سریال دستم را رها نکن قسمت 134

بعد از تمام شدن جلسه، قدیر به اتاق جنک می‌رود. او از بابت اینکه قرار است با ملیس کار کند سردرگم است. با این حال بابت اینکه جنک او را وارد شرکت کرده است از او تشکر میکند. جنک از او میخواهد که حواسش به ملیس باشد و همانطور که خودش هوای خواهر قدیر را داشته، او نیز هوای خواهر جنک را داشته باشد. قدیر معذب شده و قبول میکند.
در رستوران، زرین خانم به آشپزخانه آمده و سعی میکند از آزرا حرف بکشد. او در مورد نحوه آشنایی آزرا و جنک میپرسد. سپس میخواهد بفهمد آزرا از کجا با فریده خانم آشنا شده که فریده خانم او را لایق ارثش دانسته است. آزرا تلاش می‌کند تا طفره برود و اوستا فرهاد به عمد او را صدا می زند تا پیش زرین خانم نباشد. زرین خانم حرصش میگیرد.
در رستوران، سومرو آزرا را میبیند و از او میخواهد که پیش زرین خانم با او خوب برخورد کند. آزرا از دست او عصبانی شده و با او بحث میکند. سومرو به او هشدار میکند که با آمدن زرین خانم، ازدواج آنها سخت تر خواهد شد و خودش را به یک نامزدی و حلقه ای که در دست دارد دلخوش نکند.
ملیس در اتاق شرکت نشسته و با آزرا تماس میگیرد. او برایش در مورد جلسه و همکاری با قدیر صحبت میکند. آزرا متعجب می شود. ذهن ملیس درگیر بیماری قدیر است و میگوید که کار کردن با قدیر بخاطر اینکه از بیماری اش اطلاع دارد سخت است. آزرا از او میخواهد که به علاقه اش فکر نکند و سعی کند فقط به عنوان همکار با او در ارتباط باشد.
کمی بعد، قدیر دوباره وارد اتاق شده و چند پرونده به ملیس میدهد تا با هم کار کنند‌‌. ملیس فکرش جای دیگری است و به بیماری قدیر فکر میکند . او طاقت نیاورده و به روی قدیر می آورد و میگوید که از بیماری او مطلع است، و میداند که او بخاطر بیماری اش از ملیس جدا شده. قدیر شوکه شده و متوجه منظور ملیس نمی شود. ملیس توضیح میدهد که او را تا بیمارستان تعقیب کرده و حرفهای دفنه را شنیده است. قدیر میگوید که او اشتباه فهمیده است، اما ملیس از دست او عصبانی شده و به حرفهایش گوش نمی‌دهد. قدیر از شرکت بیرون می رود. او سریع به بیمارستان و پیش دفنه می رود و برای او توضیح می‌دهد که ملیس خواهر جنک است و به اشتباه فکر میکند که قدیر بیمار است. او از دفنه میخواهد که حقیقت را به ملیس نگوید، زیرا جنک نمیخواهد کسی ماجرا را بفهمد و بگذارد او فکر کند که قدیر بیمار است. دفنه با وجود اینکه این کار را اشتباه و خارج از اخلاق پزشکی میداند اما قبول میکند. هنگامی که قدیر بیرون می آید آزرا یا او تماس گرفته و میخواهد او را ببیند تا در مورد ملیس صحبت کنند.
جانسو به شرکت پیش عظمی می رود و با عصبانیت از او میخواهد که از زندگی مادرش بیرون برود.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدنی‌ها

برچسپ ها

error: لطفا این مطلب را برای سایت خودتان کپی نکنید این محتوا متعلق به مشکی است