Loading Posts...

سریال آچمز قسمت ششم

فرزاد می خواهد هرطور که شده پدر متین را به جلسه بیاورد. برای اینکار سراغ عمه ی او یعنی طاهره می رود. لطیف هم در خانه می ماند و وسیله های دفتر را میچیند. سپس کیسه پر از طلا را برمی دارد تا در جای بهتری قایم کند. در انباری چاله ای را می بیند و به طور اتفاقی مصیب را آنجا پیدا می کند. وقتی مصیب به هوش میاید لطیف او را در زیرزمین زندانی می کند.
متین جلوی در خانه شان است که خانومی از او می خواهد تا صحبت کنند . آن خانم خودش را تابش معرفی می کند و می گوید: “من یه کارواش فکستنی دارم که اونجا برای پونزده نفر جوون کارآفرینی کردم ولی اون کارواش الان پلمپه و ورشکسته شده. از پدرتون خواهش کنید انقدر ما کارآفرین هارو اذیت نکنن. ” متین می گوید: “بهتره با پدرم صحبت کنید.” در همین موقع گلکار که کاملا شبیه مصیب است از راه می رسد و با تابش جر و بحث می کند. به او می گوید: ” بعد از محل کارم حالا اومدی پیش پسرم که چی بشه؟ میخوای رشوه بدی؟”
در ادامه بین متین و پدرش بحث و جدلی پیش می آید. متین فکر می کند که پدرش از او حمایت نمی کند و گلکار هم خیال می کند متین بی عرضه و بی کار و راحت طلب است . طاهره که عمه ی متین است به خانه آنها می رود و از برادرش می خواهد بیشتر از متین حمایت کند. گلکار می گوید : “تو دیدی مادر این بچه مرده، دلت سوخت لوس بارش آوردی. قبلا مغازه بهش دادم ولی اونجا رو پاتوق رفیقاش کرد.” طاهره بعد از مدتی بحث با او می گوید: “تو همیشه غریبه نواز بودی واسه خانواده ت هیچ کاری نمی کنی.” و با دلخوری از خانه او می رود. متین از طریق طاهره متوجه می شود که فرزاد از او خواسته تا با گلکار صحبت کند عصبانی می شود و سراغ فرزاد می رود ولی بعد از این که وارد خانه قدیمی می شود می فهمد که لطیف دزدی را در زیرزمین گیر انداخته است .

آنها تصمیم می گیرند باهم وارد زیرزمین شوند مصیب مدام می گوید: “من دزد نیستم .” ولی حرف او را باور نمی کنند. وقتی متین از نزدیک چهره مصیب را می بیند با خود فکر می کند که لابد فرزاد همه جا را گشته تا شخصی شبیه پدر او را پیدا کند و به جای گلکار واقعی به جلسه بیاورد . او این موضوع را به فرزاد می گوید ولی فرزاد که واقعا این کار را نکرده است نمی داند متین درباره چه چیزی صحبت می کند . متین عکس پدرش را به فرزاد نشان می دهد او هم که تا آن موقع گلکار را ندیده است از شباهت آنها خیلی تعجب می کند و سراغ مصیب می رود تا ماجرا را از دهن او بشنود . مصیب جریان ماه بیگم را تعریف می کند و وصیت نامه را نشان می دهد . فرزاد از او بابت رفتار بدشان معذرت خواهی می کند و مهربان می شود.

 

عکس های سریال آچمز قسمت ششم (قسمت 6):

 

 

قسمت‌های بعدی سریال آچمز را در این صفحه پیدا کنید. اگر می‌خواهید به محض انتشار، از آن مطلع شوید، درصفحه تلگرامی پاورقی عضو شوید. پیشنهادهای خود را هم برای مشکی‌مدیا کامنت بگذارید.

همچنین برای مطالعه داستان‌های سریال‌های دیگر، می‌توانید از این صفحه مربوط به پاورقی‌ها (ری‌کپ) استفاده کنید.

0
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment