گويم كه خيلي تلاش كردم تا دوباره به 5 سالگي‌ام برسم. ولي نتوانستم و اكنون موفق شدم به 7 سالگي برسم. اما تمام اين سال‌هاي آخرم را معطوف به بازگشت دوباره به كودكي‌هايم مي‌كنم، چه‌بسا كه در مسيحيت آمده كه تا ما به كودكي باز نگرديم وارد ملكوت خداوند نمي‌شويم». 

			



                        
            

            

            
            
            
                        
            
                
            
        </div>
      
      ]]></content:encoded>





    </item>

    <item>
      <title>جنگ ایران و عراق در نگاه کاوه گلستان</title>
      
			<link>http://www.pendar.net/story/iran_iraq_war_kaveh_golestan/</link>
						  
	  
	  
      <guid>http://www.pendar.net/story/iran_iraq_war_kaveh_golestan/#When:10:56:18Z</guid>
      <pubDate>2011-09-21T10:56:18+00:00</pubDate>
      <category>تجسمی, سبک زندگی, خبر ویژه</category>
      <author>پندار</author>

      

    
     
        

      
      <description>
      	            	زنده ياد كاوه گلستان در فاصله سال‌هاي 1367&#45;68 مجموعه عكس‌هايي را در كردستان ثبت كرد كه يكي از آنها تصوير يك كودك قرباني جنگ تحميلي است كه در خبر امروز از آن ياد شده است.
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                  </description>
      
      


    


      <content:encoded><![CDATA[
      
        <div style=" font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif; font-size:12px; direction:rtl; text-align:justify;">
        

			
                                	
                    	<img src="/uploads/images/cache/806-240x184.jpg" width="240" height="184" alt="جنگ ایران و عراق در نگاه کاوه گلستان" style="float:left; margin-right:15px; border:1px solid #999999; padding:1px;" />
                    
