سریال سیب ممنوعه قسمت 62

اندر از فرصت سو استفاده میکند و وقتی در شرکت پیش هالیت می رود، او را برای شب به خانه اش دعوت میکند. او میز شام مفصلی می‌چیند و حسابی به خودش می رسد.
هیرا، به خانه علیهان می رود و با عصبانیت او را بازخواست میکند. او میگوید:«شما از من سواستفاده کردید و زیر سایه من با هم دوست شدید. شما آدمهای کثیفی هستید.» علیهان میگوید:«من به تو قولی نداده بودم و ما فقط رابطه ای را امتحان کردیم و نشد.» هیرا به شدت عصبانی شده و از آنجا بیرون می آید و با زرین تماس میگیرد تا او را ببیند.
در خانه اندر، وقتی هالیت می آید، هنگام شام به او میگوید که در حال عوض کردن خانه اش است، زیرا اردم جهت کار تبلیغات معماری، خانه ای را در اختیار او خواهد گذاشت. هالیت غیرتی شده و به او میگوید:«تو نمی‌توانی هدیه یه مرد دیگر را قبول کنی. من دفتر املاک دارم و فردا حلش میکنم. دیگر هم نباید آن مرد رو ببینی.»
اندر قبول کرده و در دلش خوشحال می شود از اینکه نقشه اش گرفته است.
هیرا با زرین خانم قرار گذاشته و بیرون می رود. او ماجرا را تعریف کرده و میگوید:« آنها من را بازی دادند. علیهان برای حسادت زینب از من سواستفاده کرد». زرین از اینکه میفهمد زینب دوباره سراغ علیهان رفته، عصبی می شود. او زینب را شیطان صفت میخواند. هیرا میگوید :«رسوایشان میکنم». زرین از هیرا حمایت میکند.
صبح، زرین به خانه علیهان رفته و بابت خبر تصمیم ازدواج او با زینب و کاری که در حق هیرا کرده، او را ملامت میکند. او میگوید :«من رابطه تو با زینب را تایید نمیکنم.» علیهان کلافه شده و از او میخواهد که این واقعیت را بپذیرد. او به بهانه کار از خانه بیرون می رود.
زینب وقتی ماجرای کاری که کمال کرده را میفهمد، به خانه او می رود و با او بحث میکند. او میگوید:«من نمی‌دانستم تو نیت بدی داشتی . تو دوستی ما را خراب کردی .» کمال قصد ناراحت کردن زینب را نداشت، اما زینب به حرفها و توجیهات او اهمیتی نداده و می رود.
در شرکت، وقتی زینب سرکار می آید، جانر و امیر متوجه تغییرات روحیه و حال خوب او می شوند و میفهمند که با علیهان دوست شده است. آنها برای زینب خوشحال می شوند. کمی بعد، هیرا وارد شرکت شده و بی مقدمه شروع به دادو بیداد و آبروریزی میکند و از زینب بدگویی میکند. زینب مقابل همه کارکنان معذب شده و به هم می‌ریزد. هیرا را از شرکت بیرون می کنند. علیهان سعی در آرام کردن زینب دارد و خودش را بخاطر بی فکری و نزدیکی به هیرا مقصر می داند.
اندر دنبال خانه رفته و یک خانه بزرگ و لوکس جدیدی را انتخاب میکند.
ییلدیز در خانه ، تصمیم میگیرد صفحه مجازی خودش را دوباره فعال کند تا با گذاشتن عکسهای خودش و هالیت، نشان دهد که خوشبخت است. کمی بعد، آیسل پیش او آمده و با تردید در مورد روزی که ییلدیز با کمال حرف می زده و متوجه رابطه آنها شده ، به ییلدیز میگوید. ییلدیز عصبانی می شود و از او میخواهد که ساکت باشد. او با خودش می‌گوید:« همین را کم داشتم.»
در شرکت علیهان، تصمیم می‌گیرد هیرا را به خاطر دردسر هایش و نداشتن تعادل عصبی به عنوان یک خلبان اخراج کند. او گفتن این مسأله را به عهده هاکان می سپرد.
کمال، از آنجایی که رابطه خوبی با اریم داشت، دم مدرسه او می رود، و به او میگوید که با وجود مشکلاتی که بین او و هالیت افتاده، هنوز هم دوست اریم حساب می شود و هر زمان مشکلی داشت و یا خواست که او را ببیند، با او تماس بگیرد.
FaFa

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز