Loading Posts...

سریال آچمز قسمت 26

مصیب با زرین قرار می گذارد و برای مهر کردن مجوز او، چهار میلیارد پول می خواهد. در نهایت آنها سر دو میلیارد توافق می کنند. سپس مصیب به دیدن فرزاد می رود و می گوید 650 میلیون پول مهریه را برای آزادی او می دهد، اما بقیه ی پول هرچقدر که بماند مال خودش خواهد بود. فرزاد به او اعتراض می کند و می گوید: «تو مصیب بودی! من تو رو مدیر کردم. هرچی داری از منه. اگه تابش زنته، به خاطر منه. » بعد از مدتی بحث و جدل مصیب می گوید با کسی که به او توهین می کند نمی تواند کار کند. او بدون اینکه فرزاد را از بازداشتگاه بیرون بیاورد از آنجا می رود. آقای اسدی به نینا می گوید که دیگر باید فقط درس بخواند و گوشی و تلوزیون و کار کردنی در کار نیست. نینا از لطیف دفاع می کند و به مادرش می گوید: «چون پدر و مادر نداره یعنی باید بمیره؟ دل نداره؟ چرا خودش رو نمیبینین. » در خانه ی گلکار، شهلا به پیشنهاد مصیب، برای شام آبگوشت می پزد . متین که آبگوشت دوست ندارد به شام اعتراض می کند و به خانم جان می گوید: «تو عروسی رو تو این خونه آوردی که من رو آدم حساب نمی کنه. » شهلا خانم سعی می کند با مهربانی این موضوع را حل کند اما مصیب یک سیلی به متین می زند و او را سرزنش می کند. شهلا و خانم جان بابت این رفتار او ناراحت می شوند. متین هم وسایلش را جمع می کند و از خانه بیرون می رود. متین پیش لطیف می رود و او را تنها و ناراحت می بیند، سراغ فرزاد را از او می گیرد و حال لطیف را هم می پرسد. لطیف می گوید که از فرزاد بی خبر است و در جواب به چگونگی حال خودش، سکوت می کند. مصیب نیمه شب با زرین قرار می گذارد و دو میلیارد پولی که توافق کرده بودند را می گیرد. فرزاد برای انتقام گرفتن از مصیب، از زندان با روح انگیز تماس می گیرد و آدرس اداره ی گلکار را به او می دهد تا مصیب را در آنجا پیدا کند. ماه بیگم که دیگر از نگرانی درآمده، خیلی خوشحال می شود. فرزاد به متین هم زنگ می زند و بعد از تعریف کردن ماجرای به زندان افتادنش، از او می خواهد 650 میلیون از مصیب بگیرد و با دادن آن پول به همسرسابقش او را از آن وضعیت نجات دهد. متین هم با آقای افخم تماس می گیرد و او را در جریان حرف هایی که فرزاد گفته بود، قرار می دهد. آقای افخم می گوید به زندان افتادن فرزاد فعلا به نفع همه است زیرا دیگر نمی تواند در کارها دخالت کند. ماه بیگم و روح انگیز به اداره می روند و از نگهبان سراغ مصیب را می گیرند. نگهبان با دیدن عکس مصیب می گوید که این آقای گلکار است و اتاقش هم در طبقه ی آخر قرار دارد. آنها به دفتر مدیرعامل می رسند و وقتی وارد اتاق می شوند مصیب را در حالی که چمدان پر از پولش را تماشا می کند و پاهایش را روی میز دراز کرده است، می بینند. مصیب از دیدن آنها جا می خورد و زبانش می گیرد. ماه بیگم فریاد می زند: «مصیب، همه ی دنیارو زیر و رو کردیم. » مصیب از آنها می خواهد بنشینند تا توضیح دهد. او که هول شده است با ترس به سوال های زیادی که آنها دارند جواب می دهد و دروغ هایی سرهم می کند و می گوید: «باید کار پیدا می کردم. پلیس دنبالم بود. اسمم رو به گلکار تغییر دادم و چون پادو و راننده ی مدیرعاملم تو این اتاق بودم و… » بعد از اینکه مصیب برای حرف زدن با آقای افخم از اتاق بیرون می رود، روح انگیز که به رفتار او مشکوک شده می گوید: «مصیب خیلی عوض شده. همه چیز مشکوکه! » IC1

عکسهای قسمت 26 سریال آچمز(قسمت بیست و ششم)

    قسمت‌های بعدی سریال آچمز را در این صفحه پیدا کنید. اگر می‌خواهید به محض انتشار، از آن مطلع شوید، درصفحه تلگرامی پاورقی عضو شوید. پیشنهادهای خود را هم برای مشکی‌مدیا کامنت بگذارید. همچنین برای مطالعه داستان‌های سریال‌های دیگر، می‌توانید از این صفحه مربوط به پاورقی‌ها (ری‌کپ) استفاده کنید.

Leave a Comment