بزرگان ادب در گرامیداشت فردوسی
خالق کلیدر، از شاهنامه گفت
دولت آبادی، فارغ از جدال های قلمی، از فردوسی گفت.
بزرگان ادب و فرهنگ ايران روز دوشنبه در دانشگاه تهران کنار هم نشستند و مقام ابوالقاسم فردوسي را گرامي داشتند.
خالق کلیدر، از شاهنامه گفت
محمود دولت آبادي که اين روزها جدال قلمي اش درباره انتخابات با عبدالکريم سروش در صدر اخبار رسانه ها قرار گرفته، به دور از اين هياهوها از جايگاه والاي شاهنامه سخن گفت.

آغاز سخنش چنين است؛«نگاه فردوسي نسبت به تمام شخصيت هايي که وجود دارد نگاه انساني يکساني است. فردوسي چنان شخصيتي است که آموزگاران من بايد درباره اش سخن بگويند و مي گفتند. به عنوان يک دانشجوي هنر و ادبيات اينجا هستم تا اين شوق و نيروي جوانان مملکتم را ببينم که به رغم همه موانع به سمت آنچه عميقاً به مردم ايران تعلق دارد، پيش رفته است.»

خالق «کليدر» ادامه مي دهد؛ «در شاهنامه دو نوع نگاه وجود دارد؛ يکي از آنها که امثال من به عنوان هنرجوي ادبيات دارند و مي کوشند معرفت شاهنامه را دريابند و نگاه ديگر نگاه بيروني است که پهلو به ناسيوناليسم افراطي مي زند.»

نظر دولت آبادي اما جز اين است؛ «مي خواهم بگويم غير از اين است. شاهنامه يک اثر بشري است مثل همه آثار ديگر تاريخ که از حسن اتفاق در کشور ما خلق شده است. اينکه بيشتر از بيرون به شاهنامه نگريسته مي شد شفاهي و شنيداري است، اما درونش حقيقتي است بشري.»

اين نويسنده اما به نزاع اين دو گروه خرده مي گيرد؛ «برخي از بيرون شاهنامه را فراتر از ناسيوناليسم مي پندارند. برخي ديگر به اين گروه اول جواب مي دهند که از آن اشتباه تر است. هم سوال و هم جواب غلط است.» نويسنده رمان «جاي خالي سلوچ» از مفهوم نژاد در شاهنامه نيز سخن مي گويد؛ «برخي فردوسي را نژادپرست مي دانند.

او از انسان نژاده صحبت مي کند، ولي از نظرش نژاده کسي است که پدر و مادرش مشخص باشد.» او براي توضيح حرف هايش استناد مي کند به اينکه «تمام قهرمانان شاهنامه تلفيق ايراني - توراني، ايراني - چيني، ايراني - رومي و... هستند و قهرماناني چون سهراب، سياوش و کيخسرو وجود دارند. نگاه فردوسي نسبت به تمام شخصيت هايي که وجود دارند نگاه انساني يکساني است يعني در نظرش طوس اصلاً برتري بر گرسيوز ندارد يا گودرز برتر از کس ديگري نيست. اين است که مدعي هستم شاهنامه يک اثر بشري است فراتر از نژاد و منطقه.» قرار بود از ميان موسيقايي ها محمدرضا شجريان و کامکارها و از سينمايي ها بهرام بيضايي نيز در اين مراسم حضور داشته باشند که هر يک به دلايلي نيامدند.

اما محمدرضا لطفي آهنگساز و نوازنده تار در بزرگداشت فردوسي حضور يافت. حضور او در تالار فردوسي باعث تشويق بيش از حد حاضران در سالن شد، به طوري که دولت آبادي مجبور شد لحظه هايي سخنراني خود را قطع کند.

لطفي پس از حضوري يک ساعته در اين برنامه، سالن را ترک کرد و اين درست وقتي بود که مجري مراسم مي خواست براي سخنراني از او دعوت کند. مجري مراسم حاضران و دانشجويان را به تشويق دعوت کرد تا برگزارکنندگان از جلوي در تالار فردوسي محمدرضا لطفي را به سالن برگرداندند و او پشت تريبون قرار گرفت.

لطفي در صحبت هاي کوتاهي گفت؛ «وقتي از رديف موسيقي ايران صحبت مي کنيم، حفظ آن خيلي به شاهنامه شباهت دارد. خانه ها و قسمت هاي رديف ها با شاهنامه خيلي شباهت دارد و ما بايد از آن عبور کنيم تا به روشنايي ازلي (که فردوسي خيلي به نور توجه داشت) برسيم که چيزي جز آيين مهر و قلب روشن نيست.»

به گزارش فارس محمدعلي اسلامي ندوشن نيز که آمده بود بوستان سعدي را تقليدي از شاهنامه فردوسي دانست؛ «شاهنامه دوران سرفرازي ايران را به تصوير مي کشد، اما بوستان ناگزير است دوران پژمردگي و خستگي مردم ايران را بسرايد.»

او ادامه داد؛ «ابعاد مختلف سياسي، اجتماعي، تاريخي و رواني در شاهنامه وجود دارد، به طوري که ايران را به دو قسمت قبل و بعد از شاهنامه مي توان تقسيم کرد. اگر شاهنامه نبود بسياري از شاعران هم نبودند. اولين آنها خيام است. خيام همين مقدار کمي که رباعي گفته کاملاً تحت تاثير فردوسي بوده، چرا که مضامينش بارها در شاهنامه تکرار شده و آن مساله گذشت عمر و غنيمت شمردن آن را خيام از فردوسي گرفته است. علتش هم اين است که فردوسي سرگذشت کساني را مي سرايد که سرگذشت شان مايه عبرت است.»

ندوشن، نظامي را ديگر شاعر تحت تاثير فردوسي دانست که پس از فخر گرگاني به سرودن منظومه هاي عاشقانه که ريشه در تاريخ قبل از اسلام داشت، پرداخت که البته شهرت بيشتري نسبت به او به دست آورد. اسلامي ندوشن اظهار داشت؛ « سومين آنها ناصر خسرو است. شباهت بين شاهنامه و آثار ناصرخسرو در خرد است؛ شاهنامه را بايد خردنامه نام گذاشت.» اسلامي ندوشن، سعدي را نيز به شدت تحت تاثير فردوسي دانست؛ «بوستان به تقليد از شاهنامه و به همان لحن بحر گفته شد؛ در واقع بوستان خردنامه بعد از اسلام است و سعدي مي خواهد يک شاهنامه و خردنامه ديگري خلق کند.

علاوه بر اين او در جاي جاي بوستان از فردوسي ياد مي کند و قهرمانان شاهنامه را به ياد مي آورد.» اين پژوهشگر حافظ را ديگر شاعري دانست که تحت تاثير فردوسي است و ديوان او را يک شاهنامه کوچک و غزلي خواند؛ «قدرت در شعر حافظ در عشق خلاصه مي شود و حافظ مي خواهد با نيروي عشق زندگي را شايسته زيستن کند.» در اين مراسم غير از اين سه، علي رواقي و ميرجلال الدين کزازي نيز به ايراد سخنراني درباره فردوسي پرداختند.
نمایش : 6700 بار
یک اثر را وقتی بررسی می کنید، سانسور نکنید، جنبه های ضد و نقیضش را پنهان نکنید، دروغ نگوئید، در هیچ جای دنیای امروز که می خواهند کار پژوهشی مستقل و علمی و بیطرفانه بکند، تا این حد جانبدارانه و با تعصب کار نمی کنند. به بهترین آثار و نویسندگان خودشان تا این حد امتیاز الکی نمی دهند، موقع تحلیل و نقد "عرب و عجم" نمی شناسند، "خودی" و "غیرخودی" نمی کنند ، وقتی نقد و تحلیل می کنند، به بزرگترین هنرمندانشان یک ذره هم رحم نمی کنند. حرفها ی نویسندگان و باصطلاح "روشنفکران" ایرانی نسبت به فردوسی یک جانبه و اغراق آمیز و به دور از واقعیت متن شاهنامه هست. مثل روز روشن است که فردوسی یک دید پدرسالار قبیله ای نسبت به تخم و ترکه خودش و نژادش و نیاکانش داشته و "زن پارسا" را هم می خواسته برای حفظ این تخم و ترکه ایرانی. تازه اگر بخواهیم قبول کنیم که "انسان نژاده" فردوسی یعنی کسی که پدر و مادرش مشخص باشد، باید پرسید، تکلیف انسانهایی که پدر و مادرشان مشخص نیست برای فردوسی چیست. مگر انسان مثلا "حرامزاد" حق حیات ندارد و مگر نمی تواند شرف و آزادگی داشته باشد؟ این حکم مگر ضد انسانی و ضد بشری نیست؟ شاهنامه اگر هم "جنبه هایی انسانی" داشته باشد، آن پوشاننده ی جنبه های نژادپرستانه اش نیست، در نقد شعرش هم که کلی بحث است که شماها آنقدر متعصب و عقب مانده هستید که حتا منکر این بحث ها می شوید.
آقای دولت آبادی که می گوید حافظ تحت تأثیر فردوسی هست، باید بیایید به لحاظ اندیشه و زبانی این دو سبک را و این دو شاعر را بشکافد و استدلال بیاورد آخر. همینجور شکمی که نمی شود حکم صادر کرد. می گوید که آثار ناصر خسرو تحت تأثیر فردوسی است چون "خرد" دارد، آخر "خرد" خودش چی هست؟ بیایید تعریف کنیم "خرد" را؟ آن چیزی که برای آقای فردوسی "خرد" است شاید برای دیگری "نادانی" است. حافظ که عاشق "ترکهای زیبا" بوده، یک شیرازی بوده که مسئله اش حفظ نژاد و کیان آریایی و ایرانی نبوده، آخر این آقایان فکر نمی کنند که این حرفهایی را که به هم می بافند باید روی استدلالی هم باشد؟
ارسال شده توسط در 05/20 ساعت 03:56 AM
هموطنی که پیش از من نظر داده است در چند مورد نظر داده است که هرچند خود از نا آگاهی‌ ایشان از ادبیات است، اما گمان می‌کنم نیاز به روشنگری دارد. ۱. اینکه جایگه فردوسی کجاست را بسیار ساده میتوان دید: به گفته کسانی که ایرانی‌ نیستند توجه کنید. ادوارد براون، هگل، .. که دیگر ایرانی‌ نبودند که بخواهیم "تحسین شاهنامه" را به ناسیونالیسم مربوط بدانیم. ۲. شاهنامه اثری است کاملا خالی‌ از مفهوم نژاد. به مثال زیر توجه کنید: حتا دشمنان در شاهنامه از میان خود "هم تباران" گزینش میشوند. نمونه: تورانیان و ایرانیان هر دو از از نوادگان فریدون هستند. و فریدون خود "نخستین ایرانی‌" است. ۳. اینکه شماری از بیسوادان میخواهند بگویند تورانیان از همان کسانی هستند که بعدها حافظ به عشق یک زن از آنها سمرقند را بخشید، همدرد و همداستان هستند با کسانی هستند که میخواهند ابن سینا را "مال خود" کنند. اینگونه تاریخ نداشته را نمیسازند! اثرات منفی‌ اینگونه "الکی‌ تاریخ ساختن" هنوز گریبانگیر بعضی‌ افراد در تاجیکستان، سمرقند، بخارا، و ارمنستان، هست. ۴. شاهنامه آثری است ایرانی‌، از ایران، برای ایران، و فقط هم ایران. هیچ اشکالی هم ندارد! این "منحصرا" ایرانی‌ بودن که چیزی را ناسیونالیستی یا "نژادپرستانه" نمیکند. ۵. شاهنامه یک اثری در "اسطوره ها" است نه بیشتر از آن نه کمتر از آن. ۶. شاهنامه را میتوان "آشکارساز دشمن" محسوب کرد. همچنان که شوروی در اسیای میانه بسیار کوشید که از شاهنامه در جهت "ایران ستیزی" استفاده کند. و بدون شک هر آنچه در اسیای میانه از شاهنامه ستیزی مانده است بازماندهٔ پروژهٔ شکست خورده "ملت سازی" در شوروی است.
ارسال شده توسط در 05/21 ساعت 06:34 PM
آقای کیوان معلوم است که چرا شما می گوئید دیگری از ادبیات آگاهی ندارد، بخصوص وقتی می بینیم که شما در این تصور هستید که با آوردن یکی دو تا اسم آگاهی وسواد خودتان را نشان می دهید. استدلال شما بسیار ضعیف و از روی تعصب و نارسیسم ایرانی است.
ارسال شده توسط در 05/23 ساعت 07:59 PM
بهبه و چهچه به این همه استاد پر استعداد...کمی از جایگاه عظیم هنری پائبن بیاید عزیزان و اثری عرضه کنید تا مورد نقد و برسی قرار گیرد..سپس همانند دگر عزیزان منتقد که ذات مبارک همه ما ایرانیان است بدنبال عیبجوئی..یاد درخت پر بار باشید.
ارسال شده توسط در 06/06 ساعت 05:11 PM
"خرد" دولت آبادی در همون حده که بره به میرحسین رأی بده، اونوقت همه تقصیرها رو بندازه گردن سروش، انقدر "خردمنده" که رفت تو نمایش انتخاباتی شرکت کرد و همه رو تشویق کرد که بیاین شرکت کنن، اگه این عقله که قربون هر چی بی عقلی! "خرد ایرونی"تو رو بذار در کوزه آبشو بخور!
ارسال شده توسط در 06/14 ساعت 07:23 AM
صفحه 1 از 1
نام
ایمیل
نظر
روبات ؟
 
مشخصات شما حفظ شود