بزرگداشت اسدالله امرایی
نکوداشت سه دهه ترجمه
علیرضا بهرامی :‌ او تا آنجايي كه امكان داشته، زير بازوي بسياري را گرفته است.
آيين نكوداشت بيش از سه دهه فعاليت اسدالله‌ امرايي در عرصه‌ ادبيات عصر روز گذشته (ششم مهرماه) برگزار شد.
نکوداشت سه دهه ترجمه
به گزارش خبرنگار ادبيات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در آيين نكوداشت اسدالله امرايي كه از سوي گروه شعر معاصر و نشست ادبي عصر روشن برگزار مي‌شد و عليرضا بهرامي _ شاعر _ اجراي آن را برعهداه داشت، چهره‌هاي برجسته‌اي از شاعران و نويسندگان حضور داشتند.

در اين نشست، فرهاد عابديني با اشاره به زحماتي كه اسدالله امرايي در راه ادبيات كشيده است، گفت: گروه شعر معاصر كه از سال 74 تأسيس شده است، مبناي جلسات‌اش را برگزاري بزرگداشت‌هايي براي نويسندگان و شاعران در قيد حيات قرار داده است. يكي از هدف‌هاي گروه‌ شعر معاصر برگزاري همين ياد بود‌ها است.

وي افزود: در ويژه‌نامه‌اي كه پونه ندايي در مجله‌ي «شوكران» ويژه‌ي اسدالله امرايي منتشر كرده است، دو ويژگي براي امرايي آورده است. او بي‌هيچ چشم‌داشتي به فرهنگ اين مرز‌ و بوم كمك مي‌كند و جوانان بسياري را شناسانده است. او تا آنجايي كه امكان داشته، زير بازوي بسياري را گرفته است.

هم‌چنين بيشتر مترجمين ما تنها سه، چهار نويسنده را معرفي كرده‌اند اما او تنها نويسنده‌اي است كه از نويسندگان متعدد، آثار متعددي را ترجمه كرده است. او در حالي كه قانون كپي‌رايت در كشور ما نيست، نويسنده‌ي خارجي را مي‌يابد و از او اجازه‌ي ترجمه‌ي اثرش را مي‌گيرد. من اميدوارم او موفق باشد و كتاب‌هاي بيشتري را ترجمه كند.

در ادامه، بهرامي با اشاره به فعاليت‌هاي اسدالله امرايي گفت: امرايي متولد سال 1339 در شهرري است. او كار ترجمه را از دبيرستان آغاز كرده است و تاكنون علاوه بر فعاليت در نشريات متعدد، ده‌ها كتاب را از نويسندگان، شاعران و اهالي كتاب ترجمه كرده است كه برخي از آن‌ها شناخته شده هستند و برخي ناشناخته.

هم‌چنين بنفشه حجازي _ شاعر _ به طنز عنوان كرد: جالب است كه من به عنوان يك لرزبان در مورد آدمي ترك‌زبان به فارسي حرف مي‌زنم. پس زنده‌باد زبان فارسي كه ما را به هم مرتبط كرده است.

وي افزود: مترجمان با ترجمه‌ي آثار خارجي سبب مي‌شوند كه ما با آثار يك نويسنده‌ي خارجي آشنا شويم. يك مترجم يك غريبه را آشنا مي‌كند و صلح را به دنبال مي‌آورد. اين آشفتگي جهان هم به دليل نداشتن همدلي و همزباني است.

حجازي در ادامه عنوان كرد: اكنون مترجمان كار شاعران دوره‌گرد را مي‌كنند تا ما بتوانيم بشريت آن سوي جهان را بشناسيم. اين مترجمان هستند كه جهان بزرگ ناشناخته را به توپي كوچك تبديل كرده‌اند.

او با اشاره به ترجمه‌هاي امرايي گفت: امرايي از آثار نويسندگان اروپا، آمريكا، آفريقا و آسيا آثاري را ترجمه كرده است و وقتي كارهاي او را مي‌خوانيم، كمتر توي كار ايشان ريگي هست كه مزاحم باشد. به ندرت مي‌شود در كار او واژه‌اي را يافت كه نشود با آن ارتباط برقرار كرد.

وي افزود: مي‌توانيم اين نشست را متوسط دانست و بدانيم كه سي سال ديگر براي او بزرگداشتي بگيريم و آثار ترجمه‌ي او را بررسي كنيم.

حجازي مترجمان را گسترش‌دهنده‌ي جهان كوچك ما خواند و گفت: مترجمان جهان كوچك ما را كه در ميان آثار بزرگانمان محسور و محصور شده‌ايم، گسترش مي‌دهند.

