سریال دستم را رها نکن قسم 146


آزرا در تاریکی از پله می افتد و جیغ می کشد. گوشی از دست او پرت شده و خاموش می شود. جنک با سرعت تمام به سمت خانه رانندگی می کند.او هرچه با گوشی آزرا تماس میگیرد خاموش است. سپس با قدیر تماس میگیرد اما او نیز جواب نمی‌دهد.
در خانه،قاتل کمال، روبروی آزرا می آید و با عصبانیت از او میپرسد که چرا پیش پلیس رفته اند. آزرا ابتدا انکار میکند اما قاتل میگوید که آنها را دیده است. او با عصبانیت از آزرا میخواهد که جنک را از دست و پای او جمع کند و او را در کارشان دخالت ندهد. آزرا میفهمد که جنک به خاطر قراری که با قاتل داشته ،به خارج شهر رفته است و به او نیز چیزی نگفته است. قاتل به آزرا یک روز مهلت میدهد تا پولی که میخواهد را به او بدهد تا او نیز قاتل واقعی را به او معرفی کند و از او میخواهد که جنک به هیچ وجه چیزی از این ماجرا نفهمد. آزرا میگوید که چنین پولی ندارد، اما قاتل به حرفهای او اهمیتی نمی‌دهد. کمی بعد جنک به خانه می رسد. آزرا در را باز کرده و بودن کسی در خانه را انکار میکند.او توضیح میدهد که بخاطر نبودن برق، سایه خودش را دیده و فکر کرده کسی در خانه است، و سپس از پله افتاده و برای همین جیغ کشیده است.قاتل در این حین، سریع از در پشتی فرار میکند‌ . جنک به آزرا مشکوک است و حرف او را باور نمیکند و تصور میکند که آزرا چیزی را از او پنهان میکند، اما آزرا بر حرف خودش پافشاری میکند‌. او سپس از جنک در مورد اینکه کجا رفته بود سوال میکند. جنک به دروغ میگوید که ملاقات کاری داشته است.
در خانه فریده خانم، مرت روی پاکت اوراق سهام زرین خانم که در کشوی اتاق بود، نقاشی میکشد.زرین خانم به اتاق آمده و به زور میخواهد پاکت را از مرت بگیرد، اما مرت داد و بیداد کرده و همه جمع می شوند. آردا مرت را آرام کرده و برگه را از او میگیرد و با اکراه به زرین خانم میدهد. فریده خانم از نحوه برخورد زرین خانم با مرت دلخور است و به او تذکر میدهد،اما زرین خانم طلبکارانه برخورد میکند و ایرادی در رفتار خودش نمی‌بیند. سراب نیز جداگانه با او صحبت کرده و در مورد شرایط خاص مرت دوباره به او گوشزد میکند‌.زرین خانم از این همه نصیحت و توجه به مرت که از نظرش بچه ای بیش نیست، عصبی می شود.
عمران به اتاق زرین خانم می آید و از او میخواهد که با فریده خانم رابطه اش را بهتر کند. زیرا در این صورت هر دوی آنها از آن خانه بیرون می شوند. او نگران شرایط کاری خودش است. زرین خانم از دست او عصبی می شود و به او حق دخالت نمی‌دهد. عمران به آشپزخانه می رود تا قهوه درست کند‌. حسن، راننده فریده خانم، برای اولین بار عمران را میبیند و با یک نگاه عاشق او شده و چشم از عمران برنمی‌دارد.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز