
04/23 / نیما افشارنادری / 06:06 PM
در دفاع از حق «روزنامه نگاری»
به نام روزنامه نگار، به كام روزنامه دار
بخشی از دوام حرفه ای روزنامه نگاران از یك سو همواره از سوی مدیران رسانه دار تهدید می شود.
روزنامه نگاری برای روزنامه های اصلاح طلب مثل كاركردن افغان ها برای ساختمان سازی های تهران است. اگر ساختمان بر سر آن ها خراب شود مسوولیت خسارتش را كسی نمی پذیرد و اگر هم ساختمان ساخته شود، افتخارش از آن مالك و سرمایه گذار است.
در این شرایط، بخشی از دوام حرفه ای روزنامه نگاران از یك سو همواره از سوی مدیران رسانه دار تهدید می شود. به آن ها گفته می شود اگر حقوق حرفه ای خود را مطالبه كنند امكان جایگزینی آن ها با افرادی مطیع تر و البته تازه نفس تر وجود دارد.
قانون كار از روزنامه نگاران به عنوان كارگران رسانه ای حمایت مناسبی نمی كند. انجمن صنفی حامی روزنامه نگاران وجود ندارد. مجوز هر روزنامه ای می تواند لغو شود و شمار مخاطبان رسانه ای در ایران رو به كاهش است. رقبایی مثل تلویزیون و اینترنت وجود دارند. روزنامه های خوش آب و رنگ خانوادگی و سبك زندگی این روزها بیشتر از هر نشریه ی دیگری برای مخاطبان جذابیت دارند و می فروشند. نشریات انبوهی كه از سوی موسسات دولتی مانند همشهری در كیفیتی بالا و قیمت ارزان منتشر می شوند انتخاب بسیاری از مشتری های مطبوعات را تغییر می دهد و هر روز بیشتر از روز قبل موقعیت نشریاتی كه خود را با هویت «اصلاح طلبی دوم خردادی» تعریف می كنند ضعیف تر می شود.
نسل تازه ای كه به فضای هنری و اجتماعی وارد می شود فاقد بسیاری از خاطرات روزنامه نگارهای دوره ی ۷۶ تا ۸۴ هستند. برای آن ها اهمیتی ندارد كه این مطلب تر و تمیز و جذاب را در چلچراغ اصلاح طلب بخوانند یا همشهری جوان راستگرا، در جام جم دولتی یا شرق از توقیف بازگشته.
در این شرایط، روزنامه نگارهای جوان عصر دوم خرداد كه اینك خسته از ۱۳ سال كشمكش ذهنی هستند، زمانه ای را بدون كسب درآمد كافی سر كرده اند، محافظه كار تر شده اند، فقیرتر شده اند و انعطاف پذیری كمتری در ارتباط با مخاطبان جوان پیدا كرده اند، نگران آینده ی حرفه ای خود در صورت خروج از تعریف كلیشه ای «روزنامه نگاری اصلاح طلبانه« هستند و خروج از این نشریات آن ها را نگران می كند.
بخشی از بازار رسانه ای در ایران به بازارسازی برای «مردان رسانه ای» و «دلال های رسانه باز» تعلق دارد كه از تمام شرایط گفته شده برای فشار همزمان به كارگران رسانه ای خود (روزنامه نگاران) و كسب و كار و تجارت رسانه ای (فروش كاغذ، تولید تریبون های تبلیغاتی، پیش فروش ،آگهی و امثال آن) استفاده می كنند. تصمیم به چاپ روی كاغذ های روزنامه ها و امیدبخشی به روزنامه نویسان و مخاطبان برای باقی ماندن تحت هر شرایطی، در كنار همه ی دلخوشی ها و تولید واژگان و فرهنگ و اطلاع رسانی،روی دیگری هم دارد.
روزنامه دار های بزرگ روزنامه ای را جایگزین روزنامه های قبلی می كنند و مطبوعاتی های سركش را هم در روزنامه ی تازه به كار نمی گیرند. آگهی ها تلنیار و محصولاتشان را پیش فروش كرده و از بیمه كردن روزنامه نگارهایشان سر باز می زنند. هزینه های مطالب نوشته شده را بار روزنامه نگارهایشان می كنند و خود در ساختمان های مشترك روزنامه های متفاوت، در سایه اسكناس ها را می شمارند؟
نمایش : 7789 بار
Commenting is not available in this weblog entry.
گزارشهای مرتبط
تازههای پندار
لئونارد کوهن، با اشتیاق در کتابفروشی های ایران
خاموشی فریاد در آتن
واکنش کیارستمی به جایزه گلدنگلوب فرهادی
پیام تبریک معاون امور سینمایی به اصغر فرهادی
شادباش رضا میرکریمی برای جدایی نادر از سیمین
جدایی نادر از سیمین، دوباره در بازار سینمای خانگی
شادباش مدیر جشنواره فجر به اصغر فرهادی
«اینترنت ملی، جایگزین اینترنت نیست»
پربیننده ترینها
رفع فیلتر دوباره، برای «فیس بوک»
پایان ابدی، برای پیمان ابدی
غذا خوردن کنار خیابان را عشق است!
ماجرای آخرین بدل کاری پیمان ابدی
خاک سپاری پیکر پیمان ابدی، بامداد آدینه
اهانت و درگیری با عکاس ها، در جلسه انتخاباتی
نامزدها جلوي دوربين
بالاخره: کنسرت «دارکوب»
«تغییر نام خیابان ولیعصر به مصدق منتفی ست»
گشایش دفتر خبرگزاری فارس در دوشنبه

