Loading Posts...

سریال سیب ممنوعه قسمت 40

فایل شنیداری این قسمت

ییلدیز به شدت ترسیده و وقتی برمیگردد، هالیت را داخل قایق میبیند. هالیت به او میگوید «به این راحتی از تو دست برنمی‌دارم»، و برگه طلاق را پاره میکند. ییلدیز وقتی هالیت را می‌بیند خوشحال می شود. آنها برای یک روز در قایق به ماه عسل می‌گذرانند. هالیت به ییلدیز پیشنهاد می‌دهد بخاطر اینکه از خانه شان خاطره خوبی ندارد و خودش را متعلق به آن نمی‌داند، خانه را عوض کنند.
در شرکت، زینب از اینکه علیهان برای خرید آن شرکت آمده و هدفش نزدیک شدن به زینب بوده، عصبی می شود و معنی کارهای او را نمی‌فهمد. او با عصبانیت شرکت را ترک میکند.
زینب وقتی میفهمد که ییلدیز با هالیت آشتی کرده است، بخاطر اینکه او را از آمریکا بخاطر یک دعوای ساده برگردانده بود ناراحت می شود. ییلدیز سعی میکند از دل او در بیاورد.
شب، علیهان به خانه زینب می رود تا با او صحبت کند، اما زینب همچنان از دست او عصبانی است و میگوید که نمیخواهد دیگر در آن شرکت کار کند و او را ببیند.
صبح، زینب به همراه ییلدیز به دنبال خانه می روند تا ییلدیز برای تغییر مکان انتخاب کند. ییلدیز خانه ای خیلی بزرگ و زیبا را انتخاب میکند و از اینکه قرار است زندگی رویایی داشته باشد به شدت خوشحال است.
هاکان در شرکت، به علیهان در مورد مشارکت با شرکتی که ایندر با آن کار میکند ، صحبت کرده و به خاطر موقعیت و آینده این قرارداد، به اصرار هاکان قرار بر شروع شراکت می شود. ایندر وقتی این خبر را می شنود، خیلی خوشحال می شود . هرچند او فکر میکند قرار است با شخص علیهان مستقیم کار کند، اما علیهان تمامی کارهای مرتبط با ایندر را به هاکان سپرده است.
سینان که ذهنش درگیر ایندر است، به او پیام داده و میخواهد همدیگر را ببینند. روز بعد، ایندر به خانه سینان می رود. سینان میزی عاشقانه چیده و قصد ایجاد رابطه جدیدی را با ایندر دارد و به او ابراز علاقه میکند. ایندر او را پس می زند و چنین کاری را بی عقلی میداند و از دست سینان عصبانی می شود.

 

FaFa

0
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment