سریال دکتر معجزه / دکتر خوب قسمت 15


دکتر تانجو فرمان را به اتاق عمل می خواند و موزیک لایت را خاموش میکند. فرمان سر میرسد و عمل را بدون هیچگونه مشکلی به پایان می رساند. در پایان تانجو و فرمان در حالی که دست هایشان را میشستند، از یکدیگر تشکر کرده و به کدورت بین شان پایان میدهند. علی و نازلی در را برگشت بودند که ناگهان ماشین پلیس ترمز میکند و نازلی به جلو پرت می شود. علی سریعا از ماشین پیاده میشود و نازلی را نیز پیاده میکند و گردنش را معاینه میکند. ولی نازلی اصرار میکند که نیازی به معاینه ندارد و حالش خوب است. او از علی علت قهر کردنش را میپرسد. علی میگوید:{ درسته تو منو اذیت کردی ولی من نمیتونم باعث اذیت کسی بشم. اگه الان بهت بگم اعصابت بهم میخوره و گردن دردت بیشتر میشه.} نازلی این همه مهربانی علی تعجب کرده و سکوت میکند. علی متوجه تغییری در شکل ظاهری کبد میشود. او عکس رادیولوژی را چک میکند و متوجه لخته ی خون ایجاد شده داخل کبد میشود. او وضعیت را به نازلی اطلاع میدهد سپس مامور پلیس ماشین را وسط اتوبان نگه میدارد. علی باید هرچه زودتر کبد را جراحی کند و لخته ی خون را خارج کند وگرنه کبد از بین رفته و قابل پیوند زدن نخواهد بود. او به کمک نازلی موفق به انجام این کار میشود.
فرمان به اتاق بلیز میرود و خبر تمام شدن عمل را میدهد. بلیز یک نفس راحت میکشد و تشکر میکند. او به فرمان میگوید که بهزاد را فقط بخاطر اینکه دوست پدرش بود عزیز دانسته و نه بخاطر سرمایه اش. اما حقیقت چیز دیگریست. بیمارستان در وضعیت مالی خوبی نیست و بلیز فقط به دنبال سرمایه ی بهزاد است.. فرمان از بلیز یک خواهشی میکند. اینکه در مورد عمو محسن در جلسه اجازه ی عمل بدهد. محسن خیلی برای فرمان مهم است و نمیخواهد سلامتی اش به خطر بیوفتد. بلیز قول میدهد هرکاری از دستش برمی آید بخاطر فرمان انجام دهد.
دختر عمو محسن در راهرو به فرمان التماس میکند که کاری برای پدرش بکند. زیرا پدرش تقصیری ندارد و پایبند ترک الکل اش بوده. اما در مهمانی دخترش یک لیوان مشروب به او داده تا کمی لذت ببرد. فرمان او را آرام میکند و برای جلسه آماده میشود. در جلسه، کوویلجیم و تانجو مخالف این عمل هستند زیرا بیمار الکل مصرف کرده و این مخالف قوانین است. طبق قوانین، بیماری که شرایط پیوند را ندارد به آخر لیست منتظران منتقل میشود. ولی کبد عمو محسن فقط تا دو ماه دیگر کار خواهد کرد و بدون این عمل او خواهد مرد. فرمان تمام تلاشش را میکند و می‌گوید که دوز الکل در خون محسن کم است سپس رو به بلیز میکند و تصمیم نهایی را به او میسپارد. بلیز با توجه به حرف های تانجو میداند که اگر قوانین را زیر پا بگذارد برای آینده بیمارستان خوب نیست. او از فرمان معذرت خواهی میکند و این عمل منتفی می شود. نازلی و علی با عجله به بيمارستان می آیند اما دمیر خبر بد را به نازلی می‌دهد. کبد به شخص دیگری می‌رسد و کاری از دست نازلی بر نمی آید. نازلی به اتاق محسن می‌رود و گریه میکند. محسن بخاطر تمام کارهایی که برایش انجام داده اند، تشکر میکند. مراحل مرخص شدن محسن انجام میشود و او با دختر و همسرش بیمارستان را ترک میکند..

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز