پست‌های بیشتر ...

ساشا سبحانی کیست؟ زندگی و بیوگرافی به همراه عکس و ویدئو

مصاحبه ساشا سبحانی با شبکه منوتو
مصاحبه ساشا سبحانی با شبکه منوتو

ساشا سبحانی در حال حاضر مصاحبه‌ای با یکی از تلویزیون‌های ماهواره‌ای کرده و این‌ها خلاصه‌ای از سخنان او درباره زندگی، از کودکی تاکنون، بیوگرافی شخصی‌اش و نظریاتش درباره موضوعات مختلف است.

۱- تسلیت به جامعه فوتبالی. خواهش می‌کنم واکسن بخرید.

۲- داستان دستگیری او: من را پلیس اسپانیا احظار کرد که برم اداره پلیس. همه می‌دونن که ایران کشوری هست که به من قاچاق انسان تهمت زده بود. قاضی نه از من وثیقه خواست نه خواست ۲ هفته یک بار بیام امضا بدم من رو آزاد کرد.

۳- گزارش روزنامه اسپانیایی که به قید وثیقه آزادم دروغ است و به شرط هیچی من را آزاد کرد تا رسیدگی کنند.

۴- داستان نامه‌ای که منتشر شده: من مصاحبه‌آی که با الموندو در اسپانیا کردم. با من تماس گرفتند تا با وکیل من مصاحبه کنند. لایف استایل من رو دیدن و براشون جای تعجب بود که کسی که این زندگی را دارد، چطور می‌شود استردادش را خواست. در یکی از جملاتم گفتم من از زندگی که دارم…

۵- نامه‌ به دستم رسید که : اخلال در نظام بانکی کشور، افساد فی‌الارض، بی عرضه نشان دادن سیستم اقتصادی و حکومتی.

۶- وقتی می‌بینم که آقای احمدی نژاد میگه من نمیشناسمش. میگن این پسر آقای سبجانی سفیر اسبق در ونزوئلاست. وقتی من رو نمیشناسی چطوری شنیدی که من پولدار شدم؟ شما خودت سفیر کردی، معاون وزیر خارجه کردی، خودتون بهشون پست بالای سیاسی میدین نمیشناسین چطور می‌خواین مشکلات مردم یادتون بمونه؟

۷- از طریق خواهرزاده‌های احمدی نژاد در ستاد انتخاباتی بود و به من گفتند ستاد انتخاباتی فرشته رو دست بگیر.

۸- ویدئوی زیر را ببینید:

۹- بادیگاردهای خیلی‌ها دوستان من بوده‌اند. عکسی از من و آقای ظریف در ارمنستان هست همون سفر هست. با بادیگاردهای آقای روحانی پارتی و مهمونی می‌رفتیم.

۱۰ – عکسم با آقای ظریف، زمانی است که آقای روحانی و آقای ظریف ارمنستان آمده بودند. من با پسر سفیر ایران در ارمنستان رفاقت داشتم و آن‌جا بودم. هتل رادیسون ارمنستان بود روحانی. هماهنگ کردم در آن هتل اتاق گرفتم. ظریف هم اجازه داد با او عکس بگیریم. هر ایرانی که در ارمنستان بود راحت می‌توانست برود با آن‌ها عکسی بگیرد.

۱۱- شش سالم بود پدرم سفیر ارمنستان بود بعد سفیر یک کشور آفریقایی و بعد ۱۲ سالم بود سفیر ایران در ونزوئلا بود. در ۱۷-۱۸ سالگی دیپلمم را در یک مدرسه ونزوئلایی گرفتم. و وارد دانشگاه شدم. موندم ونزوئلا و خانواده‌ام برگشتند. بابام با مماندن من مخالف بود و چون از بچگی در ونزوئلا بودم دوست‌هام اونجا بودند و دوست نداشتم برگردم. بابام برگشت و من ماندم و خودم شروع کردم با شغل مترجمی اسپانیولی در شرکت کشتی سازی صدرا کار می‌کردم مترجم بودم. در تایمی که بابام سفیر بود من با پسر بعضی از مقامات کانکت می‌شدم. مثلا سفیر کوبا در ونزوئلا یا دیگران. این روابط را داشتم. وقتی ماموریت بابام تموم شد من با این افراد رفت و آمد کردم و بیزینس کردم.

۱۲- من خودم از کلمه آقازاده متنفرم و بدم می‌آید. چون به من نمی‌چسبد. آقازاده‌ها کسانی هستند که از رانت پدرشون استفاده می‌کنن. شغل اجرایی از طریق آن‌ها دارند و وام‌های کلان بانکی می‌گیرند. وقتی آقازاده را به من می‌چسباندند من را شو کردند که همه دید مردم به جای آقازاده‌ها بیاید روی من. پدر من کی پست اجرایی داشته که من استفاده کنم؟ پدرم مدتی معاون وزیر خارجه شد ولی من اصلا ایران نبودم در ونزوئلا بودم. وقتی برگشتم ایران بابای من از پستش استعفا داد. دوره روحانی که شروع شد پدر من از سیستم وزارت خارجه استعفا داد و من ایران بودم.

