
01/02 / پندار، گروه سينمايی، سحر اكبريان / 12:42 PM
نگاهی به فيلم «مردانی كه به بزها خيره میشوند»
فيلم «مردانی كه به بزها خيره می شوند» يا «The Men Who Stared at Goats» فيلمی كمدی است كه بر اساس كتابی به همين نام ساخته شده است

باب كه شيفته اين موقعيت شده تصميم ميگيرد تا كسيدی را در اين جستجو همراهی كند. اين دو رد جنگو را در كمپی زيرزمينی پيدا میكنند كه توسط يكي از اعضای خائن سابق گروه يعني «لری هوپر» (كوين اسپيسی) اداره میشود. خبرنگار در بازی ميان دو گروه «ارتش زمين نو» و ارتش شخصی هوپر گرفتار میشود و برای رهايی از اين ماجرای ديوانهوار بايد دشمنی را كه هرگز تصور نمیكرده، گول بزند.
فيلم توسط «گرنت هسلوف» كارگردانی شده كه از سوابق او میتوان به نوشتن فيلمنامهی «شب به خير، و موفق باشيد» در سال 2005 اشاره كرد.
«راجر ايبرت»، منتقد روزنامه «شيكاگو سان تايمز»، درباره اين فيلم مینويسد: «فيلم ميان خاورميانه امروز و اتفاقات بيست سال پيش از آن در حركت است، يعنی زمانی كه كسيدی برای تبديل شدن به سربازی وفادار تحت تعليم جنگو قرار داشت. جورج كلونی نقش كسيدی را بدون اغراق و باورپذير بازی كرده است، مرد عاقل كه ناممكن را به چشم ديده و هيچ چارهای جز باور كردن آن ندارد. او به ويلتون ويديويی را نشان میدهد كه در آن يك بز و يك همستر توسط نيروی ذهن انسان كشته میشوند. در تئوری، نيروی ذهنی انسان حتی به او اين قدرت را میدهد كه از ديوار عبور كند- البته اگر به آن اعتقاد داشته باشد.»
وي ادامه میدهد: «كوين اسپيسی، كه مجذوب فعاليتهای تئاتری لندن شده است، بازگشت خوبی در نقش هوپر داشته است. كسی كه از همه چيزهايی كسيدی سمبل آن است متنفر است، هر آن چه كه باشد. تمام هنرپيشگان فيلم نقشهای خود را بیعيب و نقص بازی كردهاند.»
ايبرت فيلم را كمدی موفقی دانسته و در وبسايت شخصی خود به آن نمره سه و نيم داده است.
«تای بر» منتقد روزنامه «بوستون گلوب» نيز درباره فيلم چنين نوشته است: «فيلم سوال مشخصی را مطرح میكند: آيا به هيچ بزی در اين فيلم خيره نگاه میشود؟ و در اين صورت، توسط چه كسی و با چه منظوری؟ جواب هر دو سوال اين است: بله؛ توسط جورج كلونی و برای كشتن آنها توسط حمله قلبی از راه نگاه كردن به آنها كه بخشی از ابتكار عملهای ارتشی فوق سرّی به شمار میرود.»
«شما نمیتوانيد چنين مسائلي را از خودتان درآوريد اما میتوانيد روايت ناموفقی از آن داشته باشيد، و اين همان چيزی است كه باعث سقوط اين درام هجوآميز شده است. طنزی كه میتوانست يك «دكتر استرنج لاو» امروزی باشد، در دام كارگردانی تازهكار، فيلمنامهای نا منسجم، و نقش اولی كه بد بازی شده گرفتار شده است.»
«منظور جورج كلونی نيست. در حقيقت لين كسيدی نقشی است كه برای قامت او دوخته شده است: فردي با اعتماد به نفس بالا، كمی خل و چل و انفعالی. مسئلهای كه به درخشش بيشتر كلونی كمك كرده، شخصيت باب ويلتون با بازی مك گرگور بريتانيايی در نقش يك خبرنگار امريكايی است كه حتی نتوانسته لهجه مربوط به نواحی شرقی امريكا را به درستی ادا كند.»
«زمان فيلم مربوط به روزهای اول اشغال عراق در سال 2003 است، و ويلتون تلاش میكند تا خود را در اين كشور جا دهد و حسن نيت مردانه خود را به همسر سابقش كه البته اهميتي به اين مسئله نمیدهد، نشان دهد. اين روزنامهنگار با كسيدی آشنا میشود كه خود را جای يك پيمانكار خصوصی جا زده است اما در حقيقت از نيروهای قديمی گروهی موسوم به ارتش زمین نو به شمار میرود.»
«جف بريجز نقش مغز متفكر اين گروه يعنی بيل جنگو را بازی میكند، روباهی با موهايی دم اسبی و ضد جنگ كه در مرغداری پنتاگون رها شده است. نابترين لحظههای كمدی فيلم فلش بكهايی است كه جلسات تمريني اين واحد سرّی را نشان میدهد، صحنههايی كه در آن كلونی با موهايی بلند به همراه هنرپيشگان ديگر فيلم «تكنيك چشمهایدرخشان» را فرا میگيرند و مانند دختران تينيجر در يك كنسرت میرقصند.»
«يكی از مشكلات فيلم اين است كه شخصيت مكگرگور بامزه و يا حتی جذاب نيست. مشكل بزرگتر فيلم اين است كه گرنت هسلوف، در اولين تجربه كارگردانی خود پس از نگارش فيلمنامه «شب به خير، و موفق باشيد»، راه خود را در اتفاقات در هم تنيده فيلم گم میكند.»
«هسلوف از ما میخواهد كه به تصوير هيپی گونه ارتش زمين نو بخنديم و در عين حال آن را باور كنيم، اما او به اندازه كافی كارگردان زيركی نيست. فيلم كه میتوانست فيلم موفقی از آب در آيد، شكست میخورد.»
نمایش : 3666 بار
گزارشهای مرتبط
تازههای پندار
واکنش کیارستمی به جایزه گلدنگلوب فرهادی
پیام تبریک معاون امور سینمایی به اصغر فرهادی
شادباش رضا میرکریمی برای جدایی نادر از سیمین
جدایی نادر از سیمین، دوباره در بازار سینمای خانگی
شادباش مدیر جشنواره فجر به اصغر فرهادی
«اینترنت ملی، جایگزین اینترنت نیست»
موفرفری ها خون می دهند
سایتی برای «قهوه» خور های ایرانی
پربیننده ترینها
رفع فیلتر دوباره، برای «فیس بوک»
پایان ابدی، برای پیمان ابدی
غذا خوردن کنار خیابان را عشق است!
ماجرای آخرین بدل کاری پیمان ابدی
خاک سپاری پیکر پیمان ابدی، بامداد آدینه
اهانت و درگیری با عکاس ها، در جلسه انتخاباتی
نامزدها جلوي دوربين
بالاخره: کنسرت «دارکوب»
«تغییر نام خیابان ولیعصر به مصدق منتفی ست»
گشایش دفتر خبرگزاری فارس در دوشنبه

