یادداشت حسن میرعابدینی درباره «احمد محمود»
انتشار این مطلب، با یاری انتشارات «به نگار» در پندار ممکن شده است.


غريبه‌ها- پسرك بومي
زائري زير باران
حسن ميرعابديني
صد سال داستان نويسي
جلد دوم- چاپ اول 1368

احمد محمود (متولد 1310)، مشاهده‌گر پر قدرت زندگي جنوب، روستاييان از زمين كنده‌شده‌اي را تصوير كرد كه در شهرها قرباني صنعتي وابسته مي‌شوند. او كارش را تحت تأثير هدايت و چوبك آغاز كرد و چند مجموعه داستان با درونماية نوميدي و بيگانگي نوشت. زائري زير باران (1347) چون حد فاصلي، مرحلة جديد كار او را از مرحلة نخست آن مشخص مي‌كند. البته اغلب داستان‌هاي اين مجموعه نيز متأثر از آثار بزرگان داستان نويسي ‌ايران نوشته شده‌اند كه اين داستان‌ها در فضايي رخوتناك مي گذرند و آدم‌هاي ازخودبيگانه و بلاتكليف آن‌ها از هر فرصتي براي فلسفه‌بافي مرگ‌انديشانه دربارة زندگي استفاده مي‌كنند. اينان كه هيچ راهي به رهايي نمي يابند، مثل «انتر ترياكي» آسايش را در مرگ مي جويند. قهرمان داستان خسته كنندة « بود و نبود» مي‌گويد: «تنها مرگ است كه مي تواند آدم را متقاعد كند». همة آن‌ها قرباني ناداني و تعصب خود مي‌شوند.

توجه به‌ آيين‌ها و رسوم مردم جنوب، به فضا و آدم‌هاي بخشي از داستان‌هاي اين مجموعه، نوعي هويت و رنگ بومي بخشيده است. اين داستان‌ها عمدتا" به زندگي محرومان و مطرودان جامعه مي‌پردازند. «بندر» طرحي جامع از جلوه‌هاي گوناگون فقر، بيكاري و بي‌فرهنگي باربران و كارگران بندر است، بندري كه دروني تيره دارد و ظاهري رنگ گرفته از سيل اتومبيل‌هاي وارداتي وصف نفتكش‌هايي كه ثروت ملي را به يغما مي‌برند. عناصر رنگيني چون دريا، آفتاب و نخلستان، سازندة فضاي داستان و تعيين كنندة آكسيون آن مي باشند و مثل بسياري از داستان‌هاي بومي، عاملي تزييني نيستند.

كپرنشين‌ها، كارگران نفت و كشاورزاني كه به انبوه بيكاران شهرها مي‌پيوندند و حلبي‌آبادها را برپا مي‌كنند، جاي ويژه‌اي در آثار محمود مي‌يابند. آس و پاس‌هاي داستان «زير باران» خون خود را مي فروشند و پول آن را در قمار مي‌بازند. گذران ظلمتناك وازدگان جامعه در محله‌هاي پست، شيره‌كشخانه‌ها، عرق‌فروشي‌ها و قهوه‌خانه‌ها مضمون داستان «آسمان كور» را نيز تشكيل مي‌دهد.

در مجموعة غريبه‌ها (1350) زندگي مردم تنگدست جنوب را چون نويسندة موفقي از مكتب گوركي توصيف مي‌كند. از پرگويي آثار اوليه‌اش فاصله مي‌گيرد و كارهاي منسجم و هنرمندآن‌هاي ارائه مي‌دهد كه از تلفيق روايت‌هاي عيني با گفتگوهاي مختصر و مفيد، و يادهاي دروني تشكيل شده‌اند. دخالت نويسنده در سيـر ماجراها كمتر به چشم مي‌خورد و جاي بيان صريح و گزارشي را حادثه‌هاي داستاني گرفته‌اند.

شخصيت‌هاي هر سه داستان كتـاب «غريبه‌ها» از بـد حادثه گرد هم آمده‌اند. در «غريبه‌ها» با زندگي مرداني آشنا مي‌شويم كه ناگزير از روستاها مهاجـرت كرده‌اند و در شهر به عملگي در ساختمآن‌هاي پادگان پرداخته‌اند. ياد «نعمت» ياغي جوانمردي كه از نيرو مي‌ربايد و به تهي‌دستان مي‌دهد، دلگرمي‌آفرين است. بخش نخست داستان را كه به توصيف فضاي كار اختصاص دارد، كودكي با گنگي خاص لحن كودكانه روايت مي‌كند. ادامة ماجرا از ديد «رشيد» از ياران سابق نعمت، شكل مي‌گيرد كه به شرح دستبردهاشان به قطار‌هاي نظامي مي‌پردازد.

البته توصيف‌هاي رشيد، پس از دستگيري او، از درون ذهنيات كودك سربرمي‌كشند. آخرين بخش داستان، صحنة گچ گرفتن جسد نعمت توسط مأموران، را باز راوي نقل مي‌كند. «غريبه‌ها» از شخصيت‌پردازي و فضاسازي درستي بهره‌مند است و محمود موفق شده با دادن حالتي واحد به داستان چند صدايي‌اش، هماهنگي و يكدستي آن را حفظ كند.

«آسمان آبي دز» كه گويي ادامة «غريبه‌ها»ست، اثري موفق در توصيف ازدحام بيكاره‌ها و بي‌خانمآن‌هاست- در اين زمينه رمان «كبودان» حسين دولت آبادي نيز قابل ذكر است. اين داستان با آن‌كه غناي داستان پيشين را ندارد، تابلويي نومايه از رنگ‌ها و طرح‌هاي زندگي پايين‌ترين لايه‌هاي اجتماعي است. محمود نشان مي‌دهد كه چگونه گرد مراكز كار، حلبي‌آبادهاي كارگران برپا مي‌شوند و تضادهاي زندگي بدوي با زندگي پيشرفتة امروزي ناشي از صنعت نفت را به نمايش مي گذارند.

آخرين داستان كتاب، «باهم» تفكرات پدري است كه براي گريز از اندوه دستگيري دخترش توسط نيروهاي امنيتي، به ميگساري روي آورده.

بهترين داستان‌هاي مجموعة پسرك بومي (1350) با زباني گويا و تخيلي خواننده را در فضاي بديع و مطبوع جنوب قرار مي‌دهند. احمد محمود با استفاده از امكان‌هاي ادبي نهفته در بيان كودكانه، گذشتة نه چندان دور جنوب را زنده مي‌كند. داستان «شهر كوچك ما» ريتمي تند دارد، همچون ريتم صنعت بي‌ريشه‌اي كه همة مظاهر زندگي آدميان را درهم مي‌ريزد بي‌آن‌كه جايگزين مناسبي براي آن بيابد. با كشف نفت، مأموران شركت به شهر كوچك هجوم مي آورند، نخل‌ها را قطع مي‌كنند و خانه ها را با بولدوزر ويران مي سازند و مردم را مي رانند. نخل‌هايي كه مي‌افتند قرباني شدن طبيعت شكوهمند جنوب را بـراي شكل‌گيري بهره‌كشي نوين از مردم، به نمايش مي‌گذارند. كودك، شاهد ماجراها، با حسرت به دگرگوني‌هايي مي نگرد كه چون زخمي به مرور همة شهر را فرا مي‌گيرند. وقتي لانة كبوترهايش ويران مي‌شود، يادها و آرزوهاي عزيز اوست كه از دست مي‌روند. و آنگاه كه مقابلة مأيوسانه مردم نامتحد در برابر شركت و صاحب‌كارهاي فرنگي به نتيجه‌اي نمي‌رسد، پـركشيدن كبوتر، سرگشتگي و آرزوي آنان را براي يافتن راه رهايي مي‌نماياند. «شهر كوچك ما»، بهترين داستان احمد محمود، طرحي دقيق و فضايي صميمي دارد.

استحكام ساختار آن ناشي از هماهنگي تمام عناصر داستان براي رسيدن به مقصود نويسنده است.

ماجراي داستان «پسرك بومي» در سالهاي دهة بيست مي گذرد و تقابل زندگي كارگران‌ ايراني شركت نفت را با زندگي كارفرماهاي خارجي، از ديد پسركي پاپتي كه دلباختة دختركي اروپايي شده، مي‌نماياند. داستان به اقتضاي موقعيت سني و نحوة نگرش پسرك، جنبه‌اي پوشيده و غيرمستقيم مي‌يابد: در طي هيجآن‌هاي سياسي براي ملي كردن صنعت نفت، ميتينگي به خون كشيده مي‌شود كه دخترك در يكي از آن‌هاست، و پسرك در تلاشي ناموفق براي نجات او جان مي‌بازد. «پسرك بومي» داستان رودررويي احساسات پاك كودكانه با جبر محيط و شرايط اجتماعي است.

داستان «پسرك بومي» نيز از نخل و دريا و نفت، رنگي محلي يافته است. با اين داستان‌ها مي‌توان احمد محمود را از تواناترين توصيف‌گران زندگي تب آلود منطقة جنوب دانست. داستان‌هاي او از بدعت و غربتي مطبوع برخوردارند. اين داستان‌ها ادامة يكديگرند و در فضايي همشكل با آدم‌هايي همانند مي‌گذرند. با مطالعة آن‌ها مي‌توان به چگونگي تكوين رمان «همسايه‌ها» در ذهن نويسنده پي برد، زيرا به مرور و از وراي داستان‌هاي كوتاه، كه تكامل تدريجي نويسنده را نشان مي‌دهند، طرح كلي رمان پرآوازه‌اش شكل مي‌گيرد، رماني كه دوره‌اي پرتحرك از زندگي مردم فرودست جنوب‌ ايران را به شكلي گسترده و در متن دگرگوني‌هاي تاريخي مجسم مي‌سازد.

محمود در چند داستان از مجموعة «پسرك بومي» به مضمون‌هاي تمثيلي پرداخته اما توفيقي نيافته است. از آنجا كه استدلال نويسنده بر ساختي منطقي و محتمل متكي نيست، داستان‌ها در القاي مفاهيم تمثيلي توفيقي نمي‌يابند. در اين آثار، خفقان نفس‌گير سال‌هاي دهة پنجاه و آرزوي دگرگوني وضعيت اجتماعي به شيوة افسانه‌هاي علمي- تخيلي و داستان‌هاي پوچي بيان مي‌شود.

انتشار این مطلب، با یاری انتشارات «به نگار» در پندار ممکن شده است.
نمایش : 570 بار
نام
ایمیل
نظر
روبات ؟
 
مشخصات شما حفظ شود