                                
                زنده ياد كاوه گلستان در فاصله سال‌هاي 1367-68 مجموعه عكس‌هايي را در كردستان ثبت كرد كه يكي از آنها تصوير يك كودك قرباني جنگ تحميلي است كه در خبر امروز از آن ياد شده است.
                <br />
                <br />
                به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، ليلي گلستان - خواهر زنده ياد كاوه گلستان ـ در يادداشتي كوتاه بر اين عكس نوشته است:<br />
<br />
«چشمانش سبز است؟ آبي است ؟ يا کهربايي ؟<br />
<br />
نميدانم. عکس سياه و سفيد است. چشمانش سياه نيست. قهوه‌اي هم نيست. چرا مي‌گويم چشمانش ؟<br />
<br />
ما فقط يک چشم را مي‌بينيم. يک چشم با مژه‌هاي بلند و برگشته... چشم ديگر باند پيچي شده ... اما زخم زير باند پيداست.<br />
<br />
نگاه تر وغمگين پسر بچه تارهاي دلم را مي‌لرزاند. موهايش؛ موهايش حتمن زرداند. سمت چپ عکس موهايش را انگار باد بالا برده و در نور زرداند. حالا زرد هم نباشند کمرنگ‌اند .<br />
<br />
دور سر پسر بچه يک روسري بسته‌اند. يک روسري با نخ‌هاي طلايي. نخها برق مي‌زنند... روسري خواهرش بوده يا روسري مادرش؟ باز دلم مي‌لرزد براي آن مادر...آن مادري که مادر اين پسر بچه است.<br />
<br />
دهان پسرک چه شکل تلخي دارد. درد دارد ؟ يا از واقعه‌اي که بر او گذشته اين چنين به هم فشرده شده.<br />
<br />
هميشه با ديدن اين عکس از حود پرسيده‌ام که آيا چشمش خوب شده؟<br />
<br />
نرسيدم از کاوه بپرسم. کاش بود و جوابم را مي‌داد.<br />
<br />
اين پرسش هميشه با من خواهد بود وهميشه و هميشه بي‌جواب...»<br />
<br />
***<br />
<br />
به گزارش ايسنا،كاوه گلستان با آغاز جنگ تحميلي عراق بر ايران، در قاب تصوير همراه با ديگران، جهان را از جنگ، شهادت و از مصيبتي كه بر جنگ‌زده‌ها مي‌رفت، خبردار مي‌كرد.<br />
<br />
خودش معتقد بود: «عكس‌هاي توليدشده در زمان جنگ تحميلي كه عكاسان حرفه‌يي، آماتور و بسيجي تهيه كردند، يكي از كامل‌ترين و باارزش‌ترين مجموعه‌ي اسناد تاريخي در ايران است».<br />
<br />
گلستان عكاس ويژه مجله تايمز بود. مدتي با آژانس خبري آسوشيتدپرس كار كرد، سپس به شبكه خبري بي‌بي‌سي پيوست و در تهران به كار مشغول شد.<br />
<br />
سال 70 دوربين فيلم‌برداري به دست گرفت و تصويربردار شد. همان سال مستندي 22 دقيقه‌يي و سفارشي را با عنوان «ثبت حقيقت»، در لندن براي كانال چهار انگليس مونتاژ كرد. او در اين مستند، پاي صحبت چند روزنامه‌نگار ايراني زمان انقلاب نشست.<br />
<br />
پس از دو سال بار ديگر به ايران آمد و ماندگار شد. دعوت به تدريس در دانشگاه‌هاي آزاد را پذيرفت و سال‌ها تجربه‌هايش را به نسل علاقه‌مند جوان منتقل كرد.<br />
<br />
گلستان با شروع حمله متجاوزان آمريكايي و انگليسي به عراق، با يك گروه خبري شامل خبرنگار بي‌بي‌سي در ايران، تهيه‌كننده، مترجم و يك راهنماي كرد، به كردستان عراق رفت. سيزدهم فروردين‌ماه، دوم آوريل، عراق ـ كردستان ـ كفري، آن گونه كه مي‌گويند: اتومبيل توقف مي‌كند، تهيه‌كننده نفر اولي است كه پياده مي‌شود، نخستين قدم او با انفجار همراه است و از دست دادن پاهايش، گلستان كه گمان مي‌كند شليك خمپاره است، مي‌دود تا پناه بگيرد، او هم روي مين مي‌رود و بلافاصله كشته مي‌شود.

			



                        
            

            

            
            
            
                        
            
                
            
        </div>
      
      ]]></content:encoded>





    </item>

    <item>
      <title>اولین مرحله گذر فرهنگی تهران، دهه فجر امسال</title>
      
			<link>http://www.pendar.net/story/gozar_farhangi_tehran_goft/</link>
						  
	  
	  
      <guid>http://www.pendar.net/story/gozar_farhangi_tehran_goft/#When:14:52:10Z</guid>
      <pubDate>2011-09-17T14:52:10+00:00</pubDate>
      <category>موسیقی, سینما, نمایش, ادبیات, تجسمی, سبک زندگی, خبر ویژه</category>
      <author>پندار</author>

      

    
     
        

      
      <description>
      	            	غلامحسين خسروآبادي؛ مشاور شهردار منطقه‌ي شش تهران، در مورد تبديل شدن خيابان كريم‌خان‌زند به گذرگاه فرهنگي تهران، گفته : برخي از اقدامات لازم در دستور كار قرار گرفت و اميدواريم اين اقدامات تا دهه‌ي فجر و اواخر سال جاري اجرايي شوند.
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                  </description>
      
      


    


      <content:encoded><![CDATA[
      
        <div style=" font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif; font-size:12px; direction:rtl; text-align:justify;">
        

			
                                	
                    	<img src="/uploads/images/cache/karimkarim-240x184.jpg" width="240" height="184" alt="اولین مرحله گذر فرهنگی تهران، دهه فجر امسال" style="float:left; margin-right:15px; border:1px solid #999999; padding:1px;" />
                    
                                
                غلامحسين خسروآبادي؛ مشاور شهردار منطقه‌ي شش تهران، در مورد تبديل شدن خيابان كريم‌خان‌زند به گذرگاه فرهنگي تهران، گفته : برخي از اقدامات لازم در دستور كار قرار گرفت و اميدواريم اين اقدامات تا دهه‌ي فجر و اواخر سال جاري اجرايي شوند.
                <br />
                <br />
                مبلمان شهری، نیازمند طراحی از سوی کتاب فروشی ها <br />
<br />
او، سرپوشیده شدن جوی های خیابان کریم خان زند را که در حال حاضر در حال انجام است، مقدمه ی چنین برنامه هایی دانست. <br />
<br />
او گفته : «اعضاي اتحاديه كتاب‌فروش‌ها از ما خواسته بودند كه با ايجاد فضاهاي لازم، مبلماني متناسب با فضاي كتاب‌فروشي‌ها و در مقابل آن‌ها نصب شود تا فضاهاي پيراموني اين خيابان به پاتوق‌هاي فرهنگي تبديل شود. در راستاي اجراي اين طرح؛ به ناشران و كتاب‌فروشان اين خيابان گفته‌ايم تا طرح‌ها و پيشنهاد‌هاي خود را براي نصب مبلمان، المان‌هاي مربوط به كتاب و كتاب‌فروشي‌ها و تنديس‌هاي مورد نظر خود، به ما بدهند تا در ادامه‌ي برنامه‌ي تعريض اين خيابان به اجرا بگذاريم.»<br />
<br />
تئاتر خیابانی، بعید است<br />
<br />
او، برگزاری تئاتر خیابانی را موکول به نظرخواهي‌ از پليس راهنمايي و رانندگي و همچنين سازمان حمل و نقل ترافيك شهرداري <br />
دانست و گفت : «به احتمال زياد، اجراي اين طرح موجب مشكلات ترافيكي خواهد شد، بنابراين هرچند كه همكاران ما پيگير ماجرا هستند اما بعید است با احداث محل اجراي تئاتر‌هاي خياباني در زير پل كريم‌خان موافقت شود.»<br />
<br />
مرکز فرهنگی پارک مریم و نقشه فرهنگی منطقه، در دست انجام<br />
<br />
وي ضمن اشاره به طرح‌هاي چاپ نقشه‌ی فرهنگی منطقه با هم‌کاری موسسه‌ی گیتاشناسی و نصب آن در محل‌هاي مناسب در اين خيابان ادامه داد: «تمام اين طرح‌ها در دستور كار قرار دارند و پيگير عملي كردن آن ها با همكاري گيتاشناسي هستيم. همچنين در راستاي طرح گذرفرهنگي تهران، اتفاق خوب ديگري كه رخ خواهد داد،‌احداث يك مركز فرهنگي در شمال پارك مريم است.»<br />
خسروآبادي توضيح داد: «خوشبختانه در شمال اين پارك،‌زمين مناسبي جهت احداث يك مركز فرهنگي وجود دارد كه طبق مصوبات صورت‌گرفته، به زودي كار ساخت و ساز يك ساختمان 7 طبقه در آن آغاز خواهد شد.»<br />
 مشاور شهردار منطقه 6 تهران اضافه كرد: ما به اتحاديه ناشران و كتابفروشان پيشنهاد داده‌ايم تا پيش‌قدم شوند و در نحوه‌ي تخصيص فضاها به كاركرد‌هاي مختلف فرهنگي نظرات خود را ارائه كنند. اما انچه معلوم است، طبقات ابتدايي اين ساختمان به مراكز فروشگاهي كه به فروش محصولات فرهنگي و كتاب مبادرت خواهند داشد، اختصاص خواهد يافت و طبقه‌هاي فوقاني به مراكز آموزشي و فرهنگي تعلق مي گيرد.<br />
<br />
<br />
 مصوبات صورت‌جلسه‌ي نشست 17 تيرماه با كتاب فرو شان به اين شرح است:<br />
<br />
 بازسازی پیاده‌روها و پیاده‌راه‌های خیابان کریم‌خان <br />
،ایجاد مبلمان شهری مناسب، <br />
اختصاص فضاهای مناسب تبلیغات کتاب ،<br />
تهیه و نصب نماد فرهنگی نشر در خیابان ،<br />
چاپ نقشه‌ی فرهنگی منطقه با هم‌کاری موسسه‌ی گیتاشناسی، <br />
برگزاری تئاترهای خیابانی،<br />
 بررسی برای اجرای سرود ویژه‌ی منطقه‌ی 6 با هم‌کاری موسسه‌ی بتهوون، <br />
امکان‌سنجی برای تهیه‌ی آلبوم ویژه‌ی منطقه ـ آلبوم تصویری، <br />
بررسی ظرفیت زیر پل کریم‌خان برای استفاده‌های فرهنگی، <br />
بررسی نحوه‌ی استفاده از ظرفیت خیابان برادران مظفر ـ <br />
جمعه‌بازار کتاب

