
12/31 / / 10:30 PM
سلی: فضای لس آنجلس موسیقی پاپ را خلع سلاح کرده !
در لوسآنجلس كه موسيقی پاپ كاملاً خلع سلاح شده است. قبل از انقلاب موسيقی پاپ پر از شور و نشاط بود و در آن افراد جوان همكاری داشتند و علاوه براين هر كدام آنها صاحب سبك خاص خود بودند. ولی بعد از انقلاب تا يكی دو سال موسقی پاپ دست و پايی زد ولی در لسآنجلس فضايی بوجود آمد كه تعريف آن از لحاظ سياسی و اجتماعی دشوار است. باعث شد كه موسيقی در جايی متوقف شود
درواقع موسيقی پاپ ايران هم به نوعی رويهی موسيقی لسآنجلس را پی گرفته است. شايد به اين دليل است كه اين موزيسينهای مقلد هرگز از موسيقی پاپی كه در ايران گذشته وجود داشته است آگاهی نداشتهاند يا به آن نپرداختهاند و به جای آن به موسيقی كه از ماهواره پخش میشود گوش دادهاند.
درواقع موسيقی پاپ ايران هم به نوعی رويهی موسيقی لسآنجلس را پی گرفته است. شايد به اين دليل است كه اين موزيسينهای مقلد هرگز از موسيقی پاپی كه در ايران گذشته وجود داشته است آگاهی نداشتهاند يا به آن نپرداختهاند و به جای آن به موسيقی كه از ماهواره پخش میشود گوش دادهاند.
سلیمان واثقی (سلی)، هنرمند قدیمی ایران، پس از سالها دوری در تعطیلات نوروز به ایران بازگشت و بعد از آن به دنبال گرفتن مجوز برای شروع دوره جديد فعاليت هنری اش بخصوص در زمينه های موسيقی پاپ و موسيقی قوالی بود. طی مراحل اداری صدور مجوز مدتی طول خواهد کشید و به همین دلیل سلی فعلا به کانادا بازگشته است او قبل از بازگشت به کانادا به ما گفت: بلافاصله پس از اخذ مجوز CD جدیدش را در ایران منتشر می كند و شايد كنسرتی هم برگزاركند.
بچند روز قبل از سفرش با او كه همراه نادر داودی، عكاس و روزنامهنگار، به بازديد از خانهی هنرمندان ايران آمده بودند، در پاتوق گلستان گفتگویی داشتیم كه مشروح آن را در ادامه می خوانید:
بچند روز قبل از سفرش با او كه همراه نادر داودی، عكاس و روزنامهنگار، به بازديد از خانهی هنرمندان ايران آمده بودند، در پاتوق گلستان گفتگویی داشتیم كه مشروح آن را در ادامه می خوانید:
++در مورد بازگشت به ايران و دوره جدید فعالیت هنریتان توضيح دهيد
دوره جديد فعالیت هنری ام در ايران منوط به اجازهی فعاليت از طرف وزارت ارشاد است. باید اینجا یادآوری کنم که در وزارت ارشاد به من به عنوان يك هنرمند قديمی بسيار احترام گذاشتهاند.
