
10/03 / / 06:49 AM
«احمد اعطا» یا «احمد محمود» ؟
یادداشتی که احمد محمود، برای نشریه پایاب نوشته است:
اين يادداشت كوتاه را احمد محمود براي مجله پاياب نوشته است.
بارها و بارها از من پرسيدهاند كه چه شد «احمد محمود» را به عنوان نام مستعار برگزيديد. حقيقت اينست كه موضوع خيلي ساده و اتفاقي پيش آمد.
سال 33- اولين سياه مشقم را دادم به سردبير يكي از مجلات هفتگي تهران كه چاپ كند و البته نااميد هم بودم. هفتة بعد كه مجله پخش شد ديدم سياه مشقم چاپ شده است. خوشحال شدم. نوشتة دوم را بردم. سردبير اميدوارم كرد. گفت نوشتن، بخصوص قصهنويسي كاري است پرزحمت. راحت طلبي نمي پسندد. گفتم فعلا" كه اين راه را انتخاب كردهام و نهايت تلاشم را هم ميكنم.
گفت خوب است ولي چرا اسم مستعار
گفتم از ترس بچه ها كه متلك بارانم نكنند
گفت بايد جرأت داشته باشي. ترس و داستان نويسي سازگار هم نيستند و بعد هم اگر عيبي ندارد «احمد احمد» را تغيير بده- سياه مشق اول زير نام «احمد احمد» چاپ شده بود. گفتم چرا؟ گفت دوست متوفاي ما «احمد موسوي» با نام «احمد احمد» مينوشت كه ديدن اين نام موجب يادآوري او و دلتنگي ما ميشود.
گفتم به نظر شما چه بگذارم؟
گفت اسم خودت و پدرت.
نام پدر محمدعلي بود. آنطور كه بايد نام رواني درست نميشد. گفتم نه، گفت برادران؟ يكهو به ذهنم رسيد و گفتم «احمد محمود» و شد احمد محمود. گمان نميكنم از اين سادهتر بشود نام مستعار انتخاب كرد.
يا حق شهريور 81 تهران
انتشار این مطلب، با یاری انتشارات «به نگار» در پندار ممکن شده است.
سال 33- اولين سياه مشقم را دادم به سردبير يكي از مجلات هفتگي تهران كه چاپ كند و البته نااميد هم بودم. هفتة بعد كه مجله پخش شد ديدم سياه مشقم چاپ شده است. خوشحال شدم. نوشتة دوم را بردم. سردبير اميدوارم كرد. گفت نوشتن، بخصوص قصهنويسي كاري است پرزحمت. راحت طلبي نمي پسندد. گفتم فعلا" كه اين راه را انتخاب كردهام و نهايت تلاشم را هم ميكنم.
گفت خوب است ولي چرا اسم مستعار
گفتم از ترس بچه ها كه متلك بارانم نكنند
گفت بايد جرأت داشته باشي. ترس و داستان نويسي سازگار هم نيستند و بعد هم اگر عيبي ندارد «احمد احمد» را تغيير بده- سياه مشق اول زير نام «احمد احمد» چاپ شده بود. گفتم چرا؟ گفت دوست متوفاي ما «احمد موسوي» با نام «احمد احمد» مينوشت كه ديدن اين نام موجب يادآوري او و دلتنگي ما ميشود.
گفتم به نظر شما چه بگذارم؟
گفت اسم خودت و پدرت.
نام پدر محمدعلي بود. آنطور كه بايد نام رواني درست نميشد. گفتم نه، گفت برادران؟ يكهو به ذهنم رسيد و گفتم «احمد محمود» و شد احمد محمود. گمان نميكنم از اين سادهتر بشود نام مستعار انتخاب كرد.
يا حق شهريور 81 تهران
انتشار این مطلب، با یاری انتشارات «به نگار» در پندار ممکن شده است.
نمایش : 828 بار
تازههای پندار
خیامخوانی احمد شاملو، محمدرضا شجریان، محسن شریفیان و مامک خادم
«آبادی میخانه ز می خوردن ماست» و چندین رباعی دیگر
افغانستان جمعیتِ «شیر و خورشید» میخواهد
میلان کوندرا دنبالهروی فردوسی؟!
انتشار کتاب تازهی محمود دولت آبادی
جاده چالوس، دو روز تعطیل!
انتشار متن وصیتنامه سیمین دانشور
شکایت از کاریکاتوریستِ اراکی پس گرفته شد
پربیننده ترینها
رفع فیلتر دوباره، برای «فیس بوک»
پایان ابدی، برای پیمان ابدی
ماجرای آخرین بدل کاری پیمان ابدی
غذا خوردن کنار خیابان را عشق است!
خاک سپاری پیکر پیمان ابدی، بامداد آدینه
اهانت و درگیری با عکاس ها، در جلسه انتخاباتی
نامزدها جلوي دوربين
بالاخره: کنسرت «دارکوب»
«تغییر نام خیابان ولیعصر به مصدق منتفی ست»
گشایش دفتر خبرگزاری فارس در دوشنبه

سرخط
- نمایش "به مراسم مرگ داداش خوش آمدید" برای عکاسان و خبرنگاران اجرا می شود
- شهر ماسوله در فرانسه + عکس
- دری: کتابهای دین و دفاع مقدس، پرفروشترینها در نمایشگاه کتاب امسال بودند
- فعالیت جامعه صنفی تهیه کنندگان متوقف شود
- جشن فارغ التحصیلی و نخستین جشنواره فیلم اولی های انجمن سینمای جوانان ایران برگزار می شود
آگهی
