
04/18 / پندار / 02:52 PM
یادداشت یک کافه چی
چكامه كه در لباسِ نجات چاقو خورده بود ...
به بهانهی معرفی بخشی از برنامههای «گالری – بوفهی فروغ»
در پی انتشار مطلبی معرفی درباره ی کافه گالری فروغ، کافه چی این کافه که مجله ی فروغ را هم سردبیری می کند یادداشتی برای پندار نوشته است که در پی می آید:

به نظر میرسد، ساير عرصههای فرهنگی اين مرز وبوم، اين مرز پرگهر،هم دستكمی از وادی سينما ندارد. مجلهيی كه میخواهی چاپ و منتشر كنی، درگير میشوی با بنكدار كاغذ كه دلالی جنس میكند و چاپچی ناوارد و سيستم هيولايی توزيع. انجمن ادبی يا هنریيی میخواهی راه بيندازی و تأسيس كنی، هنوز به هزارتوی ثبت و سند نرسيده، درگير میشوی با ناهمسازیهای جماعت اديب و هنرمندِ پيشآهنگ. خلاصه، خوشبين كه باشی، حرف و سخنات میشود آنچه روباهِ دو سنت اگزوپری میگفت: «قدرتی خدا، هميشه يك پای كار میلنگد!»
قصهی ما «فروغی»ها هم در اين چند ساله كه از انتشار مجله و دور هم آمدنها میگذرد، همين بوده. از سال پيش خواستهايم، روبهروی اين روند در آييم. برای اين كار خيلیها را دعوت به همراهی كرديم تا از رونق يك فضای فرهنگی پشتیبانی كنند، اما ... بگذاريد گله نكنيم اين موقع ... بلی، با همهی درگير شدنها بياييد از اين بگوييم كه آستينها راروفتيم بالا. برای اين كه نفسی تازه كنيم در ميانهی راهِ هميشهمان، با هزار طرح و برنامه كه تنها خردهيیشان فعلا محقق شده، «گالری – بوفه» را راه انداختيم.
حالا، اين روزها، ماجرامان در واقعيت رسيده به فصل رؤيای «پرند پايا» كه «وقتی همه خوابايم» اصلی را آنجوری كه بايد روايت میكرد، وقتی كه چكامه در لباس نجات چاقو خورده بود و از عشق میگفت.
آری، حالا، اينجا، «فروغ»، گالری – بوفه، روايت در هم آميختهی رؤيا و واقعيت ماست كه با تن زخمی شادمان حقيقتاش هستيم.
پینوشت 1: صيغهی اول شخص را در مقام روای به حساب با رفقا بودن به كار بردهام، وگرنه همين اول شخص مفرد را هم به زور يدك میكشم.
پینوشت 2: آن جمعهيی كه گذشت، بيست و يك فروردين بود. اين جمعهيی هم كه در راه است، بيست و هشت فروردين، قرار است باز دور هم نشستی سينمايی داشته باشيم. قرار است از مجموعهی مستند سينمای ايران، فيلم نبعد از خانم شمارهی 11»، كار «طاها پارسا شجاعنوری»، را در نكوداشت رضا كيانيان با هم ببينيم.
نمایش : 5341 بار
گزارشهای مرتبط
تازههای پندار
واکنش کیارستمی به جایزه گلدنگلوب فرهادی
پیام تبریک معاون امور سینمایی به اصغر فرهادی
شادباش رضا میرکریمی برای جدایی نادر از سیمین
جدایی نادر از سیمین، دوباره در بازار سینمای خانگی
شادباش مدیر جشنواره فجر به اصغر فرهادی
«اینترنت ملی، جایگزین اینترنت نیست»
موفرفری ها خون می دهند
سایتی برای «قهوه» خور های ایرانی
پربیننده ترینها
رفع فیلتر دوباره، برای «فیس بوک»
پایان ابدی، برای پیمان ابدی
غذا خوردن کنار خیابان را عشق است!
ماجرای آخرین بدل کاری پیمان ابدی
خاک سپاری پیکر پیمان ابدی، بامداد آدینه
اهانت و درگیری با عکاس ها، در جلسه انتخاباتی
نامزدها جلوي دوربين
بالاخره: کنسرت «دارکوب»
«تغییر نام خیابان ولیعصر به مصدق منتفی ست»
گشایش دفتر خبرگزاری فارس در دوشنبه


اول اين كه چه خوب شده اينجا! نه اين كه قبلا خوب نبود، نه! منظور اين كه اين تحول چنان چشمگير است كه باعث اميدواری به آيندهی بهتر میشود. دست مريزاد كلا!
دوم اين كه يك توضيح لازم است: از آن جمعهيی هم كه در راه بوده موقع نوشتن يادداشت بالا، چند تای ديگر گذشته، بعد از دور هم نشينی برای ديدن فيلم «بعد از خانم شمارهی 11»، فيلم مستند «رقص با دوربين» را هم ديدهايم و اين هفته هم بناست تا بزرگداشتی برای خانم سيمين دانشور بگيريم (علاوه بر جمعه، پنجشنبه هم نشستهايی به اين منظور برگزار میگردد).
شرمندگی ابدی ما از آن تو به خاطر این دیرکرد که به خاطر اسباب کشی پندار به سیستم تازه اتفاق افتاد. امیدواریم که گزارش های هفتگی برنامه های فروغ را بتوانیم با صدا، متن، عکس و شاید هم ویدئو با همکاری کافه فروغ روی پندار منتشر کنیم. نظرت چیست؟