وي هم‌چنين در ادامه‌ شعري را خواند كه گفت: بعد از خواندن يكي از داستان‌هاي ترجمه‌ي اسدالله امرايي سروده است.

در ادامه‌ي اين نشست، كاميار عابدي _ نويسنده و پژوهشگر _ با اشاره به فرهنگ شرق گفت: شاعر شرقي از داشتن در شعر‌ش استفاده نمي‌كند و به بودن‌بودن فكر مي‌كند. در فرهنگ ايران هم اين موضوع وجود دارد اما وقتي ما از داشتن حرف مي‌زنيم به نقد و ارزش‌گذاري مي‌رسيم. اين چيزي است كه در فرهنگ غربي هست و در فرهنگ شرقي نيست. در شعر حافظ هم اين نقد هست و شايد اين‌كه ما او را ترجيح داده‌ايم به شاعران ديگر شايد دليل‌اش اين باشد كه ما او را مدرن يافته‌ايم اما شاعري كه لحظه‌ي اكنون را ثبت مي‌كند به دنبال بودن است. امرايي هم از همان سيستم شرقي استفاده مي‌كند كه در شعر ژاپني و بخشي از شعر ايران، هست.

او در معرفي آثار نويسندگان از سيستم غربي استفاده نمي‌كند، يعني ارزش‌گذاري نمي‌كند و ما را به يك ديدن بدون ترجيح مي‌رساند. اين ويژگي در كار او استمرار دارد و احترام برانگيز است و اگر او را مرد مهربان و فرهنگ‌پرور ادبيات ايران لقب بدهيم، شايسته‌ي اوست.

در ادامه‌ در اين نشست، نامه‌اي از اكبر اكسير كه در بزرگداشت اسدالله امرايي نوشته بود، خوانده شد.

در ادامه محمود معتقدي _ شاعر و منتقد _ با اشاره به آثار امرايي گفت: من فكر مي‌كنم اگر امرايي پنجاه سال ديگر زنده باشد، مي‌تواند يك قفسه كتاب داشته باشد.

وي افزود: به نظر من امرايي را بايد از دو جهت نگريست. او از منظر منش‌هاي انساني چهره‌ي درخشاني‌ است. من از نگاه انساني او لذت برده‌ام و كمتر آدمي را در ادبيات ديده‌ام كه سعي داشته باشد به ديگران كمك كند. او همواره دوستان را راهنمايي كرده است. اين نشان مي‌دهد كه در بين نويسندگان و شاعران ما چيزي به اسم بخل ادبي وجود دارد كه اين در امرايي نيست. در هر حال به نظر من خوشبختانه جايي هستيم كه هر روز همديگر را مي‌بينيم و او همواره لپ‌تاپش پر از اطلاعات همراهش است و او در فضاي مجازي هم كارهاي بزرگي مي‌كند و به ما هم كه از اين حوزه خيلي نمي‌دانيم‌، كمك مي‌كند.

وي افزود: من از ميان كارهاي او ترجمه‌ي داستان‌هاي كوتاه‌اش را بيشتر مي‌پسندم. او يك نگرش ميني‌مال را در ادبيات داستاني به خوبي دنبال مي‌كند و از چهار نقطه‌ي جهان كار دارد و زيبايي كارش در اين است كه با آدم‌هايي كه از آثار آن ترجمه مي‌كند، در ارتباط است و سعي مي‌كند حقوق اين آدم‌ها را رعايت كند. او به روز است و كارهاي خوب و تازه را معرفي مي‌كند. در مجموع من به سهم خودم هميشه از امرايي آموخته‌ام و او از چهره‌هايي است كه مي‌تواند به همه كمك كند.

در ادامه‌ اين نشست، عبدالله صمديان اسدالله‌ امرايي را گسترده خواند و گفت: از آن خلاقيت‌هايي كه در لحظه‌هاي خود بزرگ‌بيني هنرمند رخ مي‌دهد، براي امرايي كم رخ مي‌دهد.

وي افزود: اميدوارم او روزي زير بار اين فرهنگي كه به ما عرضه كرده است دربيايد و خودش را نشان بدهد.

در ادامه، بهرامي درباره‌ي اسدالله امرايي گفت: برخي صداها ناخوشايند است، اما گروهي از صداها خوشايند هستند كه به دليل زيبايي‌ شكلي و فرمي صدا است. برخي از صداها هم خاص هستند به دليل شخصيتي كه در پشت آن صدا وجود دارد. من هربار كه صداي امرايي را شنيده‌ام، شخصيت او حظي به من داده است.

