سریال تلخ و شیرین |‌ قسمت ۲۵

سریال تلخ و شیرین

به دنبال اتفاقات پایانیِ قسمت پیش، در این قسمت می بینیم که حیات خانم، رو به آقای باریش، رییس باشگاه فوتبال کرده و می گوید که چه معنی دارد قرارداد را جلوی چشم بچه های مدرسه پاره کنی؟ باریش هم با شرمندگی عذرخواهی می کند و می رود.

کورای که به هدفش رسیده با غرور پیش می آید و رو به همه می گوید: “همه تون فکر می کردید بوراک یه ستاره می شه. اون فقط تو رویاهاش می تونه ستاره باشه. اون اصلا توانایی ستاره شدن نداره. شماها بوراک رو گنده ش کردید!” و رو به بوراک با لبخندی شیطنت آمیز می گوید: “تو بازنده ای و تا آخر عمرت هم یه بازنده باقی می مونی.” بوراک با عصبانیت به او حمله می کند و از او می خواهد دهنش را ببندد. میان دانش آموزان غلغله ای به پا می شود و در این میان، سوات از ویلچرش پایین می افتد. خون خانم معلم، از دیدن این صحنه به جوش می آید و و رو به بوراک و کورای فریاد می زند و می گوید با خشونت نمی شود مشکلات را حل کرد و هر دوی شما نشان دادید انسان های ضعیفی هستید و انسان های ضعیف و ظالم هرگز به جایی نمی رسند. باید مشکلاتتان را با گفتگو حل کنید. و آن ها را مجبور به عذرخواهی از همدیگر می کند.

حیات خانم به کورای گفت حس می کند او با این ماجرا ارتباطی دارد و هشدار داد که این مساله را پیگیری می کند و برای روشن شدن موضوع تلاش خواهد کرد. کورای با حالتی حق به جانب و مطمئن  گفت هر کاری می توانید برای حل مشکل انجام دهید. در جمع دانش آموزان هم بحث درگرفته. عابدین می گوید: “من مطمئنم کورای تو به هم خوردنِ قرارداد نقش داره و این رو گزیده که مدتی با کورای دوست بوده، بهتر می دونه.” اما گزیده می گوید: “تا این حد هم نمی تونه بد باشه.” اُنور با جدیت به آن ها گوشزد می کند که فعلا باید به بوراک که قرض زیادی دارد کمک کنیم و از بار مشکلاتش کم کنیم. زینب می گوید که اگر در مسابقه ی موسیقی برنده شویم بوراک در پس دادن پول هایی که قرض گرفته مشکلی نخواهد داشت.

اولین اقدام حیات برای پیگیری این ماجرا، دیدن آقای فلاح و مطرح کردن مشکل بوراک با اوست. حیات به فلاح می گوید که فکر می کند کورای در به هم خوردنِ برنامه ی قرارداد بوراک نقش دارد. فلاح از برادرش حمایت می کند و او را بی تقصیر می داند. اما حیات از او می خواهد با باشگاه تماس بگیرد و پرس و جویی کند. فلاح کمی مردد می شود و به حیات می گوید که اگر کورای در این کار دست داشته باشد او را از این مدرسه خواهد برد. سپس با آقای باریش تماس می گیرد و علت لغو قرارداد را می پرسد. آقای باریش آن سوی خط، در دفترش، نگاهی به کورای که رو به روی او نشسته می اندازد و می گوید هیات مدیره ی باشگاه به توافق نرسیدند. حیات هم از آقای فلاح به خاطر قضاوت اشتباهش عذرخواهی می کند.

سودا که از به هم خوردن قرارداد بوراک به شدت غمگین است به خانه ی کورای می رود و از او سوالاتی می پرسد. او تقریبا مطمئن است که کار، کارِ کورای است. اما کورای سعی دارد او را با کارهایی تحت تاثیر قرار دهد تا موضوع بوراک فراموش شود و به او با لحنی کنایه آمیز می گوید: “عاشقم نشی!” و سودا می گوید که فقط عاشق بوراک است و برای او هر کاری می کند.

مشکلات بوراک ادامه دارد. خانم معلم حیات از مادر بوراک می شنود که صاحب خانه، عذر آن ها را خواسته و اثاثیه آن ها را بیرون ریخته است. او مدعی شده که آن ها برای خودشان وسیله و اسباب خانه می خرند اما سه ماه است که کرایه خانه را پرداخت نکرده اند. حیات پیشنهاد می دهد که تا پیدا کردن خانه ی جدید، در خانه ی او و گزیده بمانند و با اصرار آن ها را به خانه می برد. بوراک از شرایطِ پیش آمده غمگین و عصبی است. گزیده به بوراک می گوید شاید همه ی این اتفاق ها برای این بوده که بیشتر پیشرفت کنی، پس تسلیم نشو و به راهت ادامه بده. در این بین، سودا با بوراک تماس می گیرد و به او می گوید که از ماجرا باخبر شده و اگر کمکی از دستش ساخته است به او بگوید.

در جایی دیگر، زینب و اُنور دارند تلاش می کنند تا در مسابقه ی موسیقی برنده شوند اما پدر زینب با شرکت او در مسابقه موافق نیست و او بسیار ناامید و غمگین است…

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز