چهارشنبه، ۲۷ شهریور ۱۳۸۷
درباره یک مشکل در خرید آن لاین
گاف الکترونیکی به سبک ایرانی
فروش اینترنتی یعنی بنده از روی این کاناپه، بتوانم کالای مورد نظر را انتخاب، هزینه اش را پرداخت و بعد آن را دریافت کنم.
وقتی به زبان انگلیسی یک e کوچک پیشوند باشد یا در فارسی، پسوند الکترونیکی بیاید، اکثراً به این معناست که یک کار نسبتاً سخت را آنقدر آسان کرده اند که می شود با یک کلیک از شر دردسرهایش خلاص شد.
گاف الکترونیکی به سبک ایرانی
وقتی به زبان انگلیسی یک e کوچک پیشوند باشد یا در فارسی، پسوند الکترونیکی بیاید، اکثراً به این معناست که یک کار نسبتاً سخت را آنقدر آسان کرده اند که می شود با یک کلیک از شر دردسرهایش خلاص شد. پیشکسوت ترینش- تا آنجا که ذهنم یاری می کند- احتمالاً همین ایمیل یا پست الکترونیکی است که دیگر زحمت تایپ - یا خدای نکرده دست نویس- و تمبر زدن و تا صندوق پست رفتن را ندارد. حالا داستان های بعدی اش به کنار که ممکن است هیچوقت به مقصد نرسد و کلی هم زمان صرف این می شود که «خبرش» بیاید.

اصولاً خیلی خوب است که بتوان با یک کیبرد قبوض مختلف را پرداخت کرد، هزینه اینترنت را داد، از حساب الکترونیکی خود پول حواله کرد و یا بلیت هواپیما خرید. یکی از دلایل چاقی جوامع مختلف –مخصوصاً توسعه یافته- باید همین پیشرفت های تکنولوژی باشد که فعالیت های بدنی را به حداقل رسانده است!

اما متاسفانه، یا خوشبختانه، من اصلاً مخالف این پیشرفت ها نیستم و ترجیح می دهم همانطور که چای و شکلاتم را می خورم و اخبار روز را مرور می کنم، به حساب بانکی خویش هم سری بزنم و قبض موبایلم را بپردازم. یعنی به این صورت، در این عصر ماشین و سرعت و آلودگی های مختلف، دیگر نه در ترافیک می مانم، نه در صف طولانی بانک و نه دود می خورم.

حتی در هزینه ها هم صرفه جویی می شود. روزنامه ها و مجله هایی که همه به صورت الکترونیکی یا به عبارتی اینترنتی، روی صفحه مرورگر من باز و بسته می شوند، اولاً مرا از خریدنشان معاف می کند، ثانیاً شاید با کمتر خریدن نشریات کاغذی، دلم الکی خوش باشد که در حفظ محیط زیست هم سهمی دارم.

حالا بعد از تمام این حرف هایی که زدم و تعریف و تمجیدهایی که از سیستم های الکترونیک و تنبل پروری کردم، می رسم به بحث شیرین خریدهای اینترنتی که خدا را شکر در ایران هم دارد کم کم ریشه می دواند. البته در همین جا باید بگویم که اگر این خریدها به بلیت سینماها، تئاتر شهر و تالار وحدت هم ختم شود، برای من بسنده می کند و متواضعانه تعهد می دهم که از جایم تکان خورده و باقی اقلام مورد نیازم را شخصاً تهیه کنم!

اما قبل از اینکه دوستان مسئول به فکر بیفتند که فروش چیزی را «اینترنتی» کنند، یک نکته مهم را باید خاطرنشان کنم و آن، اینست که فروش اینترنتی یعنی بنده از روی این کاناپه که در مقبول ترین حالت روی آن لمیده ام، بتوانم کالای مورد نظر را انتخاب، هزینه اش را پرداخت و بعد آن را دریافت کنم!

چون به احتمال 99 درصد متوجه نشده اید که دارم به در می گویم که کدام دیوار بشنود، مسئله را بازتر و خودمانی تر توضیح می دهم: وقتی قصد مسافرت با قطارهای رجا را دارم و از روی سایت مربوطه، جدول زمانی قطارها را مطالعه و تاریخ رفت و برگشت خود را انتخاب می کنم، پولش را از حساب اینترنتی می پردازم و تایید خرید بلیت ها را هم توسط ایمیلی می گیرم که جزئیات شماره سالن و صندلی را هم به جز روز و ساعت حرکت دارد، دیگر انتظار ندارم که در آخر ایمیل آمده باشد که در اسرع وقت برای صدور بلیت –یعنی صرفاً پرینت ساده آن- به یکی از آژانس های مربوطه مراجعه کنم!