پست‌های بیشتر ...

سریال حکایت ما قسمت 99

مادر فکری به او می گوید به خاطر بیماری اش شش ماه بیشتر زنده نیست و نمی خواهد به درد مبتلا شود برای همین می خواهد که کشته شود. فکری به هیچ وجه این کار را قبول نمی کند.
فیلیز به همراه باریش به سمت آدرسی که شکران داده است حرکت می کنند . او از اینکه برنامه روزشان به هم خورده و نمی‌توانند به آنتالیا بروند ناراحت است و مادرش را مسبب همه اتفاقات شوم می داند. عمر آنها را تعقیب می‌کند و نگران واکنش شکران به فیلیز است . هنگامی که فیلیز به آدرس می رسد، عمر از راه دور در ماشین قصد شلیک به شکران را دارد اما او از دیدش دور می شود. شکران به فیلیز چیزی نمی‌گوید و آنها به سمت خانه می روند. دم در خانه دوباره عمر می آید و با شکران رو در رو می شود. او مقابل فیلیز به روی خودش نمی آورد که این بلاها را عمر سر او آورده.
بچه ها به خاطر اینکه به دیدن حکمت نرفته اند، ناراحتند و به شکران روی خوشی نشان نمی‌دهند. وقتی ایسل به خانه آمده و او را می بیند ، از خانه بیرونش می کند. فکری او را به خانه شیما می برد تا مدتی بماند. شیما حرص می خورد اما چیزی نمی‌گوید. شکران می خواهد با فکری در مورد مسأله مهمی صحبت کند اما هر بار مشکلی پیش می آید و نمی‌توانند صحبت کنند. آنها در کوچه دوباره عمر را می بینند، فکری که از همه چیز بی خبر است ، می خواهد که شکران را به خاطر بدهی اش به عمر تحویل دهد.
فیلیز به همراه باریش برای امضا کردن برگه طلاق می روند. جمیل نیز خودش را می رساند اما حاضر به امضای طلاق توافقی نمی شود. فیلیز و باریش از این موضوع عصبانی می شوند.

FaFa

0
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

دیدگاه شما چیست؟