همزمان با این پرش قرار بود که اتوبوس در فیلم آتش بگیرد که این اتفاق نیز رخ می دهد .این حادثه را یکی از عوامل فیلم تعریف می کند فیلمی با نام چشم های نا محسوس که پیمان ابدی در یکی از صحنه های همین فیلم بر اثر بدل کاری جان داد. گفته می شود یکی از پاها ی پیمان ابدی نیز در این حادثه قطع شده است .
اما پیمان ابدی کیست و چرا در این بدل کاری جان خود را از دست داده است برخی می گویند او آنگونه که خود تعریف می کرده بدل کار اصلی سریال کبرا یازده نبوده بلکه یکی از اعضای تیم بدل کاری بوده و در برخی موارد هم بدلکاریش همراه با اشتباه بوده است این گونه افراد این گونه تفسیر می کنند که او حتی نتوانسته بود یک پژو 405 را در دو بار آزمایش چپ کند.
اما برخی هم عقیده دیگری دارند آنها می گویند حرفه ای ترین بدل کاران نیز تا کنون بر اثر اشتباه جان داده اند .
بدلکاری به نام پیمان ابدی
پيمان جلاليابدي با نام «پيمان ابدي» در ايران به عنوان يك بدلكار حرفهاي شناخته ميشود. او حدود سه سال قبل پس از پايان دادن به اقامت 20 ساله خود در آلمان و بازگشت به ايران، پيمان ابدي در برنامههاي تلويزيوني و روزنامهها و نشريات حاضر ميشد و خود را بدلكار سريال تلويزيوني آلماني هشدار براي كبري11 معرفي ميكرد و مدعي بود كه بدلكار بازيگر نقش سمير گركان» است.
ابدي پس از چند ماه توانست يك گروه از جوانان علاقهمند بدلكاري را تشكيل دهد. آنها تيشرت يك شكل داراي لوگو ميپوشيدند و روزهاي تعطيل در پاركها و كوههاي دربند به انجام تمرينات ورزشي ميپرداختند. پيمان ابدي سالني را از باشگاه ورزشي زيتون واقع در شهرك غرب تهران اجاره كرد تا به عنوان محل تمرينات «گروه بدلكاران ايران» مورد استفاده قرار گيرد. او كه حالتهاي مختلف پرش، زمينخوردن يا سقوط از ارتفاع را به شاگردانش آموزش ميداد، مورد توجه رسانهها قرار گرفت.
ابدي در سال 86 به همكاري با يك گروه جديد اكشنپردازي در تهران دعوت شد كه قصد داشتند ابتدا يك ويدئو كليپ سه دقيقهاي و سپس فيلمهاي كوتاه اكشن را توليد كنند.
ثبت صحنههاي ويدئو كليپ با آغاز پروژه «حادثهسواران» به كارگرداني «عبدالحسين اسكندري» متوقف شد. چون پيمان ابدي و گروه او قرار بود در اين برنامه تلويزيوني ايفاي نقش كرده و حتي به بدلكاري بپردازند.
مدير گروه بومرنگ متوجه شده بود كه گروه سازنده حادثهسواران، يك سكانس اكشن را در پيش دارد. «حادثهسواران» يك برنامه تلويزيوني نيمه مستند بود كه از سوي معاونت راهور پليس راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي به شبكه يك سفارش داده شده بود. اين برنامه داراي دو بخش پلاتوهاي مجري و ديگري آيتمهاي داستاني بود كه در هر قسمت به بازسازي حوادث واقعي ميپرداخت. مدير بومرنگ كه با سابقه خوب و تهيهكننده اين برنامه در ساخت برنامههاي تلويزيوني آشنا بود، با او به مذاكره پرداخت و گفت كه ميتواند دو اتومبيل اين گروه را در اختيارشان قرار دهد. «عبدالحسين اسكندري» با اين پيشنهاد موافقت كرد.
يك پژو 405 صفر كيلومتر و يك سمند در حد نو توسط گروه بومرنگ در اختيار پيمان ابدي قرار گرفت. پيمان ابدي به تهيهكننده حادثهسواران گفت كه تصميم دارد پژو 405 را واژگون كند تا نخستين كسي باشد كه در ايران يك اتومبيل صفر كيلومتر را مقابل دوربين نابود ميكند. اسكندري با درخواست او موافقت كرد؛ چون ابدي پيشتر در مصاحبههايش گفته بود كه تعداد زیادی اتومبيل مرسدس و ب امو را در آلمان واژگون كرده است و بدون شك به راحتي ميتواند پژو را هم واژگون كند.
فلاش بک
در يكي از آدينههاي ديماه 85، جمعيت زيادي در انتهاي اتوبان يادگار امام (ره) روي يك تپه ايستاده بودند تا شاهد عمليات تنها بدلكار حرفهاي ايران باشند. مدير گروه بومرنگ با ارسال خبر به روزنامهها، درج اطلاعيه در وبلاگها، اتوبان يادگار را به يك استاديوم تبديل كرده بود. دوربين صدها گوشي موبايل به طرف پيمان ابدي زوم شده بود.
كاروان اتومبيلها به انتهاي اتوبان رفتند تا دور بزنند و صحنه واژگوني پژو تصويربرداري شود. پيمان ابدي از ساعت هفت صبح آن روز با استفاده از سنگهاي حاشيه اتوبان و چند تخته الوار، يك رمپ پرش ساخته بود و روي آن را با چند كارتن خالي چاي پوشانده بود.
او سخت مشغول بود تا هر چه زودتر، سكوي پرش آماده شود. ببينيد بچهها! ارتفاع چرخ سمت چپ، كم است. بايد كمي بالاتر باشد.
سكو طوري ساخته ميشود كه ارتفاع چرخ سمت چپ ماشين، روي آن بيشتر از چرخ سمت راست باشد، تا وقتي ماشين با سرعت از روي آن پرت ميشود، غلت بخورد. «حميد! اين ارتفاع كم است، به بچهها بگو بروند سنگ بياورند بايد زير چوبها را با سنگ ارتفاع بدهيم.» امكانات براي انجام كاري كه در پيش دارد، چيزي كمتر از صفر بود .
پیمان ابدی صحنه را اينگونه براي تهيهكننده توصيف كرده بود : چند كارگر شهرداري با لباس نارجي مشغول جمعآوري زبالههاي انباشته كنار اتوبان هستند. در همين هنگام پژو نزديك ميشود و كارگرها خودشان را به اطراف اتوبان پرتاب ميكنند.
تهيهكننده حادثهسواران با بيسيم به كاروان انتهاي اتوبان اطلاع داد كه در صحنه همه چيز آماده است. چند دقيقه بعد پژو 405 و مرسدس پليس راهنمايي و رانندگي به همراه اتومبيلهاي ديگر صحنه ظاهر شدند. كادر دوربين موبايلها روي اتومبيل پيمان ابدي قفل شده بود. بالاخره همه چيز آماده ميشود. ماشينها نزديك ميشوند. كارگران جارو ميزنند. تنها 50 متري به سكو مانده، اما يكي از كارگران (بدلكارها) از مسير ماشين كنار نميرود. سرعت جيالايكس كم ميشود. او روي سكو ميآيد. دوربينها شاتل ميخورند. ماشين از مانع پرت ميشود. روي هوا كمي معلق ميماند و بعد پايين ميآيد. جالب است اما ماشين چپ نميشود!
همه منتظر بودند تا صحنه واژگوني يك اتومبيل صفر كيلومتر را ثبت كنند. پژو 405 از رمپ بالا رفت اما خيلي زود فرود آمد و با چهارچرخ روي زمين حركت كرد.
او به طرف يكي از بدلكاران كه قرار بود با لباس نارنجي كارگرهاي شهرداري هنگام نزديكشدن پژو خودش را پرتاب كند رفت و با فریاد گفت: «خيلي دير پريدي. من به خاطر اين كه تو را زير نگيرم، مجبور شدم مسير را در آخرين لحظه تغيير بدهم و براي همين پژو واژگون نشد.»
پيمان دوباره درگير مانع می شود . «آقا اين چوبها لق هستند. بايد سفت شوند.» الگانس پليس و آمبولانس هم ميرسد. حالا كمكم همه چيز مهياي گرفتن صحنه دوم ميشود. كارگردان جوان كار يعني رضا حسيني مشغول چيدن پنج دوربين ديجيتالي است كه بايد دو سكانس باقي مانده را بگيرند. تهيهكننده كار كه عبدالحسين اسكندري مجري مجموعه ماندگار بعد از خبر است، يكسره دلهره دارد: «آقا بجنبيد. دير شد. نور را از د ست ميدهيم.» از اين لحظه به بعد، دردسر اصلي گروه،جمعيت است.
هزاران نفر و صدها ماشين دو طرف اتوبان پارك كردهاند و جمعيت و ماشينها در كادر دوربين هستند. حالا بايد هر طور شده، آنها را كنترل كرد.
قرار شد صحنه دوباره تكرار شود، اما جلوبندي و رادياتور پژو آسيب ديده بود و موتور هم روشن نميشد .
يكي از دوستان مدير گروه بومرنگ كه در پشت صحنه حضور داشت، كاپوت پژو را باز كرد و بعد از دستكاري چند قطعه، از ابدي خواست تا استارت بزند. موتور پژو روشن شد. آن مرد تاكيد كرد: «اين خودرو فقط تا پنج دقيقه ديگر روشن ميماند.» پيمان ابدي و كاروان اتومبيلها دوباره به انتهاي اتوبان رفتند.
پژو براي مرتبه دوم از روي رمپ پريد، اما باز هم واژگون نشد. پيمان ابدي وقتي مشاهده كرد كه توسط خبرنگاران محاصره شده است، به آنها گفت: «پژو 405 خيلي مقاوم است. به ايرانخودرو تبريك ميگويم.»
حالا او از علت ميگويد: «بار اول حميد دير پريد و من مجبور شدم سرعت ماشين را كم كنم. بار دوم هم اكسل ماشين تاب برداشته بود.» اما شايد مشكل از سكو بوده باشد. «حقيقت اين است كه من مقهور پژو شدم. خيلي آن را دست كم گرفته بودم. باورم نميشد اينقدر محكم باشد. ما بايد نيم متر، سمت چپ سكو را بالاتر ميبردیم.»
پیمان ابدی می گوید «من هيچوقت با پژو تمرين نكرده بودم، آنجا در آلمان قبل از هر سكانس چند بار با ماشين مشابه تمرين ميكردم. ولي اينجا اگر تمرين ميكردم، ديگر براي فيلمبرداري ماشين نداشتیم.»
پيمان ابدي به مدير گروه بومرنگ قول داد كه روزي ديگر، اما اين بار پژو را براي ويدئو كليپ اكشن واژگون كند. مدير بومرنگ پژو را دوباره در اختيار او گذاشت. چون مطمئن بود اين بار ابدي دور از چشم جمعيت ناظر اين كار را انجام ميدهد و از طرفي نيز پژو مقابل دوربين ويدئو كليپ واژگون ميشد. ابدي پژو را با هزينه شخصي خود تعمير كرد و يك هفته بعد در همان مكان قبلي اما با يك رمپ جديد توانست آن را واژگون كند.
پیمان ابدی در آلمان
او در كشور آلمان به علت كسب چند مدال در رشته شيرجه، در مدرسه بدلكاري شركت «Action Concept» پرش از ارتفاع را آموزش ميداده است. اين شركت اكشنپردازي سابقه اجراي بخشهاي اكشن مجموعههاي تلويزيوني پرطرفداري مانند «هشدار براي كبري11»، «موتورسواران پليس» و «دلقك» (كه در ايران با عنوان نقابدار از شبكه تهران پخش شد) را در پرونده خود دارد. پيمان ابدي در دوران مربيگري خود در مدرسه بدلكاري اين شركت، گاهي در برخي پروژهها نيز همكاريهايي كرده است.
در برخی گزارش ها آمده است ابدي در مسابقات بينالمللي براي كشور آلمان مدالهايي به ارمغان آورد، اما پس از ورود به شركت اكشنپردازيAction Concept با پذيرفتن انجام عمليات بدلكاري بسيار خطرناك، توانست دستمزدهاي بالايي دريافت كند. به دنبال فعاليتهاي اين چنين دشوار و سنگين، بدن او دچار آسيبديدگيهاي شديدي شد؛ تا حدي كه پزشكان انجام عمليات بدلكاري را براي او ممنوع كردند.



