استیج ۲ چه کسانی باقی ماندند؟ | گروه حامد نیک‌پی، شهرام آذر، بابک سعیدی و رضا روحانی

گروه رضا روحانی:

مریم، اولین خواننده بود که ترانهای که انتخاب کرده بود را خواند. نمیشه غصه مارو آهنگی بود که خواند و رضا روحانی این آهنگ را ساده دانست که به چالش نمیکشد او را. شانس نشستن روی صندلیهای چپی استیج را پیدا کرد. هر گروه ۳ صندلی دارند. پویا نفر بعدی بود که روی صندلی نشست. نفر بعدی اسمش هانری بود. او آهنگی داریوش اقبالی خواند: موج رو از دریا میگیرم. شیره سنگو میدوشم. داور او رضا روحانی گفت از سطح استانداردش خیلی پایینتر بوده و صندلیای به او پیشنهاد نداد. او حذف شد. بعد از او، علیرضا برای پر کردن صندلی خیز برداشت. او هم روی صندلی نشست در حالی که هر ۴ داور برایش دست میزدند. آهای تو که بیمن به جاده تن دادی. عجب فکری به قلب من دادی. یه بغض سرخوردهم یه قلب آواره از عشق تو مردن چه لذتی داره. مث یه کوه درد صبوری میکردم غم تو که اومد… این آهنگی بود که امین خواند. رضا روحانی او را کافی نداشت و شایسته نشستن روی صندلی ندانست. دیگران هم او را نخواستند. رایان نفر بعدی بود که نوبتش رسید و خواند: هیچی باقی نیست ازم، لحظههای آخره خاک تشنه همینم داره همراش میبره… به خاطر محدودیت جا لازم شد یک نفر از بازی بیرون برود. از او خواست جایش را با پویا عوض کند.

از گروه رضا روحانی چه کسانی باقی ماندند؟ مریم و رایان و علیرضا.

گروه بابک سعیدی:

میلاد، کاری از آرش قنادی خواند. آهنگی از گروه هفت که مجاز هستند. خاطرات تورو چه خوب چه بد حک میکنم. توی تنهاییهام فقط به تو فکر میکنم. با تو می مونم واسه همیشه. انرژی در صدایش خوب بود اما این که چقدر روی صدایش کنترل دارد ولی زیر سوال رفت اما فعلا یک صندلی گرفت. داریوش نفر بعدی بود از گروه بابک که آهنگش را خواند: از من میری، از دستِ تو میرم تو زنده میمونی، منم که میمیرم. او مستحق صندلی شناخته شد تا تصمیم نهایی گرفته شود. سینا، فرد بعدی بود که به عنوان شرکتکننده استیج این شعر را بخواند: گل گلدون من شکسته در باد، تو بیا تا دلم نکرده فریاد. اصلا خوب نمیخواند و صندلی را از دست میدهد.

نفر بعدی این آهنگ را خواند: یاشار با آهنگ گریه نکن که سرنوشت، گر مرا از تو جدا کرد، عاقبت دلهای ما با غم هم آشنا کرد. او هم فعلا روی صندلی نشست.

آرش و نیکیتا به عنوان آهنگ بعدی گل سنگم را خواندند. دو نفره. داریوش بلند شد تا نیکیتا و آرش بنشینند. اما حامد نیکپی تصمیم میگیرد او را به صندلی خود دعوت میکند، موقت. حسام بعد از آنها روی استیج میآید. او آهنگی که انتخاب کرده است از شادمهر عقیلی است: چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه. نوازش دستهای تو عادتِ ترکم نمیشه. نوید بلند میشود تا حسام بنشیند. نوید بیرون میماند ولی کسی از گروههای دیگر هم نمیخواهندش.

از گروه بابک سعیدی این افراد باقی ماندند: نیکیتا و آرش، حسام،  یاشار

گروه حامد نیکپی:

هانا اولین کسی بود که برای صندلیهای حامد نیک پی خواند. او خواند من همونم که یه روز میخواستم دریا بشم میخواستم بزرگترین دریای دنیا بشم. از نظر تمیز بودن اجرا مورد تایید مربیاش قرار گرفت اما چالش بعدی کوک بالاتر صدایش بود. فرصت نشستن روی یکی از صندلیها را پیدا کرد. حالا نوبت حمیدرضا است. او آهنگی از محمد اصفهانی را انتخاب کرد: نازنین من اگه تاریکم غمی نیست تو به فرداها به روشنی بیندیش. حامد نیکپی او را فاقد صدایی جدید دانست و اینکه کارش مشکل خواهد بود که یک کاراکتر جدیدی ساخته شود. اما از طرف دیگر به دلایل حرفهای و برخورد و انرژی و کار دوست دارد فرصتی به او داده شود. حسام شرکتکننده بعدی بود. او خواند بیا بازهم با تو رنگی بشه دنیا کنارت. به نظر نمیرسد خواننده خوبی باشد. او خواست یک فرصت پیدا کند و چانهزنی آغاز کرد. نیکپی گفت یک فرصت به شما میدهم تا حمیدرضا جایش را عوض کند. رضا روحانی این دعوت حامد نیکپی را رد کرد و بقیه هم همینطور. شهرام آذر به او گفت میتوانی خواننده خوبی بشوی و تعارفی با کسی ندارم. الهه نفر بعدی بود که با لباسی سنتی افغانستان روی صحنه آمد و به زبان فارسی با گویش افغان خواند: دارم آرزوی رویش، بستهم دلم به مویش، میروم به طرف کویش، میشوم به جستجویش. خواندن الهه باعث شد برای اولین بار حامد نیکپی به عنوان مربی از جایش بلند شود. او گفت که خستگی این چند روزش در رفت! حسام بر میخیزد تا الهه بنشیند. حسام خداحافظی میکند. نفر بعدی شادی است که میخواند: بی تو از این زندگانی، قلبم آزرده گشته، بیتو ای دنیای شادیکسی او را برای گروهش نخواست. شهرام آذر اما میگوید اگر آهنگ دیگری را به شما بدهیم میتوانی خوب اجرا کنی و من برای تیمم شما را انتخاب میکنم.

نفر بعدی تابان است. آهنگ تابان در استیج این است: منو از من نرنجونم، تموم دلخوشیهامو به آغوش تو مدیونم. حامد نیکپی گفت نه. داوران دیگر استیج هم او را نخواستند ولی شهرام آذر گفت صدای شما دارای حجم است اما اگر شما را انتخاب کنم صندلیهایم پر میشود. او از شهرام آذر خواست که شانسش را داشته باشد. و شهرام آذر هم قبول کرد.

از گروه حامد نیکپی این افراد باقی ماندند: الهه، داریوش، هانا

گروه شهرام آذر (سندی):

در حالی نوبت گروه شهرام رسید که دو صندلی از پیش مشغول شده بودند. سحر اولین کسی بود که برای این گروه آمد. سحر کمک کن با تن هم پل بسازیم را خواند. شهرام آذر میگوید آمادگی نداشتی، هیجانی لازم داشت که در صدای شما ندیدم. من را راضی نکرد و حذف شد. آرش نفر بعدی است که وارد میشود و میخواند: وقتی که یواشکی خواب به سراغ تو میاد برای داشتن چشمای تو خواهش میکنه. این همه عاشق داری چطور حسودی نکنم. او دربست انتخاب میشود. شرکتکننده بعدی کارن است. با صندلیهای پر باید رقابت کند. او میخواند بیا تا تنها باشم تنها بمیرم دیگه از درد و غم آروم بگیرم. او حذف میشود. شرکت کننده بعدی بهروز است. میخواند منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه، بوسیدنت برای من، تولد یک نفسه. در این شرایط نیاز هست تا با کسی عوض شود. شادی بلند میشود تا جایش را به بهروز بدهد. شهرام آذر گفت این برای من خطرناک است که شما را در تیمم داشته باشم چون از خواندن شما هیچ احساسی به من دست نمیدهد. حذف میشود. آخرین شرکتکننده استیج مریم است. شهرام آذر میگوید چرا لباس رزم نپوشیدهای؟ او میخواهد وطن ای هستی من را بخواند. او شعر را از یاد میبرد. خوب نمیخواند. و پس از مدتی چک و چانه حذف میشود.

از گروه شهرام آذر این افراد باقی ماندند: تابان، آرش. بهروز

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز