«پندار» می پرسد:
عکاسی به رنگ علاقه ؟
عکاس ها و روزنامه نگار ها به پرسش پندار، درباره ی مرز عقیده شخصی در فعالیت خبری انتخاباتی پاسخ دادند.
از این پس، به تناوب نگرسنجی هایی از سوی پندار انجام خواهد شد که در آن موضوعاتی به فراخور زمان مورد پرسش قرار می گیرد.
عکاسی به رنگ علاقه ؟
پرسش این نگرسنجی ها، از این پس، از طریق گروه پندار در سایت فیس بوک، به اطلاع اعضای پندار می رسد و کاربران می توانند نظر خود را از این طریق برای انتشار بر روی پندار در مدت زمان تعیین شده ارسال کنند.

برای عضویت در گروه پندار در فیس بوک، از طریق منوی بالای صفحه، انجمن را انتخاب کرده و عضو شوید.
همچنین افرادی که تمایل به عضویت در این گروه را ندارند، می توانند نظریات خود را درباره ی پرسش مطرح شده، در بخش کامنت های مطلب منتشر کنند.
پندار، می کوشد از این طریق، دریچه ای برای تعامل گروهی درباره ی مسائل فرهنگی، هنری و سبک زندگی بگشاید.



پرسش نخست : به نظر شما، استفاده از نشان های معنایی تبلیغاتی، در هنگام تهیه ی محتوای گزارشی، خبر و یا عکس، می تواند برای گزارشگر یا عکاس مجاز باشد یا خیر؟ آیا چنین اتفاقی، نفس استقلال گزارشگر را به خطر نمی اندازد؟





آلفرد یعقوب زاده، عکاس خبرگزاری سیپا:

یک فتوژورنالیست یا خبرنگار در کارش باید بی طرف باشد، اعتماد و احترام برای حرفه اش قائل باشد. علاقه ی شخصی را نباید با حرفه قاطی کرد.



محمد خیرخواه (عکاس خبرگزاری یونایتد پرس اینترنشنال):

به نظرم کسی نمی تواند کسی را محاکمه کند یا جلوی فعالیتش را بگیرد که چرا چیزی را روی دوربین یا سایر تجهیزاتش بسته است. تنها خط قرمز، قانون کشورهاست. اگر در مورد انتخابات بخواهیم صحبت کنیم وقتی تبلیغات کاندیداها بصورت رسمی و قانونی شروع شده باشد، این مسئله هم میتواند جزئی از آن تبلیغات باشد.

این یک مسئله کاملا شخصی است. ممکن است مثلا من بند [...] رنگ به تجهیزاتم ببندم اما عکس خوبی از [...] نگیرم




ابراهیم حیدری، عکاس:

ماجرای تعلق خاطر یک عکاس به سوژه در جایگاهی که بعنوان یک راوی بی طرف و منصف قرار می گیرد، مساله ای ست که همواره مورد بحث بوده و غالبا با مباحث دیگری نظیر اخلاق عکاسی،مناسبات عکاس و رسانه، رابطه عکاس و اجتماع و ... خلط می شود.

در جامعه ما عملا هیچ گونه رسانه مستقلی در دنیای غیرمجازی وجود ندارد و همواره این صاحبان قدرت و ثروت هستند که رسانه ایجاد می کنند، سیاستگذاری می کنند و راهبرد و خط مشی ارائه می دهند.

روزنامه نگاران و عکاسان هم در صورت پذیرش همکاری با رسانه، عملا مجری تام و تمام منویات صاحبان رسانه و بالطبع ثروت و قدرت می شوند. در چنین فضایی تصور وجود افرادی با هر گرایش فکری، اجتماعی و سیاسی که بتوانند عقاید شخصی خود را پشت در محل کار خود جا بگذارند و بعنوان رکن پنجم دموکراسی، چشم بیدار جامعه و صدای اکثریت خاموش و بی تریبون جامعه عمل کنند شاید انتظار زیادی باشد.

البته مفروضات بالا نکته ای را هم در خود مستتر دارد که بی شک خود اصحاب قلم نیز در ایجاد چنین شرایطی چندان بی تاثیر نیستند. چرا که بی شک صاحبان رسانه بدون یاری و مدد اهل قلم و تصویر قادر به ایجاد و ساماندهی رسانه ای پرمخاطب نیستند و اگر بود عزمی در جهت تعیین حدود قدرت صاحبان رسانه در تعیین خط مشی و خطوط قرمز، می شد که... غم نان اگر بگذارد.

از آنسل آدامز نقل شده است که «هیچ رسانه ای چون عکس، کنه وجود مولف را بر ملا نمی سازد». عکاس چون هر فرد دیگری در زمانه و دیار سیاست زده ما، آزاد است که عقاید سیاسی و اجتماعی خود را داشته باشد، اما هنگامی که این عقاید را وارد حوزه شغلی و اثر خود می کند، از جایگاه منتقد منصف جامعه خویش فاصله می گیرد و از عکاسی که در حوزه سیاست عکاسی می کند تبدیل به سیاست ورزی می شود که به مقتضای تبلیغ حزب و گروه مورد علاقه اش، عکاسی می کند. در این جایگاه فرد، چیزهایی را حذف می کند و در انعکاس وقایع چنان غلو می کند که بیشتر در حوزه کاری روابط عمومی ها تعریف می شود و این امر هم فقط به مقطع تولید اثر محدود نمی شود و در هنگام ارائه اثر هم مشاهده می شود.

عکاسی که در زیرنویس عکسهایش از واژگانی «استقبال پرشور» و «حضور حماسی» استفاده می کند، بی شک در هنگام تولید اثر نیز، به دنبال بستن کادر و انتخاب لحظه ای بوده است که موید این واژگان باشد.

چندی پیش با دوستی - که اتفاقا شاغل در روابط عمومی یکی از نهادهای همواره در معرض نقد دولتی است - بحثی در رابطه با استقلال مواضع نیروهای مطبوعاتی شاغل در روابط عمومی ها با مواضع سازمان مطبوعشان داشتم. در خلال این بحث نکته بسیار مهمی دستگیرم شد. این که نیروی روابط عمومی در دیار ما، برای دیدن و نقد کردن آموزش نمی بیند، می آموزد که بر همه چیز چشم ببندد، در انعکاس نقاط قوت یک کلاغ، چهل کلاغ کند و هر گونه نقد بجا و بیجایی را با تکذیب، تهدید و شانتاژ مواجه سازد.

در حوزه عکاسی مطبوعاتی -که این روزها بسیاری از دبیران و ادیتورهای رسانه سعی در تفکیک بیش از پیش آن با عکاسی مستند و تاکید بر وجه خبری صرف دارند- تاثیر نگرفتن از سوژه و حوزه فعالیت آن، از اصول اولیه و بدیهی بشمار می رود. و البته این عدم تاثیرپذیری هیچ ارتباطی به عواطف انسانی که در همه حال با مولف همو تایکید بر راه است ندارد و بحث بر سر تولید اثر با نگاه کاملا هدف گذاری شده در جهت القا منویات گرایش سیاسی مطبوع است. در این شرایط وقتی عکاسی با استفاده از اقلام تبلیغی و نشانه های گروه برگزار کننده اقدام به عکاسی میکند، این پیام القا می شود که نه تنها مقاومتی برای عدم تاثیرپذیری در کار نیست بلکه عکاس با افتخار دستها رابه علامت تسلیم بالا برده است. این رفتار شاید قبل از هر چیز به باج دادن به سوژه و تخطی ازجایگاه حرفه ای عکاس تعبیر شود از چنین عکاسی، توقع تولید اثری عمیق، منصف و منتقد، چندان منطقی بنظر نمی رسد.

و این جاست که دو راهی اخلاق شخصی یا اخلاق حرفه ای، بیش از پیش رخ می نماید.این انتخاب که آیا مولف باید با تلاشی خودآگاه در جهت حذف اعتقادات شخصی خویش، به دنبال خلق اثری منصف و واقع نما باشد یا در خلاقیت، تکنیک و هنرش را تبدیل به ابزاری برای رساندن پیام تفکر و گرایش مطبوعش کند و بی خیال مخاطبین رسانه اش، چیزهایی را سانسور کند و چیزهای دیگر را درشت نمایی کند و در نهایت اثری خلق کند چنان که دلدار پسندد.
در چنین روزگاری شاید بهتر باشد که ما عکاسان تعهد خود با «ثبت واقعیت» را مبنای عمل خود قرار دهیم و سانسور و گزینش را به دبیران و ادیتورها واگذاریم که بهتر از این عاشقان دلشده، مصالح و خط قرمزها را می شناسند.



سیاوش نورین – آزاد:

در همه حال نظر و رای افراد قابل احترام است و اعتقاد هر کس محترم. حق مسلم هر فرد يا افرادي است كه برای کاندیدای مورد نظر خود تبلیغ کنند.

یک عکاس یا خبرنگار در هنگام تهیه گزارش به عنوان نماینده یک رسانه تلقی شده و از حیث بعد فردی نگریسته نمی شود و لذا اینگونه حرکات در حین انجام وظیفه شایسته نیست.

اين اعمال مي تواند به شكل مخرب و ويرانگر باشد و به عدم اطمینان و رعایت بی طرفی در تهیه گزارشات آن ان منجر شود.



چاوش هماوندی – جام جم :
سلام. به نظرم يك عكاس يا خبرنگار در حين تهيه خبر حتي نبايد طوري رفتار كند كه بتوان حدس زد او طرفدار كيست چه بخواهد كه آشكارا تعصب و تعلق شخصي خود را آشكار سازد.



نرگس امامی – اقتصاد پویا:

درست نیست. چون واسه تهیه گزارش رفته نه تبلیغات.



شهرزاد اکبر – آزاد :

ما نمیتونیم کسی رو مجبور کنیم که اعتقتداتاش را پنهان کنه یا نه! اگر کسی ار فلان کاندیدا حمایت میکنه به خودش بستگی داره که نشون بده من از آقای فلان طرفداری میکنم با نشون نده.

به نظر من مهم ترین نکته اینه که فردی که از بیرون داره نگاه میکنه خیلی خیلی تحت تاثیر قرار میگیره. مثلا میبینه فلان عکاس با روبان سبز داره از یک کاندیدی عکس میگیره .پس میگه این چون روبان سبز دستش هست و من مخالفشم خب مثلا نمی ره عکس هاشو ببینه یا نقد منصفانه انجام بده! یا به خودش میگه حتما داره عکس های تخریب کننده میگیره. کلا سو گیری پیش میاد! پس بهتره که نشون نده.



حسین وحدانی – روزنامه نگار مستقل:

بسته به نوع قرارداد حرفه اي خبرنگار/عكاس با موسسه مطبوعش، قوانيني هم براي حدود استقلال راي و وابستگي سازماني - يا به عبارتي شخصيت حقيقي/حقوقي خبرنگار - وجود دارد كه طبعا مورد توافق طرفين قرارداد (رسانه-خبرنگار) قرار گرفته.

از آن جا كه در ايران معمولا خبري از قرارداد حرفه اي نيست كه در آن مرام نامه كارفرما (رسانه) و حدود و ثغور وظايف و اختيارات خبرنگار و رابطه شخصيت حقيقي/حقوقي وي مشخص شده باشد، به نظر مي رسد تنها معيار، اخلاق عرفي حاكم بر مطبوعات و رسانه ها باشد. در اين چارچوب ظاهرا نبايد مشكلي براي استفاده از نشان هاي يادشده و نمايش گرايش سياسي خبرنگار باشد؛ چه آنكه رسانه هاي داخلي معمولا داراي خطوط پررنگ سياسي هستند و نمايندگي هركدام از آنها (به عنوان خبرنگار،عكاس يا ...) در حين تهيه خبر، شركت در نشست هاي مطبوعاتي و غيره، به منزله نوعي نمايش گرايش سياسي هردو شخصيت حقيقي/حقوقي هم هست.



میثم یوسفی، خبرنگار آزاد:

از نظر اخلاقي گرچه اين يه تبليغه و يك خبرنگار با يه شهروند معمولي فرق داره كه بگيم حق نداره تبليغ كنه، ولي از طرفي توي حوزه ي خودش مثل يه ورزشكاره كه حق داره از فلان شركت و فلان برند حمايت كنه و مبلغش باشه. اگر اين تبليغات دور از انصاف نباشه و باعث نشه به خاطر چنين كاري انصاف و اخلاق رو هم كنار بگذاريم و رسالتمون مبني بر بيان حقايق رو فراموش كنيم مشكلي نداره. البته هر فردي اين بيان حقايق رو با تفكرات سياسي و اجتماعي ش مي آميزه كه يكي ش هم همين موضوع يعني استفاده از بنر يه كانديدا يا تبليغ براي اون توي فرصت هاي مختلف مي تونه باشه. البته اگر اين مسئله از يه
مكانيزم دولتي يا سازماني با اجبار و اعمال فشار باشه محكومه و قطعا درست نيست. گفتم كه در حد يه حركت فردي در حوزه ي شخصي قابل قبوله و نه بيشتر.



حمید جانی پور :

حالت بسيار خوب اين است كه عكاسان و خبرنگاران بايد تفكر و ايدئولوژي خود را در كارشان نشان دهند.(هيچ گاه نمي شود عكاسي بدون داشتن تفكر و نظر اثري خلق كند) اما در مورد تبليغ براي كانديداي مشخص، بگمان من در ايران ما نزديك انتخابات دچار شور انتخاباتي ميشويم و بدون نقد كانديداي مورد علاقه به تبليغ او ميپردازيم كه اين هم ايرادي ندارد چون ما به حداقل ها راضي هستيم. طبيعي است كه من عكاس و خبرنگار دفاع مي كنم از كانديدايي و نظرم را بيان مي كنم. البته نكته بسيار مهم اين است كه بايد تعادل را هم رعايت كنم.



مجید مصطفی زاده – آزاد :

اگر عکاس یا خبرنگار بخواهد با این کارش جو را برهم بزند کاره خوبی نیست، ولی درکل مجاز هست فقط علاقه ی شخصی خودش را با آن نماد مطرح کند و خود را نماینده ی محلی که کار میکند نشان ندهد.



مسعود حسینی - خبرنگار-عکاس خبرگزاری فرانسه در کابل-افغانستان:

سلام. بی طرفی محض اولین و مهمترین اصل کاری یک خبرنگار است که با استفاده از هر نشانه ای به نفع یک کاندید خدشه دار می شود. عکاس-خبرنگار کسی است که 100% واقعیت را به افکار عمومی منتقل می کند و به همین دلیل قبول مسولیت و خطر زیاد است که بین همه گروهها با هر نوع گرایش فکری و سیاسی محترم است و همه از او دعوت می کنند که واقعیت در حال انجام را به دیگران منتقل کنند.

حال اگر یکی از این مشخصات با طرفداری علنی و آشکار از یک جریان سیاسی زیر پا گذاشته شود دیگر نمی توان به او به عنوان یک فرد صادق و راستگو نگاه کرد.



سلمان زرکوب – آزاد:

2 حالت وجود داره :

نخست این که عکاس برای جایی عکس سفارشی میگیرد. در این حالت نمی تواند قرار دهد. مثلا: عکاسی که برای […]عکس می گیرد، اگر لوگوی […] را زیر تمام عکس هایش بزند، آنها هم همچین مُهری زیر پرونده اش بزنن که هم آبش بشه و هم نونش.

2- عکاسی که آزاد عکس می گیرد، آزاد است که هرجور خواست بگیرد. چه آرم […] بزند، چه لوگوی[…] . کسی هم موافق نبود، خب نباشد.



محمد رضایی/ عکاس خبرگزاری فارس

این مسئله رو بطور کامل نمیشه نفی کرد چرا که عکاس یا مطبوعه خصوصی در راستای کار (حرفه ای) میتونه با عقد قرارداد مالی یا معنوی فی مابین ، به فعالیت خصوصی خود با یک نهاد، حزب، شرکت یا اشخاص حقوقی و حقیقی بپردازه ؛ اما اینکه نهادهای خبری ما که غالبا از این موضوع مستثنی هستند به بهانه پرداختن به فعالیتهای انتخاباتی یک کاندیدا (رنگ و لعاب) اون طیف زمانی و مکانی رو به خودشون میگیرن اصلا پسندیده نیست.



عبدالحسین رضوانی – فارس:

به نظر من عکاس و خبرنگار برای جلوگیری از دادن ذهنیت این کار نکنه .



کوروش رنجبر:

بارها از نوع اجرای مجریان شبکه های تلویزیونی و گزارشگران این رسانه عصبانی و کلافه شده ام، چرا که بدیهی ترین اصل که همان بی طرفی است، نادیده گرفته می شود.

این مسئله تنها شامل حال رسانه ی صدا و سیما نمی شود، بلکه گاهی بعضی از روزنامه ها هم به دام آن می افتند و فرقی نمیکند که متعلق به کدام جناح باشند.

به نظر من روزنامه ها یا خبرگزاری هایی که به عمد اخبار مربوط به جناح مقابل را نادیده میگیرند، حذف یا بی تفاوت از کنارش می گذرند، در واقع به اصل بی طرفی که مهمترین بخش از این حرفه محسوب می شود، خیانت می کنند.

کار عکاس و خبرنگار در تهیه ی گزارش و خبر و ثبت رویدادها مبتنی بر نگاه بیطرفانه است و مدنظر قراردادن نگاه سیاسی و تفکرات خاص گروهی و حزبی در حین انجام کار،در واقع زیر سوال بردن رفتار حرفه ای است.

چرا که ناخودآگاه باعث می شود از حقایق دوری شود و تصویر وارونه ای به مخاطب ارایه شود.

همین اصل را در نظر بگیرید وقتی عکاسی در جلسه ی انتخاباتی یکی از کاندیداها که وابسته به جناح رقیب است، حضور دارد، اگر نگاه بی طرفی نداشته باشد، خود به خود عکس هایی می گیرد که نوعی شیطنت در آن مشهود است و این از نظر اخلاق حرفه ای درست نیست و یا عکاسی که از یک رویداد جنگی و یا یک واقعه ی تروریستی عکاسی می کند اگر به اصولی که مورد قبول جامعهی خبری است وفادار نباشد ترفندهایی را به کار میگیرد که سعی در اغراق واقعهی پیش آمده دارد.
پس با توجه به موارد ذکر شده ، معتقدم که عکاس و خبرنگار در حین انجام کار باید فارق از دیدگاههای سیاسی به کار خودش بپردازد.


این نظرسنجی با همکاری انجمن Iranian Photojournalists صورت گرفته است
نمایش : 8906 بار
به نظر من هیچ ایرادی به استفاده از نشانه یا تبلیغ نیست. البته برای ژورنالیست آزاد. در صورت داشتن خط مشی رسانه ای کارمند مجبور به اطاعت است. مگر اینکه از قبل خود رو برای یک سری اتفاقات آماده کرده باشد!
ارسال شده توسط در 05/20 ساعت 01:31 AM
با احترام به دوستانی که فکر می کنند عکاس نباید نظر شخصی اش را در کارش دخالت بدهد، من فکر می کنم عکاس مرده شور نیست که انتظار داشته باشیم مرده ی همه را یکسان بشوید!
عکاس هنرمند است و می تواند نظرش را در انتخاب سوژه، موقعیت آن و ساختار و محتوای عکس دخیل کند. اما قضاوت بر عهده ی مخاطب است که آیا عکس را بپسندد یا خیر.
اگر عکس یا مجموعه ی عکسی از یک کاندیدا توانست نظر طیفی از مخاطبان را به سوی او جهت دهد، باید به انتخاب عکاس درود فرستاد. عکاس خبری عکس پرسنلی نمی گیرد. قرار است طرز تلقی و نگاه او به سوژه، روی مخاطب تاثیر بگذارد و توجه او را به خبر جلب کند. عنین کردن نگاه عکاس به سوژه و اجازه ندادن به او برای دخیل کردن اندیشه اش، درست نیست. حداقل اینجا بگذاریم بحث گسترده ی عدالت وارد مقوله هنر نشود!
ارسال شده توسط در 05/20 ساعت 02:02 AM
ماکان جان، عکاسی خبری "هنر" ه ؟
ارسال شده توسط در 05/20 ساعت 02:18 AM
به نظر من وقتی عکاس به نمایندگی از یک رسانه در برنامه ای خبری حاضر می شه، باید تعلقات فکری و جناحی خود را کنار گذاشته و بی طرفی کامل را در عکاسی و ظاهرش حفظ نماید، چون در آنجا او یک شخص حقوقی است و به عنوان نماینده رسانه شناخته می شود.
ارسال شده توسط در 05/20 ساعت 10:24 AM
به نظرم عکاس و خبرنگار باید در توليد و انتشار عکس یا خبر خود استقلال داشته باشد و تنها با هدف حقيقت‌گويی و دادن اطلاع و آگاهی واقعی به مخاطب به انتشار عکس و خبر بپردازد. هر چه اين استقلال بيشتر باشد آزادی اطلاعات نيز به نحو بهتری تامين خواهد شد.
فريب‌كاری و اطلاعات ساختگی، استفاده بی مورد از نشانه ها برای بزرگنمایی یک شخص از موارد مورد بحث دراخلاق حرفه‌ی در رسانه هاست.
ارسال شده توسط در 05/20 ساعت 04:52 PM
in emkan nadareh ke ensan kari ra anjam dahad ke rangi az tafakorat , bardasht va jahan bini haie shakhsi be dur bashe .
bi taraf budan mafhumi tajridi hast.
ارسال شده توسط در 05/20 ساعت 09:37 PM
اصولا کار سخت و دشواری است که آدم روزنامه نگار و عکاس باشد و بی طرف ! تو بگیر در هر منصبی که باشد بی طرفی دشوار است و مگر آدمی می تواند از دل خواسته اش دوری بکند برای اینکه بی طرف بماند؟
اما شرافت روزنامه نگاری ی مدرن خلاف چیزی است که در خبر نویسی بخواهی مثلا صدر و ذیل خبر را با شانتاژ و توضیحات دلبخواه و گمراه کننده پر کنی و به شعور مخاطب تو... Read moreهین کنی ! در میان این چند روزنامه ی موجود کدام یک این اصل را رعایت می کنند؟
یاد محمود شمس الواعظین به خیر که اصل را بنا کرد اما نتیجه چه شد ... چه شد ...چه شد
ارسال شده توسط در 05/21 ساعت 02:19 AM
بله نیماجان. عکاسی یک هنره و عکاسی خبری بخشی از هنر عکاسی. البته فکر کنم بتونی عکس رادیولوژی را از این قاعده مستثنا کنی.
ارسال شده توسط در 05/21 ساعت 02:27 AM
صفحه 1 از 1
نام
ایمیل
نظر
روبات ؟
 
مشخصات شما حفظ شود
 
گزارش‌های مرتبط
تازه‌های پندار
پربیننده ترین‌ها