سریال استانبول ظالم قسمت 18

 

ندیم خواب کودکی اش را می بیند. زمانی که با مادرش در حیاط عمارت بازی میکردند. او زمین میخورد و زخمی می شود. جمره را میبیند که آمده تا دستش را بگیرد. ناگهان، ندیم با صدای شنیز از خواب بیدار می شود. شنیز تظاهر به مهربانی میکند و صبح بخیر می‌گوید. سپس به سمت دوربین مداربسته رفته و آن را خاموش می‌کند. او آلبوم عکس خانوادگی ندیم را برمی‌دارد و با لحن جدی شروع به تهدید کردن میکند. اگر یک بار دیگر ندیم، کارهای دیشب را تکرار کند، شنیز آن پرستار را از بین می برد. ندیم برای اینکه شنیز با جمره کاری نداشته باشد، با سر علامت میدهد که قبول میکند. شنیز یک عکس سه نفره از ندیم و مادروپدرش برمی‌دارد، وبه عنوان اخطار پاره اش می کند. سپس دوربین را روشن کرده، و دوباره با لحن مهربانی از آنجا می رود. نورتن برای ندیم صبحانه می آورد و عکس پاره را می بیند. نورتن برای اینکه ندیم ناراحت نباشد، قول می‌دهد عکس را مثل روز اول بهم بچسباند و درست کند.
شنیز به اتاق آگاه می‌رود و متوجه می‌شود آگاه تمام شب را در اتاق کارش گذرانده است. او خیلی نرم و اهسته به آگاه می گوید که آن اتفاق دیشب را می‌بخشد و دیگر عادی شده است. اما در ادامه می‌گوید که آن سرایدار ها از بی احترامی دست نخواهند کشید و جمره عذرخواهی نمیکند. آگاه با شنیدن این حرف ها میگوید که من از این رفتارها نمیگذرم.
آن روز صبح، سحر و جرن آماده می شوند که به سرکار بروند. اما جمره در خانه می ماند. نورتن می آید و به سحر می‌گوید که دخترت خرابکاری کرده و رئیس او را اخراج کرده است. حالا نورتن باید تمام وقت حواسش به ندیم باشد از این رو کارهای آشپزخانه به گردن نریمان می افتد. جرن صبح، خوشحال و خندان، تست بارداری اش را برمی‌دارد و پنهانی به اتاق جنک می رود. جنک خوابیده و جرن می خواهد او را با یک بوسه بیدار کند و خبر پدر شدنش را بدهد. اما يکدفعه، شنیز در می زند و می خواهد وارد اتاق شود. جرن که هول شده، در کمد لباس های جنک پنهان می شود. شنیز وارد اتاق می شود و جنک را بیدار می کند. او می گوید که وقت بازخواست فرا رسیده و پدرش صدایش کرده است. شنیز یادآوری می‌کند که دیگر با گفتن حرف هایی مثل بوسیدن جمره، آگاه را بیخودی عصبانی نکند. او می خواهد که جنک بگوید از سر لجبازی دروغ گفته است تا این جریان تمام بشود. جرن از داخل کمد تمام حرف های شنیز را می‌شنود و از خبر بوسیدن جمره و جنک با خبر میشود. جنک در کمد را باز میکند که جرن را میبیند اما جرن علامت سکوت را نشان میدهد. جنک چیزی نمی‌گوید تا مادرش متوجه نشود. بعد از عوض کردن لباس به نزد پدرش می رود. او حرف هایی که شنیز تأکید کرده بود، را نمی گويد. در عوض از پدرش می پرسد که چرا جمره از دیگر دخترها مهم تر است؟ فرق او با دیگر دخترهای شهر در چیست؟ آگاه عصبی می‌شود و نمی خواهد چيزي بگوید. او می خواهد بداند که آیا جمره با میل خود به سمت پسرش رفته یا خیر. اما حقیقت این است که جنک به زور می خواست با او در ارتباط باشد. جنک می‌گوید تا وقتی جواب سوالش را نگیرد به سوالهای پدرش جواب نمی دهد و می رود. سحر برای اینکه بداند چرا دخترش اخراج شده است به اتاق آگاه می آید. آگاه که عصبانی ست به سحر می‌گوید که جلوی دخترش را بگیرد و بین پسرهای خانه نگردد. سحر عصبانی ست و می‌خواهد بداند چه اتفاقی افتاده، اما آگاه می‌گوید که برود از دخترش بپرسد.
جرن که از بوسه ی خواهرش و جنک با خبر شده، به دنبال تلافی کردن است. او جیوان را در حیاط می بیند و با تعریف کردن قضیه، جیوان را عصبی میکند. جیوان مانند دیوانه ها به خانه میرود و به روی جمره هجوم میبرد اما مادرشان(سحر) جلویش را میگیرد. جیوان فریاد می زند که جمره پسر خانه را بوسیده و وسایل خانه را می شکند. سحر تعجب میکند اما جمره محکم میگوید که اگر کسی را بوسیده به خودش ربط دارد. به جیوان و به هیچکس دیگری ربط ندارد زیرا بدن خودش است. اما با قلب اش این کاررا نکرده است، زیرا او عاشق پسر ثروتمندی که فکر می‌کند همه دخترهای دنیا بازیچه اش هستند، نمی شود. جیوان، می خواهد جمره را بزند اما جنک که حرفهایشان را شنیده، میآید و مانع میشود. او می‌گوید که دروغ گفته و کسی را نبوسیده است. سپس از آنجا میرود. جنک به عصبانیت جرن محل نمیگذارد و می رود. جرن از اینکه جنک با او خوابیده و حالا دنبال خواهرش افتاده است، عصبانی ست. او جنک را صدا میکند و می خواهد، تست بارداری اش را نشان دهد ولی مادربزرگش (نريمان) مچ اش را میگیرد…

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز