Loading Posts...

سریال سیب ممنوعه قسمت 109

اندر حق به جانب است و ییلدیز را در این اتفاق دخیل می داند. هالیت عصبانی شده و از هتل بیرون می رود. وقتی اندر بیرون می آید، زهرا را در حال گریه می بیند. او میخواهد به زهرا نزدیک شود اما زهرا با عصبانیت او را بخاطر اینکه از اخلاق کمال با خبر بوده و از او پنهان کرده مقصر میداند. ییلدیز به خانه می رود. هالیت با او تماس میگیرد و با عصبانیت از او میپرسد که کجاست. ییلدیز میگوید که تمام روز را خانه بوده است. هالیت به خانه می آید و دوباره از ییلدیز سوال میکند که کجا بوده است . ییلدیز میگوید که خانه بوده و فقط یک سر به هتل رفته است، زیرا در آن اطراف به مغازه یکی از آشنایان سر زده تا برای او کادو بخرد. هالیت با مغازه تماس گرفته و میفهمد که ییلدیز واقعا آنجا رفته است. ییلدیز طلبکارانه از هالیت ناراحت می شود. هالیت حرف او را باور میکند. کمی بعد زهرا با عصبانیت به خانه آمده و مشروب میخورد. ییلدیز وقتی علت ناراحتی او را جویا می شود، وانمود میکند که از شنیدن خیانت کمال متعحب شده است. زهرا با او بحث میکند و به اتاقش می رود. در شرکت، هاکان با ناراحتی با علیهان صحبت میکند و سعی دارد او را از رفتن به آمریکا منصرف کند. اما علیهان تصمیم خودش را گرفته است. کمال به خانه آمده و میخواهد با زهرا صحبت کند. هالیت به زهرا میگوید که در صورت حرف زدن با کمال و بخشیدن او، باید هالیت را فراموش کند. زهرا لباس پوشیده و با کمال بیرون می رود. کمال به زهرا توضیح میدهد که این مسأله توطئه ییلدیز بوده است. زهرا حرفهای او را باور نمی‌کند و در صورت راست بودن حرفهای او نیز، میداند که دیگر هالیت او را قبول نخواهد کرد. در خانه آسمان، مصطفی دوباره سراغ او می آید و به او بخاطر نقروختن خانه هشدار میدهد. آسمان به او وعده میدهد که به زودی خانه به فروش خواهد رفت. کمال به خانه زینب رفته و در مورد توطئه ییلدیز به او میگوید. زینب خود کمال را بخاطر رفتن به هتل مقصر میداند. کمال از اینکه زینب نیز طرف او نیست ناراحت است. او هنگامی که از خانه بیرون می آید امیر را میبیند و به او توضیح میدهد که به خاطر توطئه ییلدیز در حال طلاق گرفتن است. امیر که در هتل او را ندیده بود متوجه ماجرا نمی شود. علیهان به بار رفته و در آنجا یکی از دوستان قدیمی به نام الیف را میبیند. آنها با یکدیگر مشروب خورده و صحبت میکنند. علیهان در مورد زینب به او توضیح میدهد.الیف از او میخواهد که یک شب با هاکان سه تایی بیرون بروند تا در این مورد مفصل حرف بزنند. در خانه، ییلدیز از حرفهای هالیت متوجه می شود که حال روحی اریم بخاطر دوری و دلتنگی خوب نیست و اصرار دارد تا به ترکیه برگردد. اریم با اندر نیز تماس میگیرد و به او میگوید که قصد برگشت دارد، اما هالیت قبول نمیکند. اندر تصمیم می‌گیرد خودش با هالیت صحبت کند. صبح، کمال به شرکت می رود تا دوباره با هالیت حرف بزند اما هالیت به هیچ عنوان حاضر به بخشیدن او نیست. کمال هنگام بیرون آمدن در راهرو اندر را میبیند و از او میخواهد که با یکدیگر علیه ییلدیز پیش بروند اما اندر قبول نمیکند. اندر داخل اتاق هالیت می رود و در مورد اریم با او صحبت میکند. هالیت با عصبانیت به او حق دخالت نمی‌دهد و ماندن در لندن را به صلاح اریم میداند. ییلدیز به خانه زینب می رود. زینب به او میگوید که فردا شب داوود حسن پایان مجردی دارد. ییلدیز تصمیم می‌گیرد او هم برای زینب این جشن را بگیرد.

Leave a Comment