Loading Posts...

سریال دستم را رها نکن قسمن 154

مسعود به کافه می رود و هولیا که ذهنش درگیر کاغذ یادداشت است، آن را بی مقدمه جلوی مسعود میگذارد. مسعود هول شده و وقتی میفهمد که برهان آن را به هولیا داده است، از دست او عصبانی میشود. هولیا از او توضیح میخواهد. مسعود قسم میخورد که قاتل نیست و یک نفر این برگه را در جیب او گذاشته است. هولیا علت اینکه او همچنان درگیر ماجرای قتل کمال است و کسی برای او نقشه کشیده است را نمی‌فهمد. هولیا برگه را پاره کرده و از مسعود میخواهد تا زمانی که دوباره موردی پیش نیامده، صحبتی در این باره نشود. فریده خانم به همراه آزرا و ملیس و اوستا فرهاد غذاهایی که آماده کرده اند را به شرکت مربوطه می برند. آنها متوجه می شوند که زمان ارائه پایان یافته و مدیران در حال تست غذاها و سپس صدور رای هستند. آنها منتظر می‌نشینند تا جلسه تمام شود. آردا به شرکت می رود تا با جنک در مورد قدیر و ملیس صحبت کند. قدیر دوباره با او تماس می‌گیرد. آردا این بار جواب میدهد اما به خواهش های قدیر توجه نکرده و میگوید که قصد دارد با جنک صحبت کند‌. او سپس از جنک در مورد قدیر و اعتمادش به او سوال میکند. جنک میگوید که به قدیر اعتماد کامل دارد و هیچ مشکلی با او ندارد. آردا نیز وقتی آشفتگی جنک را می‌بیند، ترجیح میدهد به او چیزی نگوید و موضوع را عوض میکند.او تصمیم دارد خودش مشکل را با قدیر حل کند. برای همین از شرکت بیرون آمده و با قدیر تماس میگیرد و از او میخواهد به خانه بیاید. اوستا فرهاد و بچه ها به اتاق جلسه مدیران رفته و غذاهای خود را ارائه می‌دهند. مدیران شرکت که تا قبل از خوردن غذاهای رستوران فریده خانم از غذاهای قبلی زیاد خوششان نیامده و آنها را تکراری میدانستند، از غذاهای جدید خوششان امده و اعلام رضایت میکنند. بیرون از کافه، فاروک سر خیابان ایستاده و منتظر جانسو است. او وقتی جانسو را میبیند، به او میگوید که قرار است برای همیشه از استانبول برود زیرا انتقالی گرفته است. او وانمود میکند که برای خداحافظی با جانسو آمده و به عنوان یادگاری، به او کتابی را که داخلش فلش را جاسازی کرده است میدهد. او با منظور به جانسو، که میگوید قبلا این کتاب را بارها خوانده است،میگوید که این بار تا انتها خوب بخواند زیرا پایانش متفاوت خواهد بود. آزرا و ملیس و اوستا فرهاد با خوشحالی از اتاق جلسه بیرون آمده و به فریده خانم میگویند که کارشان تایید شده و شرکت با آنها همکاری میکند.فریده خانم خیلی خوشحال شده و از آنها میخواهد به شرکت بروند تا این خبر خوش را به جنک بدهند. قدیر با ملیس تماس گرفته و میگوید که با آردا در خانه قرار دارد. ملیس نگران شده و به سمت خانه حرکت می کند. آردا و قدیر در حیاط خانه مشغول بحث میشوند. آردا به شدت عصبانی است و به قدیر میگوید که مطمئن است تصادفی که برای او و جنک اتفاق افتاده، دلیلی داشته و اتفاقی نبوده است. او دنبال چیزی میگردد که قدیر از آنها پنهان کرده است و علت ورود عمدی او به خانواده شان را نمی‌فهمد. زرین خانم که بحث آنها را میبیند، خودش را به حیاط می رساند. ملیس از راه رسیده و سعی دارد آردا را آرام کند. او از اینکه آردا تصور میکند که قدیر با هدف خاصی وارد خانواده آنها شده او را شماتت کرده، و سپس با تمسخر میگوید که حتما قدیر نیز به قصد کشتن جنک سوار ماشین او شده تا تصادف کنند. قدیر از اینکه ملیس دقیقا عین حقیقت را گفته است حس بدی پیدا میکند، اما چیزی نمی‌گوید. در شرکت، آزرا و فریده خانم برگه توافق با شرکت جدید را به جنک نشان میدهند. جنک شوکه و خوشحال می شود. آنها می‌گویند که به لطف اوستا فرهاد موفق به گرفتن کار شده اند. جنک شرمنده شده و با ناراحتی پیش اوستا فرهاد که در اتاق فریده خانم است می رود. او با اوستا فرهاد صحبت کرده و بابت رفتارش از او معذرت خواهی میکند.

Leave a Comment