Loading Posts...

سریال عشق تجملاتی قسمت 69

کرم و ولکان برای اجرای نقشه، به بار می روند. کرم وقتی وضعیت ولکان را میبیند، به او اجازه مشروب خوردن نمی‌دهد. او خودش مشروب میخورد تا کمی مست شود و به خانه برود تا با مادرش صحبت کند‌. عایشه و غنچه در خانه هستند. غنچه دل عایشه را خالی میکند، و میگوید بخاطر دوری خودش از ولکان، و همچنین جدا خوابیدن عایشه از کرم، ممکن است آنها شیطنت کنند. عایشه نگران شده و با کرم تماس میگیرد. کرم وقتی میفهمد عایشه حساس شده، ابتدا کمی او را اذیت میکند، اما بعد میگوید که چیزی نیست و به خانه خواهند آمد. ولکان نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد و شروع به رقصیدن با دخترهای مختلف میکند. کرم نیز به نوشیدن ادامه میدهد. در خانه ملاحت خانم، سر میز در حال شام خوردن هستند. رضا سراغ ارکوت را میگیرد. نظمیه به او میگوید ارکوت در حال جمع کردن وسایلش برای رفتن از خانه است. کمی بعد، پدر صبری دم در خانه آمده و دادو بیداد میکند. همه بیرون می روند. پدر صبری با عصبانیت میگوید:« وسایلی که ارکوت خرید رو تا طبقه هشتم خونه جدید بردم که دختر صاحبخونه گفت من از خونه دادن به ارکوت منصرف شدم.وسایل رو بردار ببر. حالا پول کارگر و ماشین موند روی دستم.» رضا از دست ارکوت عصبانی می شود و قصد کتک زدن او را دارد، اما اشتباهی پدر صبری را می زند. ارکوت از ترس فرار میکند. کرم در بار، در حال تمرین کردن حرفهایی است که میخواهد به مادرش بزند. ولکان پیش او میآید و از او میخواهد که جلویش را بگیرد تا انقدر سمت دخترها نرود. عایشه با کرم تماس میگیرد و از اینکه کار آنها خیلی طول کشیده شاکی است. کرم ولکان را با خودش میکشد و به سمت تاکسی میبرد تا به خانه بروند، اما ولکان یواشکی از ماشین پیاده می شود و دوباره به بار برمیگردد. کرم فکر میکند که ولکان در صندلی عقب ماشین خوابیده است. عایشه و غنچه دم در خانه محسن منتظر آنها هستند. وقتی کرم می رسد، متوجه نبود ولکان می شود. غنچه عصبانی شده و با همان تاکسی میخواهد به بار برود. در خانه، هولیا صمد را به اتاق می برد و او را بازخواست میکند. صمد به او میگوید که خیانتی در کار نیست و او اشتباه میکند. هولیا میگوید :«پس چرا از من داروی افزایش میل جنسی خواستی؟» صمد با تعجب میگوید :«من داروی کاهش میل جنسی میخواستم. اونم برای ولکان.وای بدبخت شدیم!» هولیا تازه متوجه می شود که اشتباه کرده است. کرم وارد خانه شده و پیش یلدا خانم با ناراحتی شروع به صحبت از عشقش نسبت به عایشه میکند. یلدا خانم تحت تأثیر قرار گرفته و اشکش در می آید. او تصمیم می‌گیرد دیگر در کار کرم و عایشه سنگ نیندازد و عشق آنها را قبول کند. وقتی کرم به اتاق می رود، یلدا خانم با جیدا تماس گرفته و قرار میگذارد تا یکدیگر را ببیند. ولکان در بار در حال رقصیدن با چند دختر است. او به دخترها میگوید :« ببین از اول توافق کنیم صبح که بیدار شدی ازم صبحانه و اینا نمی‌خوای. یه شب خوش میگذرونیم و تموم میشه.» غنچه که پشت سر ایستاده، تمامی حرفهای او را می شنود. او با عصبانیت به ولکان میگوید:« دیگه همه چیز تموم شد». و می رود. در خانه، عایشه و کرم از اینکه نقشه شان گرفته خوشحال هستند. کرم اصرار دارد تا کنار عایشه روی تخت بخوابد، اما عایشه همچنان قبول نمیکند. آن دو روی کاناپه نشسته و سر روی یک بالش میگذارند و می‌خوابند. یلدا خانم و جیدا لب ساحل می روند. یلدا خانم به جیدا میگوید :«من نمیتونم بیشتر از این عذاب کشیدن کرم رو ببینم. نمی‌تونم بین اونا باشم. ما نباید مانع خوشحالی کرم بشیم. عایشه برنده شد». جیدا که نمی‌تواند یلدا را قانع کند، مجبور به قبول حرفهای او می شود. اما بعد از رفتن یلدا خانم با حرص میگوید:«جلوشون رو میگیرم.» جیدا صبح دم خانه غنچه می رود، او از غنچه میخواهد تا قضیه ازدواج قلابی عایشه که با غنچه طراحی کرده بودند را به کرم بگوید. او در ازای این کار، کلید خانه و ماشین و تمام پول نقد خودش را برای غنچه روی میز میگذارد. غنچه حسابی وسوسه می شود. در خانه، عایشه و کرم صبح برای خوردن صبحانه بیرون می روند. سر میز صبحانه، هولیا هوس نان میکند. یلدا خانم برای اینکه بتواند کرم و عایشه را ببیند، برای خرید نان برای هولیا بیرون می رود. او لب ساحل عایشه و کرم را میبیند، و متوجه می شود که آنها در مورد نقشه مستی صحبت میکنند. او وقتی میفهمد که اینها همه نقشه بوده، عصبانی شده و میگوید:«عایشه خود شیطانه.» او با شماره ای تماس گرفته و میگوید:«باید خیلی زود همدیگه رو ببینیم.در مورد عایشه است.» صمد در خانه، برگه ای به محسن می دهد و میگوید آن را در پرونده ها پیدا کرده. برگه در مورد چیزی مربوط به پدر عایشه است. محسن برگه را با فندک می سوزاند تا نابود کند. FaFa

Leave a Comment