در دفاع از مفهوم «رسانه»
رسانه سازی، یا کار رسانه ای؟
انتشار روزنامه ای که یک روز دوام بیاورد، به ضرر روزنامه نگاری ست.
وقتی روزنامه ها پروژه ی سیاسی باشند، برخورد با آن ها هم یک پروژه ی سیاسی خواهد بود. این به معنای عدم دفاع از حق انتشار این روزنامه های سیاسی نیست.
رسانه سازی، یا کار رسانه ای؟
این روزنامه ها، هر چقدر هم که مطالب خواندنی ای داشته باشند، هر چقدر هم که ذوق و شوق روزنامه نگاران ش، که با یک تلفن، حاضرند ماه ها بدون دریافت هزینه ای کار کنند، از آن روی که پیش تر تصمیم گرفته شده چه پیامی را می خواهند به مخاطب هدف برسانند به باور شخصی من، شایسته ی گله گذاری اند.

گله گذاری در شبی که یک روزنامه از انتشار بازمانده، به باور برخی لگد به مرده زدن است، اما اگر مرگ رسانه های متعددی، از یک اشتباه عمده ی آن ها باشد که بارها و بار ها تکرار شده است، در مراسم خاک سپاری او، می تواند با نگاهی دیگر، آسیب شناسی برای جلوگیری از بروز این خطای رسانه ای باشد.
به عنوان کسی که دغدغه ی رسانه، به معنای ابزاری را دارد که نه برای هدف سیاسی و انتخاباتی، که برای کمک به زندگی آسوده تر مردم تلاش می کند، باور دارم که تا زمانی که روزنامه ها را به عنوان کارخانه ی تولید واژه برای مخاطب رسانه نبینیم، که قرار است تعدادی کارکنان تحریریه و مالی و حسابداری
و اداری و فنی و مدیریتی آن، خط تولیدی را طراحی کنند که کالای مورد نیاز مخاطب را، به صورت یک بسته بندی جذاب و جامع فراهم کنند، انتشار بی آینده ی هر روزنامه ای با هدف سیاسی-انتخاباتی، ناامید کردن عده ای از کار روزنامه نگاری ست.

تجربه ی روزنامه نگاری که پس از صبحانه ی یک روز کاری، نام تازه ای را به رزومه ی روزنامه نگاری خود می افزاید و شبانگاه، پیش از خواب پرونده ی آن را در ذهن خود می بندد، تنها امید به روزنامه نگاری در این جغرافیا را نه کم، که می خشکاند.
تجربه ی روزنامه نگاری که بدون مشخص شدن حتا حقوق خود، بدون هیچ گونه بیمه و خدمات اضطراری جانبی، از روی علاقه، می آید و اول تصمیم می گیرد از چه چیز دفاع کند و سپس قلم بر کاغذ می گذارد، موجب جا انداختن تعریف غلطی از روزنامه نگاری می شود که در آن، روزنامه نگاری نه ابزاری برای انتقال اطلاعات تازه و جامع و منصفانه، که راهی برای پیروزی کارفرمایان در انتخابات پیش روست.

آن چه «جهت دار بودن رسانه های رقیب» خوانده می شود هم، توجیهی برای جهت دار بودن رسانه ی ما نیست.

هر کس با هر عقیده ای، حق دارد یادداشت های جهت دار مدافع اندیشه ی خود را در رسانه ای بیابد و بخواند که به آن از نقطه ی مشترکی به اتفاقات و رخداد های جامعه نگاه می کند، اما خبرنویسی جهت دار حزبی-انتخاباتی، مانند آن چه این روزها می بینیم، جز در بولتن های انتخاباتی جایی ندارد. اگر غیر از این عمل می کنیم، هم نام رسانه را بی اعتبار می کنیم و هم امید را در دل روزنامه نگاری که می خواهد بسته ی گزارشی یا خبری خود را صادقانه و بدون جهت گیری منتشر کند می کشیم.

رسانه، پیش از انتشار تصمیم نمی گیرد چه بنویسد، روزنامه نگار، تنها وظیفه دارد که برود، ببیند و تا می تواند صادقانه، جامع و منصفانه روایت کند و این چیزی ست که عدم رعایت آن، امنیت شغلی رسانه را بیش از سرنوشت هر انتخاباتی به خطر می اندازد.
نمایش : 8151 بار
من خیلی خوشحالم از انتشار این مطلب. در ایران نمی دونم چرا همیشه همه چیز تکرار میشه، همه اشتباه های قدیم رو تکرار می کنیم. این خسته کننده هستش، برای من که اینطوریه
ارسال شده توسط در 05/16 ساعت 04:08 PM
مطلبی که نوشتید را به دو بخش تقسم می کنم :

1) دغدغه شما در خصوص حرفه روزنامه نگاری
2) دغدغه حامیان کاندیدایی خاص که به دنبال تبلیغات انتخاباتی هستند.

در خصوص دغدغه دفاع از حرفه روزنامه نگاری ،شما حق دارید و چون دغدغه و حرفه من نیست دخالتی هم نمی کنم .

اما در مورد دغدغه حامیان کاندیداها :

با توجه به شرایطی که تقریبا همیشه بر کشور ما حاکم بوده و نامزد "اصلح" از دید حاکمیت از صدا و سیما تبلیغ می شده است و با توجه به نبودن تریبون کافی برای ارتباط با مخاطبان ، کاندیداها چاره ای ندارند جز اینکه از روزنامه به عنوان ابزار و یا حتی ارگان حزبی خود استفاده کنند.

اینکه دولت و در واقع رقیب انتخاباتی این سعه صدر را ندارد که آن ها را تحمل کند مشکل روزنامه ها نیست، بلکه باید دولتی نقد شود که تحمل چند موضع گیری انتخاباتی یک کاندیدا و حامیانش را ندارد.

امروز دغدغه شما یک دغدغه تخصصی و حرفه ای است اما دغدغه مبلغان و فعالان انتخاباتی آگاهی بخشی و اطلاع رسانی از طریق تنها کانال ارتباطی موجود با مردم است، راه ارتباطی ساده ای که دولت آن را تحمل نمی کند.

با تشکر
ارسال شده توسط در 05/16 ساعت 04:34 PM
این بحث روزنامه نگاری بی طرف و روزنامه نگاری پارتیزانی همیشه وجود داشته است. وقتی می گوییم که روزنامه نگاری برای اطلاع رسانی و بهبود زندگی مردم از دید یک روزنامه نگار سیاسی ممکن است تعریف اطلاع رسانی برای بهبود زندگی مردم به جانبداری از یک موضع سیاسی خاص هم تعمیم پیدا کند. از دید روزنامه نگاری پارتیزانی این بگیر ببند هم جزوی از کار است. اینکه توقیف های پی در پی نفس کار پایدار حرفه ای و تخصصی را تنگ می کند شکی نیست. اما باز سوال اصلی بر جای خودش باقی است. روزنامه نگاری بی طرف ( تخصصی /حرفه ای ؟) یا روزنامه نگاری پارتیزانی؟ کدام آنها نیاز امروز فضای سیاسی و اجتماعی ایران است؟ روزنامه به مثابه حزب؟ من فکر می کنم همه آنها . اما آیا مملکت ما تحمل چند صدایی را دارد؟ روزنامه فرهنگ آشتی که سعی در حفظ بی طرفی داشت چرا تعطیل شد؟
ارسال شده توسط در 05/16 ساعت 04:59 PM
حرف شما حرف حسابی است تا زمانی که روزنامه وسیله و ابزار سیاست است وضع همین است. روزنامه داری و انتشار روزنامه هم فن و حرفه ای است که نباید دست کم گرفته شود. صرف انتشار بی مقدمه و حساب نشده و سپس توقیف روزنامه در ۱۲ سال گذشته به حرفه و امید روزنامه نگاری و فضای رسانه ای ایران لطمه زده است. این تقصیر را باید بر گردن روزنامه داران و ناشران هم گذاشت که مشاورانی از مدیران مطبوعاتی ندارند. اگر روزنامه نمی شود داشت می شود هفته نامه ای اجتناعی داشت می توان روزنامه ای ورزشی داشت می توان وب سایتی خبری داشت اما اول باید مشاوران حسابی یافت.
ارسال شده توسط در 05/16 ساعت 05:54 PM
نیما افشار نادری عزيز، خوب و پُركار. موضوع خوبي را در زمانه‌اي خوب مورد بررسي قرار داده‌اي. جاي تقدير است بي‌شك. آنچه نگاشته‌اي، يك تحليل از شرايط روزنامه‌نگاري كنوني است و اصلا جاي دوري نيست كه نتوان آن را نديد و لمس نكرد.
