
<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />
پندار : تفاوت بازی در تئاتر با سینما و تلویزیون در چیست ؟
سروش صحت : به نظر من تئاتر تنها جایی است که به اندازه ی خودت دیده می شوی و باید توجه داشته باشی کار در کجا اجرا می شود مثلا اگر در سالن اصلی هستی به تماشاچی دوری در نتیجه باید در کارت بزرگنمایی داشته باشی . همچنین در تئاتر تدوین در لحظه صورت می گیرد. صدا باید به مخاطب برسد و چون امکان برداشت مجدد وجود ندارد می بایست متمرکز و با تمرین بیشتری کار کنی.
پندار : دوست داری بیشتر در کدامیک از این عرصه ها فعالیت کنی ؟
سروش صحت : من هر کاری که تا الان انجام داده ام با علاقه بوده و در حال حاضر که برای اولین بار تئاتر را تجربه می کنم برایم بسیار دلچسب، جدید و هیجان انگیز است و امیدوارم که دوباره تکرار شود. هر چند که با گذشت ده روز از اجرا هنوز استرس دارم!
پندار : چطور شد به پنجره ها دعوت شدی ؟
سروش صحت : آقای آییش را از قبل می شناختم و به ایشان ارادت دارم. مدت ها قبل در حدود یک سال و نیم پیش صحبت این کار را با من کرده بودند البته بعدا قرار شد شخص دیگری این نقش را بازی کند که کار دیگری برای او پیش آمد و این شانس من بود که دوباره برای این کار انتخاب شوم

پندار : شخصیتی که در این نمایش بازی می کنی چه ویژگی هایی دارد ؟
سروش صحت : نقش آدمی را بازی می کنم که به دنبال پول است و بعد ها متحول می شود. آدم خشکی است که همه چیز را از دریچه منطق و عقل می بیند ولی بعد از تحول عاشق می شود.
پندار : چقدر شبیه به نقشی که بازی می کنی هستی ؟
سروش صحت : من نمی دانم چقدر به دنبال پول هستم یا عاشق پیشه. ولی در هر متنی آدم بخشی از وجود خود را هماهنگ با نقش می بیند گاهی هم این طور نیست . همه ی ما کمابیش به دنبال پول هستیم و یک کمی هم عشق در دلمان وجود دارد به همین دلیل می توانیم این خصوصیات را بزرگنمایی کنیم و کارگردان هم در این بین ما را کنترل می کند.
پندار : ویژگی های کار با فرهاد آییش چیست ؟
سروش صحت : در این کار آقای آییش تاکید زیادی بر ریتم کار و هماهنگی هر پنجره با بقیه ی پنجره ها داشتند. و این که این کار یک هارمونی واحد داشته باشد. هم آقای آییش و هم کل گروه بسیار خوب بودند و پشت صحنه خیلی به ما خوش می گذشت و عین یک خانواده بودیم.

پندار : مجزا بودن اتاق ها، چه تاثیری در ایفای نقش های شما بازیگران داشت ؟
سروش صحت : این تعامل وجود داشت. آقای آییش به ما می گفت وقتی اتاق شما تاریک است باید به بقیه ی اتاق ها گوش کنید تا ریتم کلی کار هماهنگ باشد ( البته ما گاهی اوقات با هم حرف می زدیم و اگر تشنه می شدیم به پشت صحنه می رفتیم تا آب بخوریم ) ولی خب تجربه ی جالبی بود. چون هیچ کدام از ما این نمایش را ندیدم چرا که هر کدام از ما در اتاق خودمان بودیم. و زمانی که تماشاچی در سکوت می خندد ما نمی دانیم که به چه چیزی می خندد. این نمایشی است که بازیگر های آن، آن را ندیده اند.

