پست‌های بیشتر ...

سریال سیب ممنوعه قسمت 48


اندر و اریم پیش هالیت می روند. اندر با آب و تاب ماجرای دعوای راننده اریم را تعریف میکند و از هالیت میخواهد که او را اخراج کند. اندر خودش پیشاپیش کمال را به جای راننده سابق انتخاب میکند و اطمینان هالیت را جلب میکند.
شب در خانه، هالیت ییلدیز را صدا می زند و در مورد خریدهای اخیرش از او سوال می پرسد. مبلغ خریدهای ییلدیز خیلی بالا بوده و این قضیه هالیت را عصبی کرده است. او از ییلدیز میخواهد که بین خریدهایش فاصله بیندازد. ییلدیز که مجبور است به صاحب فروشگاه باج بدهد، نمی‌داند چه باید بکند. او با دفنه تماس گرفته و از او کمک میخواهد. دفنه ابتدا نمیخواهد او را ببیند و بهانه می آورد، اما بعد با او قرار میگذارد. ییلدیز ماجرا را برای دفنه تعریف میکند. دفنه پیشنهاد می‌دهد که خودش هزینه فروشگاه را پرداخت کند و بعداً ییلدیز با او تسویه کند. آنها به فروشگاه رفته و همین کار را میکنند . ییلدیز از کمک دفنه خوشحال می شود. دفنه از او میخواهد بخاطر شک نکردن هالیت، از دیدارهایش به او چیزی نگوید.
علیهان برای شام با جم بیرون می رود. او سعی دارد از جم در مورد رابطه اش با زینب حرف بکشد. جم برای او درخواستش از زینب را تعریف میکند و از احساسش به او میگوید. علیهان عصبی می شود اما به روی خودش نمی‌آورد که او نیز زینب را دوست دارد و یا چیزی بینشان بوده است.
صبح روز بعد در شرکت، جم سعی میکند نظر زینب را بداند اما او طفره می رود. زینب وقتی میفهمد علیهان شب با جم بیرون رفته است، حدس می زند که بخاطر فهمیدن رابطه آنها اینکار را کرده. او با حرص به اتاق علیهان می رود تا به او بفهماند که نباید این کار را بکند. علیهان در مقابل، در مورد احساس زینب نسبت به جم سوال میکند. زینب میگوید که چیزی بین آنها نیست.
شب علیهان به دیسکو می رود. در آنجا اتفاقی، هیرا که به تازگی در شرکتشان به عنوان خلبان مشغول به کار شده و دختر دوست زرین است را می بیند. همان لحظه زهرا نیز سر می رسد و آن دو را با هم میبیند.
کمال به عنوان راننده جدید ، وارد خانه هالیت می شود. او یکی دو بار به خانه می آید اما ییلدیز هر بار صورت او را نمی‌بیند.
صبح، زهرا با طعنه در مورد اینکه شب گذشته علیهان و دوست دخترش را دیده است تعریف میکند. ییلدیز این خبر را سریع به گوش زینب می رساند. زینب که انتظارش را نداشته، خیلی ناراحت شده و از روی لج، همان لحظه به اتاق جم می رود و پیشنهاد شروع رابطه را قبول میکند.
کمال بعد از رساندن اریم و انجام خرید خانه به آنجا می رود. ییلدیز کمال را میبیند و شوکه می شود. کمال به او نزدیک شده و بی مقدمه ییلدیز را می‌بوسد.
FaFa

0
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

دیدگاه شما چیست؟