			



                        
            

            

            
            
            
                        
            
                
            
        </div>
      
      ]]></content:encoded>





    </item>

    <item>
      <title>تیر زدن در چشم ارواح</title>
      
			<link>http://www.pendar.net/story/mostafa_jafari_tarrahan_azad/</link>
						  
	  
	  
      <guid>http://www.pendar.net/story/mostafa_jafari_tarrahan_azad/#When:09:38:32Z</guid>
      <pubDate>2011-09-14T09:38:32+00:00</pubDate>
      <category>تجسمی, خبر ویژه</category>
      <author>پندار</author>

      

    
     
        

      
      <description>
      	            	این نمایشگاه  تا روز چهارشنبه 30 شهریور برپاست.
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                  </description>
      
      


    


      <content:encoded><![CDATA[
      
        <div style=" font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif; font-size:12px; direction:rtl; text-align:justify;">
        

			
                                	
                    	<img src="/uploads/images/cache/m_jafari-240x184.jpg" width="240" height="184" alt="تیر زدن در چشم ارواح" style="float:left; margin-right:15px; border:1px solid #999999; padding:1px;" />
                    
                                
                این نمایشگاه  تا روز چهارشنبه 30 شهریور برپاست.
                <br />
                <br />
                نمایشگاه عکس با عنوان  تیر زدن در چشم ارواح  در گالری طراحان آزاد<br />
<br />
نمایشگاه انفرادی  مصطفی جعفری با عنوان " تیر زدن در چشم ارواح " از روز<br />
جمعه 25 شهریور ، ساعت 16 در گالری طراحان آزاد  افتتاح می شود .<br />
در این نمایشگاه 15 عکس 100*70به نمایش در می آید .<br />
<br />
 مصطفی جعفری متولد 1363 است وی دانشجوی کارشناسی ارشد مرمت و احیای<br />
بناها و بافتهای تاریخی دانشگاه هنر اصفهان است .<br />
<br />
این نمایشگاه  تا روز چهارشنبه 30 شهریور برپاست و علاقه مندان می توانند<br />
 هر روز  از ساعت 16 تا 20  از این نمایشگاه دیدن کنند . گالری طراحان<br />
آزاد : میدان فاطمی، میدان گلها، میدان سلماس، شماره 

			



                        
            

            

            
            
            
                        
            
                
            
        </div>
      
      ]]></content:encoded>





    </item>

    <item>
      <title>وزارت فرهنگ و هنر، کار جریان «انحرافی» ست</title>
      
			<link>http://www.pendar.net/story/saffar_harandi_art_ang_cultural_islamic_/</link>
						  
	  
	  
      <guid>http://www.pendar.net/story/saffar_harandi_art_ang_cultural_islamic_/#When:11:54:42Z</guid>
      <pubDate>2011-09-11T11:54:42+00:00</pubDate>
      <category>موسیقی, سینما, نمایش, ادبیات, تجسمی, سبک زندگی, خبر ویژه</category>
      <author>پندار</author>

      

    
     
        

