سریال دستم را رها نکن قسمت 129

ماجرای سریال دستم را رها نکن قسمت 129

دفنه پیش جنک می نشیند و وقتی متوجه می شود که او پکر است، علت را می پرسد. جنک در مورد بحث خودش و آزرا برای او خلاصه توضیح میدهد. دفنه با او صبحت کرده و از طرف خانم ها دیدگاهش را نسبت به ازدواج میگوید و به آزرا حق میدهد. او در مورد اهمیت ازدواج و خانواده برای زنها میگوید. جنک متوجه منظور او شده و کمی آرام می شود.
صبح در خانه، ملیس و آردا و فریده خانم مشغول صبحانه خوردن و گپ زدن هستند. وقتی که سراب خانم سر میز می آید، ملیس و آردا از جایشان بلند شده و می روند. سراب ناراحت شده و میگوید :«من مادر شما هستم و این رفتار شما حق من نیستم.»آردا میگوید:« ما هم حقمون نبود.» آنها می روند. سراب به طبقه پایین می آید و جنک را در حال بیرون رفتن می بیند. او به جنک میگوید از اینکه برگشته خوشحال است. جنک با سردی میگوید که بخاطر فریده خانم برگشته نه بخاطر مادرش. سراب بیش از پیش ناراحت شده و به اتاقش می رود تا چمدانش را جمع کرده و از خانه برود. فریده خانم پیش او می آید و او را آرام و منصرف میکند و از او میخواهد که قوی باشد و به جای کم آوردن،خودش را به بچه ها ثابت کند.
در رستوران ، آزرا بخاطر بحث شب قبل با جنک، عصبی است. او ماجرا را برای مینه و اوستا فرهاد تعریف میکند. آنها آزرا را نصیحت میکنند و به او می‌گویند که با جنک تماس بگیرد تا در آرامش با یکدیگر صحبت کنند.همان لحظه، جنک به رستوران پیش آزرا می آید. او نیز خودش پشیمان شده و هر دو از یکدیگر معذرت خواهی میکنند. جنک دوباره اجازه آزرا را میخواهد و او را با خودش بیرون می برد.
در شرکت، اعضای هیئت مدیره در اتاق منتظر آمدن سومرو برای واگذاری سهام هستند. سومرو نمی آید و فریده خانم از دست عظمی خیلی عصبانی می شود. عظمی با سومرو تماس میگیرد اما او جواب نمی‌دهد. فریده خانم از اتاق بیرون می رود.
در خانه، سراب و هولیا با یکدیگر نشسته و در مورد بدی های سومرو صحبت میکنند. سراب با هولیا درد و دل کرده و میگوید که از رفتار بچه ها در عذاب است و تصمیم به رفتن دارد. او میگوید که قصد دارد پیش مادرش برود. هولیا به او یادآوری میکند که مادرش با او رابطه خوبی ندارد. اما سراب میگوید که چاره ای ندارد و سعی اش را میکند .
زرین خانم، مادر سراب به جواهر فروشی برای فروش جواهر یادگار همسرش رفته است. او زنی پولدار و با کلاس است. سراب با او تماس میگیرد. زرین متعجب شده و جواب میدهد، اما به سراب میگوید که مساعد حرف زدن نیست و سریع قطع میکند. سراب ناراحت شده و چیزی نمی‌گوید. در جواهر فروشی، فروشنده به زرین خانم میگوید که سرویس او تقلبی است. او شوکه شده و بیرون می آید. اما در واقع خودش می‌دانست که سرویس تقلبی است.
فریده خانم از شرکت مستقیم به خانه سومرو می رود. سومرو منتظر او بوده و می‌دانسته که به دیدنش می آید. فریده خانم با عصبانیت با سومرو بحث میکند. سومرو به او میگوید که حاضر به پس دادن سهام است، اما به شرطی که یکی از رستوران های فریده خانم را برای امرار معاش از او بگیرد . فریده خانم از اینکه او برایش شرط تعیین کرده بیشتر عصبی شده و از خانه بیرون می آید.
جنک آزرا را به پارک می برد و بادبادک هایی که آزرا دوست داشت را به او نشان میدهد. او از صندوق ماشین بادبادک بیرون آورده و هر دو به بازی می روند. آزرا خیلی خوشحال می شود. جنک از او میخواهد که لیست آرزوهایش را بنویسد تا همه را برایش انجام بدهد.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدنی‌ها

برچسپ ها

error: لطفا این مطلب را برای سایت خودتان کپی نکنید این محتوا متعلق به مشکی است