۱۳- پدر من یک مدیر ارشد بوده ولی پست اجرایی نداشته، نه در وزارت نفت یا دادگستری یا شهرداری بوده. هیچ وقت از امکاناتی که پدر داشته و امکانات مالی اش هیچ استفاده ای نکردم. رابطه‌ام با پدرم بسیاری سال است که به خاطر طرز فکرهای دیگه‌ای که داریم بد است.

۱۴- یک بار هم وزارت امور خارجه نرفتم. من در آمریکای لاتین،‌مهد عشق و حال دنیاست بزرگ شده‌ام. وقتی بابام به خاطر سمینار می‌آمد ایران من به بهانه درس می ماندم در سفارت در خاک ایران هم پارتی می‌کردم. در کاراکاس. من اصلا حال نمی‌کردم با سیستم بابام.

۱۵- چهار پنج سال است هیچ رابطه ای با بابام نداریم. حتی در حد سلام علیک تولدت مبارک.

۱۶- من به خدا معتقدم. به مکه و کربلا هم رفتم و اعتقاد داشته‌ام. چه کسی گفته نمی‌تونه کسی که کربلا بره پارتی بگیره؟ ایران هم زندگی می‌کردم عکس گرفتم گذاشتم اینستاگرام که گیر هم بهم ندن. بالاخره توی ایران، سه سال بیشتر نبودم. در ونزوئلا کار می‌کردم. وقتی به تهران رسیدم یک خانه مجردی گرفتم و ماشین خوب خریدم و شروع کردم پارتی کردن. هنرپیشه، خواننده و همه به خانه من می‌آمدند. کربلا رفن هم خانواده داشت می‌رفت من هم دوست داشتم بیایم و ببینم. من را در ایران بالای ۶-۷ بار گرفتند در بازداشتگاه بودم سر میهمانی در کلانری ۱۰۱ تجریش یا بازداشتگاه شهرک غرب یا جاهای دیگر به خاطر پارتی کردن رفته‌ام. جرمم اختلاس و کلاه برداری نبوده به خاطر پارتی کردن بوده. فکر می‌کردم ایران هم مثل ونزوئلاست.

۱۷- منابع مالی خرید خانه و ماشین و آن‌ها از کجا آمده؟ در ونزوئلا که بودم آن‌جا کار می‌کردم و هزار دلار ماهی حقوق می‌گرفتم. در آن‌جا رابطه زده بودم. با دوستی ماشین وارد می‌کردیم و پول هم در می آوردم.

۱۸- کانکشن‌ها، اگر اسمش رانت است من اسمش را رانت نمی‌گذارم چون وقتی بابام از اونجا رفت خودم زندگی کردم. ۱۸ سالم بود گفت روی پای خودت می‌ایستی. من وقتی بابام سفیر بود،‌بچه‌های سفیر باید راننده داشته باشند اما حتی از ماشین سفارت برای استفاده کار شخصی من اجازه نمی‌داد. می‌گفت خودت برو کار کن خرج رفت و آمدت رو بده. وقتی دوران بابای من تموم شد من خودم توی ونزوئلا روی پای خودم ایستادم. من شب‌هایی بوده که پول غذا نداشته‌ام. زبان اسپانیولی و انگلیسی فول بلدم و از کانکشن‌هام استفاده کردم.

۱۹- مردم را اغفال می‌کنی در قمار؟ در ایران که بودم با خودم پول آوردم از ونزوئلا. دلار بردم ایران. پس‌اندازم را بردم ایران. بحث آبرو بود و بابام گف باید برگردی ایران. شب‌ها خونه‌م توی فرشته بود ماشین رو پارک می‌کردم آژانس می‌گرفتم می‌رفتم خونه.

۲۰- در ایران هم کار می‌کردم و با یکی از دوست‌هام واردات ماشین می‌کردم. یک برند گل در ایران زدم به اسم میلیون روزِز. که گل‌ها توی باکس‌های قشنگ هست گل‌ می‌خریدم شاخه‌ای هزار تومن می‌فروختم شاخه‌ای ۲۰ تومن با رنگ طلایی. توی شمرون هم که ماشالله همه دوست دارن گل بهتری برای دوست دخترشون بفرستن. من روزهایی بود که فقط صد میلیون تومن فروش گل داشتم. نه با رانت پدرم با زرنگی و ایده‌های خودم. بیت کوین می‌خریدم از همون اول و تجارت ارز الکترونیکی می‌کردم. رفتم ترکیه، یک ویدئو از پشت من بیرون اومد دوست دختر من روی تخت خواب بود با بیکینی. ویدئو ۲ ثانیه رفت روی دختره. برگشتیم ایران داخل فرودگاه من بازداشت شدم. شب اونجا خوابیدیم فرداش رفتیم دادسرا به خاطر فیلم مستهجن. بازداشت شدیم. ۲ شب خوابیدیم صد میلیون وثیقه گذاشتیم آزاد شدیم.