مانند بسياري اوقات از تيترهاي خوب بهره مي‌بري كه ضرب آهنگ گفتاري و نوشتاري زيبايي دارد. اگر چه در اين تحليل به نظر كارشناس يا روزنامه‌نگار اشاره نكرده‌اي، ولي به عنوان روزنامه‌نگار خودت جنبه‌هايي از اصول حرفه‌اي روزنامه‌نگاري را اشاره كرده‌اي كه معمولا دلايل لازم براي راه‌اندازي يك رسانه است، اگر چه كافي نيست. همچنين به خوبي اشاره كرده‌اي كه «روزنامه نگاری که بدون مشخص شدن حتا حقوق خود، بدون هیچ گونه بیمه و خدمات اضطراری جانبی، از روی علاقه، می آید و اول تصمیم ...». اين خيلي مهم است. چرا كسي به اين بخش ماجرا نگاه نمي‌كند؟! آيا اصلا روزنامه‌نگاري يك كار «ايثارگرانه» و «جوانمردانه» و مانند آن است كه روزنامه‌نگار از همه حقوق اجتماعي و طبيعي خود بگذرد تا بخواهد در تحريريه‌اي حضور داشته باشد؟! آيا هميشه و هميشه دلايل ايجابي انتخاباتي بايد دلايل سلبي ناديده گرفته شدن حق و حقوق شماري از روزنامه‌نگاران باشد در درجه نخست، تا برسيم به درجه دوم ماجرا كه حكايت آن است نخست روزنامه‌نگار تصميم بگيرد كه قرار است له يا عليه چه كسي چه تصميمي بگيرد و بر اساس حكمي كه مفروض عيني ماجراست دست به قلم ببرد و به همه بگويد كه چُنين و چُنان است و اگر تا به حال نمي‌دانستند، در چه خُسران مبيني روزگار سپري مي‌كردند؟!
بگذريم از اين حرف‌ها. كدامين و اصلا چند رسانه در اين ديار با يم «نظام‌نامه» حرفه‌اي پا به عرصه حضور گذاشته‌اند و ظهور كرده‌اند؟! كه حالا ما به ازاي آن بخواهيم اصول حرفه‌اي و اخلاقي و بي‌طرفي حرفه‌اي را از آنان طلب كنيم؟!
يادمان نرود اين به معني نبودن كارهاي خوب و ماندگار روزنامه‌نگاران اين ديار نيست كه آنها همه بر دوش همين روزنامه‌نگاران بوده است، اما همين سيكل معيوب اين پرسش را همچنان زنده نگاه داشته است كه از آن روزنامه‌نگاران چه مانده است و از آن روزنامه‌ها، چه؟!
بماند كه نيما عزيز، به نظرم به جاي خالي صنعت رسانه اشاره‌اي نشده است كه فكر مي‌كنم آن را به مجال ديگري سپرده‌اي، كه اصلا عرضه و تقاضا و مشتري و مخاطب چگونه تعريف شده است در اين صنعت كه روزنامه‌نگار به عنوان نيروي كار يا سهامدار اين رسانه به تعريف جايگاه حرفه‌اي خود بپردازد.
قرين شدن اين مطلب با رخداد غم‌انگيز و حديث مكرري كه ساعاتي قبل بر «ياس‌نو» رخ داد، همچنين اين پرسش را بر من زنده نگاه داشته است كه هيچ دست‌اندركار ياس‌نو هرگز نينديشيده بود كه همان حربه‌اي كه 12 تير 1386، انتشار مجدد «هم‌ميهن» را به محاق برد، مي‌تواند باز هم كارساز باشد؟ يعني اين فكر به ذهن من رسيده بود و اين همه روزنامه‌نگار و مدير و سياستمدار همراه و همفكر و ياري‌رسان توليد دوباره ياس‌نو به آن نينديشيده‌ بودند؟!
البته روزنامه‌داري همچون روزنامه‌نگاري كار پُرفشاري است؛ شايد نينديشيده بودند. فرض محال كه محال نيست. هست؟!
ارسال شده توسط در 05/16 ساعت 07:18 PM
هم تعمیم پیدا کند. از دید روزنامه نگاری پارتیزانی این بگیر ببند هم جزوی از کار است. اینکه توقیف Research Paper Help, Buy Term Paper, Essay
ارسال شده توسط در 10/26 ساعت 03:24 PM
At the time I was arrested I had no idea it would turn into custom dissertation, Thesis
ارسال شده توسط در 10/26 ساعت 03:27 PM
صفحه 1 از 1
نام
ایمیل
نظر
روبات ؟
 
مشخصات شما حفظ شود
 
گزارش‌های مرتبط
تازه‌های پندار
پربیننده ترین‌ها