وبلاگ
روزنامه نگاری امروز، تنبل و خاطره باز
وضعیت مطبوعات در سالهای اخیر را اگر نه از منظر سیاست، که از منظر روزنامه نگاری بنگریم نه با تعداد توقیف یا انتشار مطبوعات تازه که با کیفیت محصولات باید سنجید. کارکرد خبررسانی نشریات کاغذی روز به روز در دنیای روزنامه نگاری کمتر میشود و این طبیعی است. اما آیا به موازات آن نقش سایتهای اینترنتی روزنامههای فارسی تقویت شده است؟ به هیچ وجه.
روزنامه نگاری فارسی فراموش کرده که مدتی است بخش مهمی از وظایف او به صورت آنلاین تعریف میشود و استفاده از اینترنت، تنها شب به شب آپلود کردن نسخههای چاپی روی وب سایت نیست.
روزنامه نگاری تحلیلی، همچنان تحلیلهایش در سالهای اخیر،تر و تازه نبوده و در نوستالژی گذشته به سر میبرد. برندهای روزنامه نگاری ما، بیشتر در پی احیای اعتبارند تا کسب اعتبار تازه.
نگاه به آینده در روزنامه نگاری فارسی حاضر کمتر به چشم میآید. ژورنالیسم به مثابه یک عنصر سرگرم کننده جای خود را به کاغذپارههایی افسرده کننده داده و رغبتی برای خواندن بر نمیانگیزند. افزایش قیمت روزنامهها چشمگیر بوده و خود عامل بازدارندهای برای موفقیت رسانهها به شمار میآید. طی این سالها، طبق سنت غلطی که تا حدی از دهه هفتاد رواج بیشتری پیدا کرد، برخی از روزنامه نگاران، چهره شدند و این چهرهها، گاهی خود را کارشناس دانستهاند.
این نگرش غلط، هرچه بیشتر در میان مدت به اعتبار روزنامه نگاری در این سالها آسیب زده است. روزنامه نگاران پرسشگر و محقق، گاهی جای خود را به روزنامه نگاران حراف و روزنامه نگاران «خود کارشناس خوانده» دادهاند. جدای از آنکه دولت چقدر در این میان، برای مثال در زمینه اهدای سهمیه کاغذ یا توقیف، مقصر است و سهم خود روزنامه نگاران در استفاده از امکانات موجود، هرچند محدود چقدر است، باید به این مساله اشاره کرد که ما روزنامه نگاران طی سالهای اخیر، بیش از آنکه نگاهمان به یافتن راههایی برای ارتباط مستقلتر با مخاطبانمان باشد، چشم به دستان اهداکننده سهمیه و کاغذ بوده است و از گام نهادن در عرصه بینیازی از این موارد اجتناب کردهایم.
به طور خلاصه، روزنامه نگاری امروز، به طول نسبی، حرفهای تنبل، بیحوصله و کمتر اهل خلاقیت است که با خاطرات گذشته جان میگیرد، نه به امید آینده.
روزنامه نگاری تحلیلی، همچنان تحلیلهایش در سالهای اخیر،تر و تازه نبوده و در نوستالژی گذشته به سر میبرد. برندهای روزنامه نگاری ما، بیشتر در پی احیای اعتبارند تا کسب اعتبار تازه.
نگاه به آینده در روزنامه نگاری فارسی حاضر کمتر به چشم میآید. ژورنالیسم به مثابه یک عنصر سرگرم کننده جای خود را به کاغذپارههایی افسرده کننده داده و رغبتی برای خواندن بر نمیانگیزند. افزایش قیمت روزنامهها چشمگیر بوده و خود عامل بازدارندهای برای موفقیت رسانهها به شمار میآید. طی این سالها، طبق سنت غلطی که تا حدی از دهه هفتاد رواج بیشتری پیدا کرد، برخی از روزنامه نگاران، چهره شدند و این چهرهها، گاهی خود را کارشناس دانستهاند.
این نگرش غلط، هرچه بیشتر در میان مدت به اعتبار روزنامه نگاری در این سالها آسیب زده است. روزنامه نگاران پرسشگر و محقق، گاهی جای خود را به روزنامه نگاران حراف و روزنامه نگاران «خود کارشناس خوانده» دادهاند. جدای از آنکه دولت چقدر در این میان، برای مثال در زمینه اهدای سهمیه کاغذ یا توقیف، مقصر است و سهم خود روزنامه نگاران در استفاده از امکانات موجود، هرچند محدود چقدر است، باید به این مساله اشاره کرد که ما روزنامه نگاران طی سالهای اخیر، بیش از آنکه نگاهمان به یافتن راههایی برای ارتباط مستقلتر با مخاطبانمان باشد، چشم به دستان اهداکننده سهمیه و کاغذ بوده است و از گام نهادن در عرصه بینیازی از این موارد اجتناب کردهایم.
به طور خلاصه، روزنامه نگاری امروز، به طول نسبی، حرفهای تنبل، بیحوصله و کمتر اهل خلاقیت است که با خاطرات گذشته جان میگیرد، نه به امید آینده.
بایگانی