      
      <description>
      	            	آن ها می خواهند صورت مساله ی مهم امروز، یعنی اختلاس میلیاردی را پاک کنند.
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                    	            	
                  </description>
      
      


    


      <content:encoded><![CDATA[
      
        <div style=" font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif; font-size:12px; direction:rtl; text-align:justify;">
        

			
                                
                آن ها می خواهند صورت مساله ی مهم امروز، یعنی اختلاس میلیاردی را پاک کنند.
                <br />
                <br />
                وزارت فرهنگ و هنر شدن ارشاد، کار جریان «انحرافی» ست<br />
<br />
محمد حسین صفارهرندی، وزیر سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در پاسخ به خبرنگار سینمایی فارس نیوز، این کار ها را از «اهداف جریان انحرافی برای منصرف کردن مردم برای پیگیری مطالباتشان» عنوان کرده و به شدت با این ایده مخالفت کرد.<br />
<br />
او علت تعیین نام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این نام را به خاطر این دانسته است که : « و هنر» به سیاق آنچه در رژیم شاهنشاهی عملی و اجرایی می‌شد، طبعا مورد قبول انقلاب اسلامی نبود. نمونه بارز و روشن آن هم جشن‌های فرهنگ و هنر شیراز بود که فضاحت تمام‌عیاری به بار آورد و یک برنامه‌ای بود که حتی صدای افرادی را که مختصر وجدانی در همان رژیم پلید داشتند، درآورد و زبان‌‌شان را به اعتراض گشود.»<br />
او گفته که : «تنها وزارت‌خانه‌ای که عنوان اسلامی را با خودش یدک می‌کشد، وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی است که در ابتدای انقلاب با نام «وزارت ارشاد اسلامی» تأسیس شد. یعنی ما مثلا وزارت نیروی اسلامی یا مسکن اسلامی نداریم اما وقتی پای فرهنگ به میان می‌آید، این فرهنگ باید متاثر از چهارچوب‌های اعتقادی و دینی و اسلامی باشد و این موضوع هم در آن زمان به درستی تشخیص داده شده بود.»<br />
به اعتقاد صفارهرندی: «تمام فرهنگ و هنر رژیم گذشته، کارنامه«وزارت فرهنگ و هنر» پیشین با تمام کارها و عملکرد و قوانین‌اش است. معلوم است که یک ضرورتی موسسان نظام را به اینجا رساند که این عنوان را برای این وزارت‌خانه انتخاب کنند. من احساس می‌کنم این عنوان می‌تواند خودش راهنمای عمل باشد.»<br />
<br />
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی، درباره ی سابقه ی چنین ایده هایی گفته : «هر حال، این حرف، حرف سابقه‌داری است، یعنی ابتکار حضراتی نیست که جدیدا آن را بر زبان آورده‌اند. من تعجب می‌کنم که این دوستان فکر می‌کنند تکرار خزعبلات گذشتگان، می‌تواند بهره‌ای برای گویندگان امروز داشته باشد ولی چیزی که مشخص است، این است که هدف اصلی شاید پنهان کردن مسائل مهم جامعه باشد و جاهایی که باید پاسخگویی‌های اساسی نسبت به مشکلات روزمره صورت بگیرد، با طرح مباحث شبه‌نظری و مباحث ایدئولوژیک انحرافی، عملا می‌خواهند صورت‌مسئله جامعه را حذف کنند.»<br />
<br />
او معتقد است که صورت مساله ی مهم ما، اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی ست و گفته : «به نظرم کسانی که وظیفه پاسخ‌گویی نسبت به موضوعاتی این‌چنین را دارند، حق ندارند با طرح مباحث مشکوک نظری جامعه را از پیگیری این جور مسائل منصرف کنند و بخواهند حرف‌هایی که حرف ابتکاری خودشان هم نیست را بر زبان برانند.»

			



                        
            

            

            
            
            
                        
            
                
            
        </div>
      
      ]]></content:encoded>





    </item>

    
    </channel>
</rss>
