Loading Posts...

سریال حکایت ما قسمت 115

تولای دم در کشیک میدهد تا آن مرد بیرون بیاید. او بر سر اینکه این مرد کیست که به خانه رفت و و آمد دارد، با چیچک دعوایش می شود. فیلیز از راه رسیده و آنها را جدا میکند. مشخص می شود او مردی است که برای چیچک لباس آورده تا او آنها را گلدوزی کند و پولش را بگیرد. بچه ها وقتی به خانه برمیگردند‌، مدام در حال بهانه گیری و تحقیر خانه شان هستند. آنها خانه را کوچیک و مایه آبروریزی میدانند و دوست دارند هرچه سریع تر به خانه ملک برگردند. دنیز، دختری که با رحمت در دانشگاه لج است، به یکی از دوستان پسرش میسپارد که او را گوشمالی بدهند. هنگامی که رحمت به سایت دانشگاه می رود تا در مورد باریش در اینترنت جستجو کند، دوستان دنیز بر سر او ریخته و کتکش می زنند. درین خواهر دنیز، که کاملا برعکس اوست، به رحمت کمک میکند. او وقتی متوجه می شود که رحمت دنبال باریش در اینترنت می‌گشته، تصمیم می‌گیرد آمار باریش را در بیاورد. کیراز و فیکو بخاطر برگشتن به خانه ملک با فیلیز بحث میکنند. فیلیز که میبیند توانایی انجام خواسته های آنها و وسایل و مدرسه گران قیمت را ندارد، تصمیم می‌گیرد آنها را پس بفرستد. اما از اینکه بچه هایی که برایشان زحمت کشیده و بزرگ کرده، بخاطر پول او را کنار می‌گذارند ناراحت و به هم ریخته می شود. صبح، فکری خودش بخاطر سرگرم بودن ملک و حال بدش، به دنبال بچه ها می آید و آنها را با خودش می برد. توفان که از وضعیت فیلیز و سردر گمی اش بخاطر باریش ناراحت است، خودش تصمیم می‌گیرد سراغ او برود. اما هنگامی که به بیمارستان می رود و با باریش رو در رو می شود، همان بی اهمیتی و حرفهایی که به دیگران زده است را می شوند و با باریش دعوایش می شود. FaFa

Leave a Comment