پست‌های بیشتر ...

سریال حکایت ما قسمت 173

 


جمیل سعی میکند باریش را فراری دهد. پلیس ها دنبال باریش می دوند. باریش فرار کرده اما گوشی اش از جیب او افتاده و به عنوان مدرک به کلانتری می رود.
در کلانتری، پلیس در حال بازجویی از توفان است. توفان وقتی متوجه می شود که گوشی باریش جا مانده و آن را به کلانتری آورده اند، پنهانی آن را از روی میز برداشته و داخل جیبش می گذارد.
فیلیز در خانه نگران باریش است و با او تماس میگیرد، اما باریش جواب نمی‌دهد. باریش به خانه رحمت می رود تا چند روزی را آنجا پنهان شود. رحمت سریع به کلانتری پیش جمیل رفته و باریش با دنیز در خانه تنها میماند. توفان گوشی باریش را به رحمت میدهد تا برای او ببرد.
فیلیز وقتی ماجرا را میفهمد، از دست باریش عصبی می شود.باریش با او تماس گرفته و میگوید که فرار کرده است و فعلا در خانه رحمت پنهان می شود.
مروه پنهانی با ثروت که تازه به ترکیه برگشته است قرار میگذارد. او خانه یکی از دوستانش را در اختیار ثروت میگذارد تا در آنجا پنهان شود. او خودش را به ثروت معرفی نمیکند.
صبح، ثروت به خانه نهال می رود. او همه چیز را به نهال در مورد مروه میگوید. نهال نیز به او میگوید که مروه دختر اوست. ثروت شوکه شده و از اینکه مروه برای او دردسر بشود کلافه است، اما نهال میگوید که تا رسیدن به هدفشان باید از مروه استفاده کنند. مروه به خانه نهال آمده و با دیدن ثروت شوکه می شود. نهال به روی او می آورد که همه چیز را میداند. نهال از او میخواهد که به آنها ثابت کند که باریش زنده است. مروه با باریش تماس گرفته و صدای او را روی اسپیکر میگذارد تا آنها بشنوند. باریش میگوید که فعلا پنهان شده است و در حال انجام مراحل شکایت از نهال است. نهال و ثروت تصمیم میگیرند در این چند روز کارهایش خودشان را بکنند.
در کلانتری، توفان فعلا آزاد می شود. همکاران جمیل در حال گشتن دنبال گوشی باریش هستند. جمیل متوجه می شود که کار توفان بوده است. او توفان را بیرون آورده و با او دعوا میکند و میخواهد قضیه را لو بدهد، اما توفان جلوی او را میگیرد.
فیلیز دوباره به دانشگاه می رود. او این بار با درین صحبت کرده و از او میخواهد که با دنیز حرف بزند تا از زندگی رحمت بیرون برود. درین میگوید که دنیز دخالتی در رفتن رحمت ندارد و حتی از او خواسته که برود، و از ابتدا گفته است که قصد ازدواج با او را ندارد، اما رحمت خودش نمی‌خواهد به آمریکا برود. فیلیز عصبی شده و سراغ رحمت می رود. او باز هم سر این قضیه با رحمت بحث میکند. سپس از رحمت میخواهد برای اینکه به او ثابت شود که دنیز چقدر برایش ارزش قایل است، از خانواده او برای شام دعوت کند.
جمیل به خانه رحمت پیش باریش می رود. باریش اطلاعات گوشی اش را خالی کرده و به جمیل تحویل میدهد. جمیل گوشی را به کلانتری می برد. او متوجه می شود که رییس کلانتری مشغول چک کردن دوربین برای پیدا کردن کسی که گوشی را برداشته، است. حمیل فوری کوشی را تحویل داده و میگوید که آن را پیدا کرده است. او از شدت استرس و نگرانی قلبش درد گرفته و‌ حالش بد می شود.
مروه مقابل نهال با باریش تماس گرفته و به او میگوید که ساواش دلش برای او تنگ شده و میخواهد او را ببیند. باریش آدرس خانه رحمت را به مروه میدهد تا ساواش را بیاورد.
چیچک جمیل را به خانه می برد تا استراحت کند. او به جمیل سوپ میدهد و سپس جمیل کمی استراحت میکند.
مروه به همراه ساواش به خانه پیش باریش می رود. او پنهانی دوربین گوشی را روی میز گذاشته و از خودش و باریش در حال حرف زدن فیلم میگیرد.

0
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

دیدگاه شما چیست؟