بهرامي درباره‌ وجه رسانه‌اي امرايي گفت: متن‌هاي امرايي از جنس خبرنگاري است و او در سي‌ سال گذشته تصميم نگرفته از خبرنگاري پشيمان شود. او هم‌چنان به مقوله‌ي خبرنگاري به صورت مثبت نگاه مي‌كند و الگويي شده است براي بسياري از آدم‌هاي مثل من.

اسدالله امرايي نيز با اشاره به صحبت‌هاي حاضران گفت: دوستان آنقدر محبت داشتند كه اشك من را درآوردند. نامه‌ آقاي اكسير همين‌طور بود. به هرحال ممنونم كه تشريف آورديد. اميدوارم اين جلسه مقدمه‌اي باشد كه من در آينده بهتر كار كنم. اين صحبت‌ها مسووليت من را بيشتر مي‌كند.

وي افزود: براي اين‌كه من اسدالله امرايي بشوم خيلي‌ها كمك كردند. اگر ديگران اشاره كردند كه من به سايرين كمك مي‌كنم، دليل‌اش اين است. خيلي‌ها به من كمك كردند كه اكنون نيستند. كساني چون محمد قاضي، محمدعلي حميد رفيع، غلامحسين سالمي و دوستان ديگري كه كمك كردند من امروز حرفي براي گفتن داشته باشم.

وي در ادامه گفت: بخش ديگر قضيه دوستان هستند كه معمولا ديده نمي‌شوند و سعي مي‌شود با عبارات كاسب‌كارانه آنها را خارج از گود بنشانند. اين گروه ناشران هستند. يكي از خوش‌اقبالي‌هاي من كاركردن با ناشران خوب بوده است. كساني چون آقاي هاشمي‌نژاد در «نشر افق»، آقاي حسن‌زاده در «نشر مرواريد»، خانم صدقيان در «نشر گل آذين» و آقاي ميرباقري «نشر كتابسراي تنديس» زمينه را براي من فراهم كردند.

او در ادامه داستاني را از يك نويسنده‌ي خارجي خواند.

در پايان اين نشست حاضران سوالاتي را از اسدالله امرايي پرسيدند.

محمود معتقدي از او پرسيد شما چگونه يك متن را انتخاب مي‌كنيد و تصميم مي‌گيريد، آثار را ترجمه كنيد؟

امرايي در جواب به اين سوال پاسخ داد: من معمولا بسياري از آثاري را كه مي‌خوانم متاسفانه با وجود آنكه آثار خوبي هستند، قابل ارائه نيستند. من آثاري را كه دوست دارم ترجمه مي‌كنم و از وقتم زياد استفاده مي‌كنم. وقت من دو بخش است. يكي مطالعه و انتخاب آثار و ديگر ترجمه و البته بخشي از وقتم نيز به گذران زندگي مي‌گذرد.

او افزود: من بسياري از آثار را از گزيده‌ آثار ناشران بزرگ برمي‌گزينم كه از يك فيلتري رد شده است خصوصا در مورد داستان كوتاه. براي مثال انتشارات پنگوئن براي اين‌كه كار نويسنده‌اي را ترجمه كند فيلتر‌هاي خاصي دارد. بخشي از آثار را هم از آن ارتباط‌هايي كه دارم، انتخاب مي‌كنم.

وي افزود: برخي از نشر‌ها براي كپي‌رايت آثار پول هم پرداخته‌اند. نشر افق براي رمان «دريا» پول پرداخت و آقاي ميرباقري هم براي كتاب‌هاي «هري‌پاتر» از رولينگ اجازه گرفت و پول پرداخت.

در ادامه غزل تاجبخش نيز از امرايي پرسيد: تاكنون شده است كه تحت تاثير شخصيتي كه او ترجمه مي‌كنيد قرار بگيريد مانند هنرمندي كه نقشي را ايفا مي‌كند؟

امرايي پاسخ داد: هميشه سعي كردم خودم باشم. اما ممكن است از شخصيت نويسنده‌اي اثر گرفته باشم.

در ادامه از امرايي پرسيده شد كه تا به حال اثري را ترجمه كرده است كه بعدا پشيمان شود يا خير؟ او گفت: خير، من كتابي را كه دوست نداشته باشم، ترجمه نمي‌كنم.
نمایش : 582 بار
نام
ایمیل
نظر
روبات ؟
 
مشخصات شما حفظ شود