Loading Posts...

سریال دکتر معجزه / دکتر خوب قسمت 1

علی وفا به اوتیسم و سندروم ساوانت مبتلاست. کودکان مبتلا به اوتیسم تا آخر عمر در ارتباطات مشکل دارند. اغلب میخواهند تنها باشند و دوستی ندارند. برادر بزرگترش دلسوز اوست. علی در یک شهر کوچک ترکیه متولد شده است و به دلیل بیماری که دارد از سوی پدرش طرد می شود. علی از خانه پدری بیرون انداخته می شود. پدر علی او را کتک میزند و میگوید:[ مگر من چه گناهی کردم که خدا به من بچه ناقص داده] و خرگوش علی را که حیوان خانگی او بود پرت میکند. پسربچه بی نوا خرگوش را نزد دکتر عادل میبرد. اما دکتر میگوید:[متاسفم.. اگه زودتر آورده بودیش نجاتش میدادم] خرگوشش میمیرد و خاکش میکنند. از آن روز علی تصمیم میگیرد تا در آینده دکتر شود. او توسط دکتر عادل که در بیله جیک به شغل پزشکی مشغول است به فرزند خواندگی گرفته می شود و همانطوری که به برادرش قول داده بود، مقاطع تحصیلی را با شاگرد اولی تمام می کند و رتبه یک از دانشکده پزشکی را به دست می آورد و فارغ التحصیل می شود. علی که حافظه تصویری بسیار قوی دارد هر چیزی را می بیند و به خاطر می آورد. او نسبت به آدم های عادی باهوش تر است. دکتر عادل سعی می کند که او را در بیمارستان استخدام کند ولی اعضای هیئت مدیره مخالف این تصمیم هستند. بخاطر بیماری علی که نمیتواند رابطه اجتماعی داشته باشد. تلاش دکتر عادل بی ثمر میماند…علی به استانبول میرسد. در فرودگاه بیلبوردی در دست تعمیر بود ناگهان شیشه اش روی پسربچه ای میوفتد و خردخاکشیر میشود. پسربچه زخمی و بیهوش زمین افتاده، مادرش فریاد میزند :[وای پسرم یکی کمک کنه. یکی دکتر بیاره] علی میاد جلو خودشو دکتر معرفی میکنه و میگه که در بیمارستان حکمت کارمیکنه. پسربچه را معاینه میکنه. نفس پسر قطع شده. او سریعا اجزای داخلی بدن پسر را تصور میکند. به کمک یک پمپ و قیچی شش را سوراخ کرده و راه نفس کشیدن رو باز میکنه. شیشه ها قسمت هایی از بدنش رو بریدن و ممکنه خونریزی داخلی داشته باشه. آمبولانس میاد. علی هم با اونها میره ولی کوله پشتی و گوشیش رو توی فرودگاه جا میزاره. آمبولانس به همون بیمارستانی میره که قرار بود استخدام بشه. (بیمارستان حکمت) پسربچه رو سریعا به اتاق عمل میبرند. علی تند تند میگه :[اکو. اکو. باید اکو بشه] ولی دکترها اجازه نمیدن که وارد اتاق عمل بشه و بهش گوش نمیکنن. علی استرس داشت و همش میخواست وارد اتاق عمل بشه. ولی تیم نگهبان اونو بیرون میکنند. فیلم نجات پسر بچه از مرگ توسط شخصی که اونو دکتر معجزه گر میخوانند سریع در فضای مجازی پخش شد. درحالی که هیئت مدیره بیمارستان حضور او را رد کرده بودند، گروهی از خبرنگاران به بیمارستان ریختند. آنها به دنبال شخصی معجزه گر که در اینترنت پخش شده بود میگشتند تا با او مصاحبه کنند. در اخبار هم پخش شده بود. صاحب اصلی بیمارستان بیلز خانم موضوع را میفهمد. بار دیگر جلسه میگذارد تا به علی وفا فرصت دهد… ArtemisS

Leave a Comment