++بعد از رفتن از ایران چند کار منتشر کردید؟
دو آلبوم، یکی مربوط به 18 سال پيش است به نام آلبوم آب با تنظیم آقای کامران خاشع و ديگری حدود 7 تا 8 سال پيش که آن را در تورنتو ضبط كردهام به نام «چرخ» با همكاری دوست عزيزم آقای جمشيد باستانی كه كار تنظيم آن را هم بر عهده داشتهاند. آلبوم آب بعد از انقلاب ضبط و منتشر شد آن زمان راه تازهای برای نگاه به شعر و فراهم آمده بود راهی كه شعر بتواند گويای موسيقی باشد. آلبوم آب اشعاری از سهراب سپهری بود كه تجربهی شخصی زيبايی بود برای خودم جالب بود و وارد حيطهای شدم كه كمتر كسی به آن پرداخته است. شده بود که برخی شايد يكی دو پاراگراف يا دو خط يا جملهی از شعر را در کارهایشان استفاده كرده بودند ولی این نبود که وكل شعررا مورد استفاده قرار دهند. تجربهی بعدی من در آلبوم چرخ بود و با استفاده از اشعار بزرگانی مانند مولانا و حافظ استفاده كردم و مفاهيم عرفانی وانسانی مدنظر داشتم. بيشتر گويای عشق و يگانگی و حقيقت ناب است. ولی اين اشعار را با يك تنظيم مدرن انجام داديم در حالی كه خط ملودی ايرانی است ولی مجموعهی هماهنگگنندهی آن جاز مدرن است اين شكلی است با نوآوری زيبايی كه در آن گنجانده شده است. چون من به شخصه معتقدم كه زندگی و جهان دم به دم در حال نوشوندگی است. در كار هنری بايد به اين تازگیها دقت كنيم. اين نوآوری به اين معناست كه كلام در موسيقی تابعيت معمولی آهنگسازی را ندارد. نحوهی آهنگسازیها بدليل بيان شعری موجود در آنها گاه با هم متفاوتاند. مثلا آهنگهايی كه در عين حال كه قافيهدار هستند و در عین حال برخوردی با شعر نو دارند. در واقع برخورد ملودی با اين غزلها. يا شكل ديگر آهنگسازی مقدمهی كوتاه موسيقی و بعد روند ملودی با تكرار كلمات بدون موسيقی ای كه بين آنها اجرا شود وقتی كه كلام تمام شود با يك موسيقی خاتمه میيابد. در حقيقت خواستهام با استفاده از كلام موزون و قافيه و رديفدار مجموعهای بسازم كه در آن ملودیای معمولی و بديهی ای نباشد. سعی كردهام كه ملودیها به ترتيبی باشند كه مخاطب نتواند آن را تعقيب كند و به اصطلاح بتواند همراه با آن زمزمه كند.
++علاقه تان به موسیقی قوالی هم از همین جا نشات می گیرد؟
دقیقا! سالها به دنبال موسيقیای بودم كه بتواند در انسان ايجاد وجد و شور و موسيقی قوالی موسيقی نشاط آوری كه از يك مقدمهی ساده شروع میشود و كم كم promot يا رشد میكند قطعاتی ديگر به آن اضافه میشود و همخوانهايی گوشهای را تكرار میكنند و يك نفر فضاهايی تازه و صداهايی تازه ايجاد میكند كه در آخر به حالت سماع میرسد و هيجانی ايجاد میكند كه خود شنوندهها و هم خود قوال را به وجد میآورد. آری اینها را در موسيقی قوالی یافتم. متأسفانه اين نوع موسيقی امروزه منسوخ شده است. الان دیگر فقط تلفیقی ازموسيقی سنتی ايرانی و سازهای كوبهای است. در حالی که اين موسيقی از ابتدا در ايران بوده و مهاجرت كرده و ناصرخسرو ساز و گوشههای موسيقی ايرانی و موسيقی قوالی كه از آن صحبت شد را به هند رساند. حتی بسياری از آلات موسيقی اين گونه به هند رفته مثل رباب ساروب (در ايران با نام سرود ناميده میشده است) يا همين ساز ارغنون به نظر میرسد كه همين ساز هارمونيوم در هند و پاكستان و افغانستان استفاده میشود و در خدمت موسيقی قوالی است. اين آثار را میتوان در آثار برادران صبری در پاكستان يا نصرت فاتح علی خان كه حتی اشعار ناصرخسرو را میخوانند دید. من دارم روی این موسیقی کار می کنم و كار ديگری هم دارم كه تركيبی متفاوت از شعرای شعر نو هستند ولی این کارهاهنوز به مرحلهی ضبط نرسيدهاند.
++به نظر می آید در این سال های دور از وطن خیلی کم کار بودید اینطور نیست؟
نه توليد زياد داشته و دارم، يعنی كار انجام شده زياد دارم ولی برای ضبط و پخش آنها بايد هزينه میكردم که هیچگاه بودجه لازم را نداشتم. هيچكدام از كمپانیهای آنجا آلبوم من را نمیگيرند برای آنها موسیقی پولساز مهم است هنر موسیقی مهم نیست. مثلاً در لسآنجلس كارهای جدید من را قبول نداشتند و به من میخنديدند و حتی عدهای به من پيشنهاد دوباره خوانی كارهای قبلیام را میدادند؛ ولی من میدانستم كه اگر اين كار را ادامه بدهم باعث میشود كه در همان روند لسآنجلسی ها بمانم و اين روند را هرگز نمیپسنديدم در حالی كه میديدم كه در من توانايیهايی هست كه میتوانم كاری خاص را تحويل قشر هنرمند بدهم. در این خصوص فضای اينجا نسبت به فضای خارج از كشور آمادهتر به نظر میرسد و گهگاه كارهای زيبايی ضبط و پخش شده است، بنابراین شنوندهی من بيشتر است. راجع به موسيقی پاپ هم بايد بگويم كه دو مقوله وجود دارد: يكی در لوسآنجلس و يكی موسيقی پاپ در دوران قبل از انقلاب. در لوسآنجلس كه موسيقی پاپ كاملاً خلع سلاح شده است. قبل از انقلاب موسيقی پاپ پر از شور و نشاط بود و در آن افراد جوان همكاری داشتند و علاوه براين هر كدام آنها صاحب سبك خاص خود بودند. ولی بعد از انقلاب تا يكی دو سال موسقی پاپ دست و پايی زد ولی در لسآنجلس فضايی بوجود آمد كه تعريف آن از لحاظ سياسی و اجتماعی دشوار است. باعث شد كه موسيقی در جايی متوقف شود. خوانندهها علاوه بر تكرار خود تكرار خوانندههای دیگر را هم به آن اضافه کردهاند در این مورد اخیر، نكتهی مهم ديگر اين است كه زن و مرد بين آنها مطرح نیست، همه از هم تقليد میكنند آن هم با چنته خالی ترانه و كلام ؛ بدین ترتیب است که موسيقی بيشتر در جا می زند. در مقابل در چند سال اخير است در تهران، در موسیقی پاپ استعدادهای زيادی خود را نشان داده اند. اما اینجا هم همین مشکل جور دیگری خودش را نشان می دهد. در اینجا اكثراً خواندن را به طور كلی بلد هستند اما بازهم تقليد خوانندهی ديگری را میكنند. در واقع موسيقی پاپ ايران هم به نوعی رويهی موسيقی لسآنجلس را پی گرفته است. شايد به اين دليل است كه اين موزيسينهای مقلد هرگز از موسيقی پاپی كه در ايران گذشته وجود داشته است آگاهی نداشتهاند يا به آن نپرداختهاند و به جای آن به موسيقی كه از ماهواره پخش میشود گوش دادهاند. علاوه براینها از نظر كلام هم مشكل دارند. يعنی كلمات موسيقی روی هوا هستند و با هم scale ايجاد نمیكنند و هيچ روندی ندارند. اينها بيشتر كمك میكند كه موسيقی درجا برند. موسيقی پاپ يعنی موسيقی روز و شاد و پر از گفتگو. اين گفتگوی از يار ويژگیای بايد داشته باشد هارمونی زيباو آكورداست.
+برخورد مسئولان فرهنگی كشور با آثار جدید شما چگونه بود؟
بسيار خوب. اميدورام مراحل بعدی کسب مجوز هم به همين صورت بگذرد. نمیدانم كه كارهای من را شنيدهاند یا نه . اما اصولاً از اين كه به من فرصت دادند و گفتگويی مهربانانه داشتيم و ضعفهای موسيقی پاپ ایران را مورد بررسی قرار داديم. خیلی خوشحالم . به نظر می رسد مسوولان هم منتظر اتفاقی در موسيقی پاپ هستند و من هم منتظر طی شدن مراحل اداری هستم که بتوانم کارم را شروع كنم.
+برگزاری كنسرت را در برنامهی خود داريد؟
بله. حتماً. در كنسرت با مردم چشم در چشم صحبت میكنيم و بخصوص اگر اين اتفاق بيفتد و كر خوب آگوستيك خوبی را روی صحنه داشته باشيم.
+اگر آمادگی آن را داشته باشيد و مجوز دهند می توانید در خانهی هنرمندان ايران اين كنسرت را برگزار كنيد.
بله اين افتخار من است كه بتوانم در اين مكان كنسرتی را داشته باشم. چون در اين مكان مراسم والايی برگزار میشود. آثاری كه هنرمندان ايرانی انجام میدهند بسيار متنوع و زيبا هستند.
دوره جديد فعالیت هنری ام در ايران منوط به اجازهی فعاليت از طرف وزارت ارشاد است. باید اینجا یادآوری کنم که در وزارت ارشاد به من به عنوان يك هنرمند قديمی بسيار احترام گذاشتهاند.
++بعد از رفتن از ایران چند کار منتشر کردید؟
دو آلبوم، یکی مربوط به 18 سال پيش است به نام آلبوم آب با تنظیم آقای کامران خاشع و ديگری حدود 7 تا 8 سال پيش که آن را در تورنتو ضبط كردهام به نام «چرخ» با همكاری دوست عزيزم آقای جمشيد باستانی كه كار تنظيم آن را هم بر عهده داشتهاند. آلبوم آب بعد از انقلاب ضبط و منتشر شد آن زمان راه تازهای برای نگاه به شعر و فراهم آمده بود راهی كه شعر بتواند گويای موسيقی باشد. آلبوم آب اشعاری از سهراب سپهری بود كه تجربهی شخصی زيبايی بود برای خودم جالب بود و وارد حيطهای شدم كه كمتر كسی به آن پرداخته است. شده بود که برخی شايد يكی دو پاراگراف يا دو خط يا جملهی از شعر را در کارهایشان استفاده كرده بودند ولی این نبود که وكل شعررا مورد استفاده قرار دهند. تجربهی بعدی من در آلبوم چرخ بود و با استفاده از اشعار بزرگانی مانند مولانا و حافظ استفاده كردم و مفاهيم عرفانی وانسانی مدنظر داشتم. بيشتر گويای عشق و يگانگی و حقيقت ناب است. ولی اين اشعار را با يك تنظيم مدرن انجام داديم در حالی كه خط ملودی ايرانی است ولی مجموعهی هماهنگگنندهی آن جاز مدرن است اين شكلی است با نوآوری زيبايی كه در آن گنجانده شده است. چون من به شخصه معتقدم كه زندگی و جهان دم به دم در حال نوشوندگی است. در كار هنری بايد به اين تازگیها دقت كنيم. اين نوآوری به اين معناست كه كلام در موسيقی تابعيت معمولی آهنگسازی را ندارد. نحوهی آهنگسازیها بدليل بيان شعری موجود در آنها گاه با هم متفاوتاند. مثلا آهنگهايی كه در عين حال كه قافيهدار هستند و در عین حال برخوردی با شعر نو دارند. در واقع برخورد ملودی با اين غزلها. يا شكل ديگر آهنگسازی مقدمهی كوتاه موسيقی و بعد روند ملودی با تكرار كلمات بدون موسيقی ای كه بين آنها اجرا شود وقتی كه كلام تمام شود با يك موسيقی خاتمه میيابد. در حقيقت خواستهام با استفاده از كلام موزون و قافيه و رديفدار مجموعهای بسازم كه در آن ملودیای معمولی و بديهی ای نباشد. سعی كردهام كه ملودیها به ترتيبی باشند كه مخاطب نتواند آن را تعقيب كند و به اصطلاح بتواند همراه با آن زمزمه كند.
++علاقه تان به موسیقی قوالی هم از همین جا نشات می گیرد؟
دقیقا! سالها به دنبال موسيقیای بودم كه بتواند در انسان ايجاد وجد و شور و موسيقی قوالی موسيقی نشاط آوری كه از يك مقدمهی ساده شروع میشود و كم كم promot يا رشد میكند قطعاتی ديگر به آن اضافه میشود و همخوانهايی گوشهای را تكرار میكنند و يك نفر فضاهايی تازه و صداهايی تازه ايجاد میكند كه در آخر به حالت سماع میرسد و هيجانی ايجاد میكند كه خود شنوندهها و هم خود قوال را به وجد میآورد. آری اینها را در موسيقی قوالی یافتم. متأسفانه اين نوع موسيقی امروزه منسوخ شده است. الان دیگر فقط تلفیقی ازموسيقی سنتی ايرانی و سازهای كوبهای است. در حالی که اين موسيقی از ابتدا در ايران بوده و مهاجرت كرده و ناصرخسرو ساز و گوشههای موسيقی ايرانی و موسيقی قوالی كه از آن صحبت شد را به هند رساند. حتی بسياری از آلات موسيقی اين گونه به هند رفته مثل رباب ساروب (در ايران با نام سرود ناميده میشده است) يا همين ساز ارغنون به نظر میرسد كه همين ساز هارمونيوم در هند و پاكستان و افغانستان استفاده میشود و در خدمت موسيقی قوالی است. اين آثار را میتوان در آثار برادران صبری در پاكستان يا نصرت فاتح علی خان كه حتی اشعار ناصرخسرو را میخوانند دید. من دارم روی این موسیقی کار می کنم و كار ديگری هم دارم كه تركيبی متفاوت از شعرای شعر نو هستند ولی این کارهاهنوز به مرحلهی ضبط نرسيدهاند.
++به نظر می آید در این سال های دور از وطن خیلی کم کار بودید اینطور نیست؟
نه توليد زياد داشته و دارم، يعنی كار انجام شده زياد دارم ولی برای ضبط و پخش آنها بايد هزينه میكردم که هیچگاه بودجه لازم را نداشتم. هيچكدام از كمپانیهای آنجا آلبوم من را نمیگيرند برای آنها موسیقی پولساز مهم است هنر موسیقی مهم نیست. مثلاً در لسآنجلس كارهای جدید من را قبول نداشتند و به من میخنديدند و حتی عدهای به من پيشنهاد دوباره خوانی كارهای قبلیام را میدادند؛ ولی من میدانستم كه اگر اين كار را ادامه بدهم باعث میشود كه در همان روند لسآنجلسی ها بمانم و اين روند را هرگز نمیپسنديدم در حالی كه میديدم كه در من توانايیهايی هست كه میتوانم كاری خاص را تحويل قشر هنرمند بدهم. در این خصوص فضای اينجا نسبت به فضای خارج از كشور آمادهتر به نظر میرسد و گهگاه كارهای زيبايی ضبط و پخش شده است، بنابراین شنوندهی من بيشتر است. راجع به موسيقی پاپ هم بايد بگويم كه دو مقوله وجود دارد: يكی در لوسآنجلس و يكی موسيقی پاپ در دوران قبل از انقلاب. در لوسآنجلس كه موسيقی پاپ كاملاً خلع سلاح شده است. قبل از انقلاب موسيقی پاپ پر از شور و نشاط بود و در آن افراد جوان همكاری داشتند و علاوه براين هر كدام آنها صاحب سبك خاص خود بودند. ولی بعد از انقلاب تا يكی دو سال موسقی پاپ دست و پايی زد ولی در لسآنجلس فضايی بوجود آمد كه تعريف آن از لحاظ سياسی و اجتماعی دشوار است. باعث شد كه موسيقی در جايی متوقف شود. خوانندهها علاوه بر تكرار خود تكرار خوانندههای دیگر را هم به آن اضافه کردهاند در این مورد اخیر، نكتهی مهم ديگر اين است كه زن و مرد بين آنها مطرح نیست، همه از هم تقليد میكنند آن هم با چنته خالی ترانه و كلام ؛ بدین ترتیب است که موسيقی بيشتر در جا می زند. در مقابل در چند سال اخير است در تهران، در موسیقی پاپ استعدادهای زيادی خود را نشان داده اند. اما اینجا هم همین مشکل جور دیگری خودش را نشان می دهد. در اینجا اكثراً خواندن را به طور كلی بلد هستند اما بازهم تقليد خوانندهی ديگری را میكنند. در واقع موسيقی پاپ ايران هم به نوعی رويهی موسيقی لسآنجلس را پی گرفته است. شايد به اين دليل است كه اين موزيسينهای مقلد هرگز از موسيقی پاپی كه در ايران گذشته وجود داشته است آگاهی نداشتهاند يا به آن نپرداختهاند و به جای آن به موسيقی كه از ماهواره پخش میشود گوش دادهاند. علاوه براینها از نظر كلام هم مشكل دارند. يعنی كلمات موسيقی روی هوا هستند و با هم scale ايجاد نمیكنند و هيچ روندی ندارند. اينها بيشتر كمك میكند كه موسيقی درجا برند. موسيقی پاپ يعنی موسيقی روز و شاد و پر از گفتگو. اين گفتگوی از يار ويژگیای بايد داشته باشد هارمونی زيباو آكورداست.
+برخورد مسئولان فرهنگی كشور با آثار جدید شما چگونه بود؟
بسيار خوب. اميدورام مراحل بعدی کسب مجوز هم به همين صورت بگذرد. نمیدانم كه كارهای من را شنيدهاند یا نه . اما اصولاً از اين كه به من فرصت دادند و گفتگويی مهربانانه داشتيم و ضعفهای موسيقی پاپ ایران را مورد بررسی قرار داديم. خیلی خوشحالم . به نظر می رسد مسوولان هم منتظر اتفاقی در موسيقی پاپ هستند و من هم منتظر طی شدن مراحل اداری هستم که بتوانم کارم را شروع كنم.
+برگزاری كنسرت را در برنامهی خود داريد؟
بله. حتماً. در كنسرت با مردم چشم در چشم صحبت میكنيم و بخصوص اگر اين اتفاق بيفتد و كر خوب آگوستيك خوبی را روی صحنه داشته باشيم.
+اگر آمادگی آن را داشته باشيد و مجوز دهند می توانید در خانهی هنرمندان ايران اين كنسرت را برگزار كنيد.
بله اين افتخار من است كه بتوانم در اين مكان كنسرتی را داشته باشم. چون در اين مكان مراسم والايی برگزار میشود. آثاری كه هنرمندان ايرانی انجام میدهند بسيار متنوع و زيبا هستند.
نمایش : 1852 بار
گزارشهای مرتبط
تازههای پندار
لئونارد کوهن، با اشتیاق در کتابفروشی های ایران
خاموشی فریاد در آتن
واکنش کیارستمی به جایزه گلدنگلوب فرهادی
پیام تبریک معاون امور سینمایی به اصغر فرهادی
شادباش رضا میرکریمی برای جدایی نادر از سیمین
جدایی نادر از سیمین، دوباره در بازار سینمای خانگی
شادباش مدیر جشنواره فجر به اصغر فرهادی
«اینترنت ملی، جایگزین اینترنت نیست»
پربیننده ترینها
رفع فیلتر دوباره، برای «فیس بوک»
پایان ابدی، برای پیمان ابدی
غذا خوردن کنار خیابان را عشق است!
ماجرای آخرین بدل کاری پیمان ابدی
خاک سپاری پیکر پیمان ابدی، بامداد آدینه
اهانت و درگیری با عکاس ها، در جلسه انتخاباتی
نامزدها جلوي دوربين
بالاخره: کنسرت «دارکوب»
«تغییر نام خیابان ولیعصر به مصدق منتفی ست»
گشایش دفتر خبرگزاری فارس در دوشنبه

