سریال عشق اجاره ای قسمت 22


صبح روز بعد، دافنه آماده است که به سرکار برود. اسی می آید و به او می‌گوید که تصمیم دارد قهوه خانه اش را واگذار کند. او به دنبال کار دیگریست و از دافنه می خواهد در شرکت برایش کاری پیدا کند. دافنه قبول می کند و با انرژی به خانه امید می رود تا صبحانه آماده کند. اما ناگهان چشم اش به در یخچال می افتد و میبیند که امید نوت ها را کنده و دور انداخته است. دافنه انرژی خود را از دست می دهد و دوباره پکر می شود. امید از خواب بیدار شده و به طبقه پایین می آید. او آرام به دافنه نزدیک می شود و به موهایش نگاه می‌کند. امید کاملا احساس خود را نسبت به دافنه حس می کند و صدایش می زند. دافنه برمی‌گردد و با بد اخلاقی به امید می گوید که صبحانه حاضر است و می‌خواهد برود. امید اجازه نمی دهد و می‌گوید که باید بماند و برنامه امروز را برایش بخواند. پس از خوردن صبحانه، امید از طعم قهوه بد می‌گوید و به دافنه غر میزند.
کورای عکس پاهای دافنه را ادیت می کند و ماه گرفتگی ای که برروی پای دافنه بود، با فتوشاپ محو می‌شود. سپس کاتالوگ آماده شده را به امید و سینان نشان می‌دهد. امید عاشق عکس ها میشود و خوشش می آید. او از کورای می‌پرسد که مدل عکس ها چه کسی ست؟ کورای به ذورغ می‌گوید که یکی از مدلهای مشهور کشور است و نمیخواهد چهره اش مشخص شود. زیرا با شرکت‌های دیگر قرارداد دارد.
یاسمین بخاطر رانندگی در مستی، جریمه شده و گواهی نامه اش برای شش ماه باطل شده است. او به اتاق سینان می رود و به او می‌گوید که دیگر نمی تواند رانندگی کند و احتیاج به یک راننده دارد. سینان قبول میکند که سریعا یک راننده استخدام کند. قرار است یاسمین برای اجرای شو برای کفش ها به دنبال سالن بگردد. امید برای اینکه دافنه را اذیت کند به او می‌گوید که باید با یاسمین و دریا برود. آقا شکری رانندگی میکند. یاسمین و دریا در اینستاگرام به عکس ها نگاه میکنند و دخترها را مسخره میکنند. دریا از دافنه می پرسد که چرا او عکسی از خود نمی‌گذارد. دافنه می‌گوید که از این کارها خوشش نمی آید و در شبکه های اجتماعی نیست. یاسمین می خندد و تيکه می اندازد که اینستاگرام جای دخترهای بی اعتماد به نفس نیست. دافنه حرص می خورد و چيزي نمی‌گوید. وقتی سینان از کار امید باخبر میشود با عصبانیت به اتاق امید می‌رود و می‌گوید که نبايد دافنه را با یاسمین میفرستاد. زیرا یاسمین دافنه را اذیت خواهد کرد. امید می‌گوید که نباید بین دافنه و بقیه کارکنان تفاوت بگذارند. سینان با دافنه تماس میگیرد تا حالش را بپرسد. او مسئله ی راننده را نیز به دافنه می گوید و دافنه اسی را که کار میخواست، معرفی میکند. یاسمین مدام دافنه را اذیت می کند و در آخر شب هم به او می‌گوید که به هیچ دردی نخورده است. سپس به او پول تاکسی می دهد تا به خانه برود. دافنه با دیدن پول کفری شده و صبرش تمام میشود. یاسمین با خنده سوار ماشین میشود تا برود. اسی که راننده است، با یاسمین دست میدهد و خود را معرفي میکند.
دافنه در خانه ی امید را می کوبد. امید در را باز می‌کند و دافنه با فریاد می‌گوید :{ شما می خواین منو دیوونه کنین آقا امید؟ چرا این کارارو با من میکنین} امید او را به داخل دعوت می کند و می رود تا نوشیدنی بیاورد. دافنه با دادوفریاد به آشپزخانه می آید و فنجان های امید را یکی یکی به دیوار می کوبد و میشکند. امید ساکت است تا اینکه دست های دافنه را میگیرد و میگوید که بس است. دست امید بریده شده و خون می آید. دافنه آن را می بیند و هول میکند. او به دنبال کمک های اولیه است که در کشو، نوت هایش را میبیند. او متوجه می‌شود که امید آنها را دور ننداخته است. دافنه دست امید را باندپیچی می کند. ساعت از نیمه شب گذشته است و دافنه میخواهد به خانه برود. امید می‌گوید که دیر وقت شده و بهتر است که بماند. با اصرار امید، دافنه قبول میکند. امید روی کاناپه می خوابد و دافنه به اتاق امید می رود لباسش را عوض می‌کند و روی تخت امید می خوابد. صبح روز بعد، امید صبحانه ی موردعلاقه دافنه را درست می کند. دافنه با دیدن میز تعجب می‌کند. امید از او بخاطر رفتار بد گذشته اش معذرت‌خواهی می کند..

قبلی «
بعدی »

۱ دیدگاه

  1. سلام اجازه هس که مطالب شما را کپی کنم ولی اسم سایت شما هم باشه یا نه کانال بزنم در تلگرام

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدنی‌ها

برچسپ ها

error: لطفا این مطلب را برای سایت خودتان کپی نکنید این محتوا متعلق به مشکی است