رفتم دادگاه، ۲ سال زندان و شلاق و اینا. شکایت رو زدم روی حکم تا جواب شکایتم بیاد از ایران اومدم بیرون. پاسپورت من توقیف بود. با یک زرنگی خیلی خاصی از ایران اومدم بیرون. رفتم به قاضی گفتم من نزدیک عاشوراست می‌خوام برم کربلا مثل سال پیش. با هزار کلک من پاسپورتم رو از قاضی گرفتم ولی هنوز ممنوع‌الخروج بودم. رفتم اداره گذرنامه پرسیدم گفتن بهم ممنوع الورودی! یه پولی به کسی دادم به مدت ۲ ساعت از سیستم خارج شدم و با دوست دخترم اون موقع از فرودگاه با استرس خارج شدم برای همیشه. ۴ سال پیش سال ۲۰۱۶ بود. اومدم ترکیه. پولهام دلار شده بود دست صراف که رفتم ترکیه پولم رو بگیرم. گرفتم و زنگیم رو شروع کردم. با دبی کار می‌کردم. ب آلمانی‌هایی کار می‌کردم. از همون اول پول‌هایم رو بیت کوین می‌کردم وقتی ۵ هزار تا ۶ بود ترید ارز دیجیال می‌کردم. ۴-۵ ماه ترکیه بودم تا شروع کردم ملک و ساختمان‌های نیمه ساخته رو می‌خریدم تموم میشد می‌فروختم ت داستانی که از ویدئوی من اومد بیرون.

۲۱- برید بمیرید! ماجرا چه بود؟ وقتی این ویدئو از من بیرون آمد وقتی بود که من را به عنوان مهره‌ای به اسم آقازاده قرار دادند که پول های نفت و مردم دستش است. عده زیادی شروع کردند به من فحش دادن و تهدید به مرگ و این‌ها بود. اینستاگرم از بالا تا پایین فحش بود و این را خطاب به اون دسته افراد گفتم. گفتم به جای این که بیاین یک ساعت تایمت رو بذاری بد و بیراه بنویسی اون فکرت و وقتت رو بذار یه کاری بکن و پول در بیار اگر نمی تونی انجام بدی برو ببین. اگر کسی برداشت دیگری داشته من از آن‌ها عذرخواهی می‌کنم.

۲۲- من اگر می‌خواستم از فرصت های آقازادگی استفاده کنم یا پیش پدرم می‌نشستم بیزینسم را می‌کردم یا مثل پسر آقای ظریف سیتیزنی آمریکا می‌گرفتم. ولی در اسپانیا با پناهندگی اقامت دارم.

۲۳- در تهران که زندگی می‌کردم در میتینگ‌های قلیانی‌ها می‌نشستن با هم کار مدیریت می‌کردند….

۲۴- یکی اگر تونست حساب بانکی از من نشان دهد یا عکس در یک وزارتخانه من سرمایه زندگی‌ام را به او می‌دهم. من را طعمه قرار داده‌اند تا بچه‌های خودشون دیده نشن.

۲۵- من الان سه سال است در اسپانیا هستم. بیشتر سایت‌ها در ترکیه و این‌ها هستند. من این‌جا فقط کار تبلیغ انجام میدم. به من لینک میدن، رونالدو،‌نادال و مانند آن همه تبلیغ سایت می‌کنن. خودم در این سایتی که تبلیغ می‌کنم بازی می‌کنم. پولم را بیت کوین می‌کنم. گاهی می‌برم گاهی می‌بازم.

نه درگاه بانکی‌ام نه سیسم بانکی ایرانم. بروید این سیستم درگاه بانکی که از ایران می‌آید را درست کنید!

۲۶- در ۶ ماه اخیر ثروت من ۸ برابر شده. در ترکیه ملک دارم و کار خرید و فروش ساختمان می‌کنم.از بچگی شم بیزینسی رو داشتم و از هر چیزی پول در می‌آوردم. ۳ زبان بلدم. حالا من موقعیتش را داشتم از کشور اومدم بیرون، زبان خارجی بلد بودم و زرنگی‌های خودم.

۲۷- چقدر شبیه پدرت فکر می‌کنی؟ من هیچی! بیشتر آقازاده‌هایی که از نزدیک میشناسم و در ایران هستند به آرمان‌های انقلاب (امام) هیچ اعتقادی ندارند.

۲۸- آرزوی او تاسیس خفن‌ترین کلاب در ایران هستم.

0
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

دیدگاه شما چیست؟