پست‌های بیشتر ...

سریال سیب ممنوعه قسمت 136

 


در کافه، شاهیکا از ییعیت میخواهد که قبل از همه چیز برای اثبات اینکه اندر مادر اوست یا نه، سر فرصت به اتاق او برود و یک وسیله شخصی از او برای گرفتن آزمایش پیدا کند. او همچنین از ییعیت میخواهد که سعی کند سر هر موضوعی سریع عصبی نشود تا نقشه شان به هم نریزد. ییعیت قبول میکند. شاهیکا ییعیت را به شرکت می رساند.
ییعیت به شرکت رفته و وقتی اندر از اتاقش خارج می شود، سریع یه اتاق او می رود تا چیزی پیدا کند. او داخل کیف اندر شانه او را پیدا کرده و برمیدارد. کایا که متوجه رفتن ییعیت به اتاق اندر شده است، میخواهد به اتاق برود. همان لحظه اندر نیز به سمت اتاقش برمیگردد. کایا برای اینکه اندر متوجه ماجرا نشود، او را به بهانه ی قهوه خوردن از اتاق دور میکند. ییعیت که پشت در اتاق پنهان شده، سریع از آنجا بیرون می آید. بعد از رفتن اندر، کایا ییعیت را به اتاقش می خواند و او را بابت رفتن بی اجازه به اتاق اندر بازخواست میکند. همان لحظه، شاهیکا وارد اتاق کایا شده و وانمود میکند که النگویش را گم کرده و او ییعیت را برای گشتن اتاق اندر به آنجا فرستاده است. کایا حرف او را باور کرده و ییعیت را بیرون میفرستد.
در کافه شرکت علیهان، امیر و جانر نشسته اند. امیر به جانر میگوید که لیلا از تلفن‌های مشکوک زهرا متوجه شده است که او دوست پسر دارد. جانر هول شده اما چیزی به رویش نمی آورد. امیر میگوید که حدس می زند زهرا با هاکان دوست باشد. کمی بعد،هاکان و علیهان نیز به کافه می آیند. آنها همگی مشغول صحبت شده و امیر در مورد رابطه هاکان و زهرا میپرسد. هاکان میگوید که او با زهرا هیچ ارتباطی ندارد. امیر به شوخی میگوید که تصور کنید جانر با زهرا دوست شده باشد. همگی میخندند و جانر استرس می‌گیرد، ولی به همراه آنها میخندد.
شب در خانه علیهان و زینب میخواهند بیرون بروند. علیهان از زینب میخواهد که سینه ریزی که زرین سر عقد به او داده بود را به لباسش بزند. زینب مجبور می شود به او بگوید که زرین آن هدیه را پس گرفته است. علیهان به شدت عصبانی شده و میخواهد پیش زرین برود، اما زینب جلوی او را میگیرد و او را آرام می‌کند.
در خانه هالیت ییلدیز پیش او آمده و پیشنهاد می‌دهد که برای سلامتی اریم مهمانی بدهند. هالیت با وجود اینکه میفهمد ییلدیز از حرص اندر این کار را تقلید میکند، قبول میکند. کمی بعد اندر برای دیدن اریم به خانه هالیت می آید. ییلدیز سعی دارد به او بفهماند که رابطه اش با هالیت خوب است و قصد طلاق ندارد. آنها مثل همیشه با یکدیگر بحث میکنند.
هالیت با کایا تماس گرفته و برای مهمانی فردا شب او و خواهرش را دعوت میکند. شاهیکا به کایا میگوید که از مهمانی های مسن ها خوشش نمی آید، اما با اکراه بخاطر کایا قبول میکند برود.
صبح علیهان به خانه زرین رفته و بابت پس گرفتن هدیه با او بحث میکند. زرین تصور میکند که زینب به عمد او را پر کرده است اما علیهان این قضیه را رد کرده و مار خواهرش را توهین به خودش می داند. آنها کمی بحث میکنند و سپس علیهان تصمیم می‌گیرد که مدتی زرین را نبیند و از یکدیگر فاصله بگیرند. زرین ناراحت میشود‌.
دم در دانشگاه، ییعیت یاغمور را میبیند که ماشینش خراب شده است. یاغمور تصمیم می‌گیرد به همراه ییعیت با اتوبوس برود. او میگوید که به شرکت پدرش می رود، اما چون مسیر را با اتوبوس بلد نیست، ییعیت او را تا شرکت پدرش همراهی میکند.

0
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

دیدگاه شما چیست؟