سریال دستم را رها نکن قسمت 127

سیروان خسروی


ملیس به تعمیرگاه قدیر میرود تا با او صحبت کند. اما می‌بیند که تعمیرگاه عوض شده و قدیر رفته است. او از صاحب جدید سراغ قدیر را میگیرد. آن مرد کاغذ یادداشتی که آدرس جدید تعمیرگاه قدیر در آن است را به ملیس می دهد.ملیس به سمت آن می رود.
در کافه، عظمی و سومرو نشسته اند. عظمی سعی دارد سومرو را متقاعد کند که با پس دادن سهام پنج درصد، حسن نیت خودش را نشان دهد و اینگونه بیشتر خودش را در دل آنها جای بدهد.
همان لحظه، هولیا به کافه می آید و با دیدن سومرو عصبانی شده و بخاطر اینکه او با سراب همدست بوده و سپس او را تهدید کرده و پول خواسته، با او دعوا میکند، و از او میخواهد که کافه را ترک کند. او به دوستی خودش و سومرو پایان می دهد و دیگر نمیخواهد او را ببیند. سومرو با عصبانیت و حرص از جایش بلند شده و با عظمی بیرون می رود. کمی بعد، برهان به کافه آمده و وقتی حال پریشان هولیا را میبیند، علت را پیگیر شده و متوجه می شود که سومرو باز هم خرابکاری کرده است‌.
قدیر و جنک به تعمیرگاه رفته تا جنک ماشین را بردارد. قدیر باز هم با او صحبت میکند و سعی دارد به جنک نزدیک شود. جنک دوباره با او پیمان دوستی می‌بندد، اما با او شرط میکند که دیگر به او از پشت خنجر نزند و مشکلی به وجود نیاورد. آنها با یکدیگر دست می دهند. جنک سوار ماشین شده و می رود. بعد از رفتن او،ملیس به تعمیرگاه آمده و سوار ماشین قدیر که در حال رفتن بود می شود، و اصرار دارد تا برای صحبت به جایی بروند. او جواب سوالهایش را از قدیر میخواهد.
در رستوران، آزرا و مینه مشغول کار هستند. گارسون پیش آزرا آمده، و میگوید مشتری یکی میزها از دسر شکایت دارد و میخواهد او را ببیند. آزرا با نگرانی و تعجب سر میز می رود و یک خرس بزرگ و چند بادکنک با یادداشتی از جنک میبیند که او را به باغچه پشتی دعوت میکند. آزرا با خوشحالی آنجا رفته و جنک را میبیند. جنک او را بغل کرده و از اینکه دوباره او را میبیند و در کنار اوست خوشحال است.
قدیر و ملیس لب دریا رفته و در ماشین با یکدیگر حرف می زنند. ملیس علت این رفتار قدیر و ترک ناگهانی او را میخواهد بداند.
قدیر میگوید دلیلش شخصی است و نمی‌تواند به او چیزی بگوید، اما با هم بودن آنها غیر ممکن است. ملیس با ناراحتی از ماشین پیاده می شود و می رود. قدیر دنبال او رفته و طاقت گریه هایش را ندارد. او وقتی مشکلات خانه آنها را میفهمد و از فشار ملیس با خبر می شود، دلش به رحم می آید و او را بغل میکند، اما ناگهان یاد حرفهای جنک و خنجر دوست می افتد و سریع از ملیس فاصله گرفته و تکرار میکند که آنها نمی‌توانند با هم باشند. سپس می رود.او داخل ماشین نشسته و به علاقه شدیدش به ملیس فکر میکند و افسوس میخورد.
در رستوران، آزرا به جنک یادآوری میکند که شب باید به خانه فریده خانم بروند . جنک میگوید که نمیخواهد برود. آزرا میگوید که او خودش این پیشنهاد را قبول کرده بود. جنک یاد حرف سومرو می افتد که در مورد سهام پنج درصد به او گفته بود. این مسأله شرایط را برای او عوض کرد و دیگر قصد رفتن ندارد اما چیزی از آن به آزرا نمیگوید. آزرا از دست او ناراحت می شود.
در خانه فریده خانم، سراب منتظر است با بچه ها به خانه بیایند. فریده خانم به ملیس و آردا زنگ می زند و از آنها نیز میخواهد که برای شام بیایند. اما آنها بهانه می آورند. فریده خانم میگوید که جنک نیز به خانه خواهد آمد. آنها با شنیدن این حرف تصمیم میگیرند که به آنجا بروند. سراب نگران صحبت در مورد سهام پنج درصد با جنک است و اصرار دارد تا این موضوع را از جنک پنهان کند.کمی بعد، عظمی به خانه فریده خانم رفته و میخواهد با او صبحت کند. او به اتاق فریده خانم می رود و به او میگوید که با سومرو صحبت کرده و او قرار است فردا سهام را پس بدهد. بعد از رفتن عظمی فریده خانم این خبر را به سراب میدهد. سراب خوشحال می شود و دوباره میگوید که این قضیه را به جنک نگویند، اما فریده خانم میگوید باز هم باید جنک مطلع باشد.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز