خلاصه داستان سریال لروکس / همه جا تو. جایگزین عطر عشق / پرنده سحرخیز


این دومین قسمت از ویدئوهای ما برای معرفی سریال لروکس است. تو این ویدئو داستان سریال لروکس رو برای شما خواهم گفت. اگر می خواهید بیشتر در مورد این سریال بدونید، می توانید قسمت های قبل و بعد را که در آن ها از حواشی سریال گفتیم و شخصیت های داستان و بازیگرهاشون رو کرده ایم، توی کانال مشکی مدیا پیدا کنید. این ویدئو، برای آن هایی است که حوصله ی ویدئوهای طولانی را ندارند و فقط می خواهند خلاصه ی داستان سریال را بدانند.

خب، ماجرا از این قراره:

دمیر مرد جوان خوش چهره ای است که در کسب و کار خودش که معماری و طراحی داخلی باشد، موفق است. او پیشنهادهای مالی هنگفت شرکت های بزرگ را رد می کند، تا برای خودش و با قوانین خودش کار کند. برای همین هم شغلش در ژاپن را ترک می کند و به استانبول باز می گردد و یک شرکت معماری کوچک را که در آستانه ی ورشکستگی است، می خرد. به نظر انتخاب عاقلانه ای نمی آید، ولی دمیر به توانایی ها خودش اطمینان دارد و مطمئن است که خواهد توانست در با مدیریت اوضاع در یک سال شرکت را نجات دهد.

دمیر می خواهد زندگی تازه ای را در استانبول آغاز کند. پس از خریدن این شرکت، او خانه ی سابق خانواده اش در دوران کودکی اش را هم می خرد. ولی وقتی به مخمصه می افتد که متوجه می شود آن خانه ی دوران کودکی را به یک نفر دیگر هم فروخته اند. به سلین یا همان لروکس. دمیر و لروکس هر دو ادعا می کنند که مالک واقعی خانه اند، ولی خیلی زود متوجه می شوند که سرشان کلاه رفته و هرکدام فقط نصف خانه را خریده اند. هردو از ترک خانه و فروختن سهمشان به دیگری تن می زنند و البته، نمی دانند که چطور صاحب کل خانه شوند. دمیر نمی خواهد از این خانه برود، چون دوست دارد در کنار خاطرات کودکی اش زندگی کند و نمی خواهد آن ها را از دست بدهد. از آن طرف هم، لروکس نمی خواهد از این خانه برود، چون پس از آن که خانواده اش را که پایشان را در یک کفش کرده بودند تا او ازدواج کند، راضی کرده، به تازگی کلی پول خرج طراحی دکوراسیون خانه و خرید اسبابش کرده است. البته، بیشتر سر لج افتاده و نمی خواهد حرف، حرف دمیر پرمدعا باشد. هر دو کله شقند و مغرور و سرسخت. پس آن ها هیچ چاره ای ندارند جز اینکه خانه را با هم شریک شوند و هرکدام در نصفش زندگی کنند، تا چاره ای بیابند. چرخ روزگار آن ها را ناچار به زندگی با یکدیگر می کند.

وقتی دمیر به شرکتی می رسد که تازه آن را خریده، متوجه می شود که لروکس آنجا هم هست و به عنوان یک طراح داخلی، کارمند آنجاست. وقتی رئیس تازه از راه می رسد، شرکت را زیر و رو می کند. دمیر تغییرات زیادی در شرکت می دهد و کلی قانون تازه می گذارد، از جمله اینکه عاشق شدن در محل کار، ممنوع است!

با رسیدن دمیر اوضاع لروکس و همکارانش شرکت بدجوری بهم می ریزد. دوستان تازه نامزد کرده ی لروکس در شرکت، می بینند که باید بین کار و عشقشان یکی را انتخاب کنند و خب، با هم بهم می زنند! لروکس هم زورش می آید و برایش دشوار است که با رئیسی کار کند که به شدت و با وسواس کنترلش می کند و او را زیر نظر دارد. به همین خاطر هم با همکارانش نقشه ای می کشند تا دمیر را فراری بدهند. نام نقشه ی شان را هم می گذارند “عملیات چیتا”. براساس این نقشه لروکس موظف می شود در خانه دمیر را اذیت کند؛ مثلا با صدای بلند آهنگ گوش کند، غذاهای بوگندو بخورد، خوشبخوکننده ی تند برای اتاق استفاده کند و عطرهای تند بزند و از این کارها. مسئولیت این است که دمیر را از خانه و استانبول فراری بدهد. در سوی دیگر هم، کارمندان شرکت موظف می شوند که با اذیت کردن مشتری های سخت گیر و مشکل تراش، آن ها را به جان دمیر بیاندازند و ذله اش کنند. هم زمان، آن ها باید تلاش کنند که مقاومت رئیس را بشکنند تا قانون منع عاشق شدن در شرکت را بردارد.

با این همه، شانس موفقیت عملیات چیتا چندان زیاد نیست. دمیر در کارش خیلی وارد است و می داند چطور با مشتری های مشکل تراش کنار بیاید. همچین تو تصمیم گرفته تحت هیچ شرایطی خانه را ترک نکند. با اینکه دمیر شخصیت بالکل متفاوت از لروکس دارد، آن ها اندک اندک و به مرور، با تفاوت های هم کنار می آیند. دمیر بسیار منظم و تمیز است. هر روز صبح زود بیدار می شود، ورزش می کند و یک صبحانه ی سالم می خورد. در نقطه مقابل اما، لروکس شلخته است، پرحرف است و نترس. او حیوانات را دوست دارد؛ آنقدر که حتی یک بز در باغچه بسته و ازش نگهداری می کند.

داستان از آنجایی پیچیده می شود که دمیر و لروکس به هم نزدیک و با وجود تفاوت های شخصیت هایشان، جذب هم می شوند.

داستان سریال لروکس در مورد مرد جوانی است که یک شرکت کوچک معماری در آستانه ی ورشکستگی و خانه ی دوران کودکی اش را می خرد. ولی دست آخر ناچار می شود خانه را با یکی از کارمندانش تقسیم کند. آیا لروکس موفق می شود دمیر را از خانه فراری بدهد؟ آیا دمیر در نهایت قانون منع عاشق شدن در شرکت را بر می دارد؟ آیا دمیر می تواند ظرف یک سال شرکت را از ورشکستگی نجات دهد؟ آیا لروکس و همکارانش در نهایت رئیس تازه شان را می پذیرند؟

اگر بعد از تماشای این ویدئو، تصمیم گرفتید لروکس رو از اول تماشا کنید، به سایت آپاراتچی دات لایو برید. اونجا می تونید این سریال رو هم با زبان اصلی و زیرنویس فارسی و هم با دوبله ی فارسی پیدا کنید. همین طور می تونید می تونید تو چند دقیقه پاورقی قسمت های قبلی سریال رو تو همین کانال مشکی گوش کنید و برسید به تازه ترین قسمت.

در قسمت بعدی این ویدئو، از شخصیت های داستان و بازیگرهاشون براتون میگیم.

ممنون از اینکه تا اینجا با من همراه بودید.

 

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز