Loading Posts...

سریال آچمز قسمت 29

وقتی مصیب از خواب بیدار می شود، شهلا که گل خشک شده را در جیب کت او پیدا کرده به طور نامحسوس به او متلک می اندازد و درباره ی جلسه های کاری نیمه شب ها به او گیر میدهد. مصیب هم که از حرف های او ترسیده و نگران شده، زود خداحافظی می کند و سرکار می رود. ماه بیگم به عنوان بزرگتر لطیف و با هماهنگی او به خانه ی اسدی می رود و آقای اسدی همان ابتدا با تندی مخالفت اش را برای ازدواج نینا اعلام می کند. اما طاهره و نینا کنار ماه بیگم می نشینند و به صحبت های او درباره ی لطیف گوش می دهند. بعد از رفتن ماه بیگم، طاهره که متوجه علاقه ی نینا به لطیف شده به او می گوید که همین روزها اسدی را هم راضی می کند تا لطیف به خانه شان بیاید و بیشتر باهم آشنا شوند. نینا خوشحال می شود و او را بغل می کند. وقتی ماه بیگم به خانه برمی گردد از مصیب می خواهد که خود را برای خواستگاری از خانم معلم آماده کند. مصیب که قصد خیانت به شهلا را ندارد و او را دوست دارد، مدام بهانه می آورد. اما وقتی می فهمد که ماه بیگم قصد دارد بعد از خواستگاری به روستا بر گردد و مصمم است که قبل از آن حتما مصیب را سر و سامان دهد، قبول می کند. آقای افخم از دوربین های اتاق حراست تمام اداره را زیر نظر دارد. به دستور او در اتاق گلکار دوربین هایی را نصب می کنند تا به طور مخفیانه آن جا را هم زیر نظر داشته باشد. وقتی مصیب وارد اتاق مدیریت می شود چمدان پر از پولی را که در آنجا پنهان کرده برمی دارد و دلارهای داخل آن را بو می کشد! و افخم هم این تصاویر را دارد. در مراسم خواستگاری، ملوک برخلاف اردشیر به این وصلت راضی نیست و درباره ی کار و پول و درآمد مصیب سوال هایی می پرسد. ماه بیگم از مصیب تعریف و تمجید می کند اما خود او که نمی خواهد ازدواج کند خودش را مدام تخریب می کند! و می گوید تا خرخره قرض و بدهی دارد و از همه جا فراری شده و هیچ پولی هم ندارد. در آخر هم می گوید نمی تواند اجازه دهد خانم با کمالاتی مثل روح انگیز خودش را پاسوز او کند. روح انگیز فکر می کند که مصیب به خاطر دلخوری اش از او این حرف ها را می زند. او توضیح می دهد: «بذارین جلوی جمع همه چیز رو روشن کنم. من جوابم به این خواستگاری منفی بود اما اگه گفتم بیاید اینجا به این خاطر بود که سوتفاهم ها برطرف بشه. آقا مصیب، من رو ببخشید. چون فکر می کردم دارم متفاوت از بقیه با شما رفتار می کنم ولی در واقع من هم مثل اون ها فکر می کردم. الان که این موقعیت شمارو می بینم میفهمم که رفتارم درست نبوده. » در آخر می بینیم، شهلا که حسابی به مصیب شک کرده با ماشینش جلوی خانه ی روح انگیز نگه می دارد. IC1

عکسهای قسمت 29 سریال آچمز(قسمت بیست و نهم)

      قسمت‌های بعدی سریال آچمز را در این صفحه پیدا کنید. اگر می‌خواهید به محض انتشار، از آن مطلع شوید، درصفحه تلگرامی پاورقی عضو شوید. پیشنهادهای خود را هم برای مشکی‌مدیا کامنت بگذارید. همچنین برای مطالعه داستان‌های سریال‌های دیگر، می‌توانید از این صفحه مربوط به پاورقی‌ها (ری‌کپ) استفاده کنید.

Leave a Comment