ویژه احمد محمود، بخش نخست:
چونان بلور شکسته
شعری از احمد آقایی، برای احمد محمود
این شعر را، احمد آقایی در سال 1381 برای احمد محمود سروده است.
چونان بلور شکسته












آي آئينه آئينه آئينه
- اي صافي صادق!-
صديق ديرينم

اي يار غمگينم
تصوير درد است اين
كه سنگين
سنگين
سنگين
بر سطح تو مي‌لغزد
و اشك‌هاي شيشه‌اي من، بي تو
چكه
چكه
چكه
چونان بلور شكسته
بر خاك تو مي‌افتد
بي تو من چگونه بنشينم
آئينه‌اي بودي
قديس راستينم
روشن‌تر از خورشيد
شفاف‌تر از مهشيد

آي آئينه آئينه آئينه
- اي صافي صادق!-
سنگ صبورم كو؟
باغ بلورم كو؟
چشمة نورم كو؟
كجا گم شد آن دردمند دردانه
آن مرد فرزانه
آن دوست راستينم
آن جان شيرينم
درد آشنا بود آن دردمند دانا
و آن كلك توانا- كه قصه آشنا نوشت
و در مدار صفر پرپر شد
ديديم و ديدند
كه همسايه‌ها گريستند و گريستند
اما با لبخند
چرا كه دانستند- خالق خالد مخلد شد

15/7/1381
نمایش : 622 بار
نام
ایمیل
نظر
روبات ؟
 
مشخصات شما حفظ شود