سریال عشق تجملاتی قسمت 75


کرم که ذهنش مشغول مسأله پدر عایشه است، پیش ولکان می رود. او به ولکان توضیح میدهد که، فردی که به پدر عایشه نارو زده و قهوه خانه را از او گرفته، پدر خودش بوده. ولکان از شنیدن این خبر شوکه می شود. کرم میگوید که نمی‌تواند در مورد این قضیه به عایشه چیزی نگوید، اما از طرفی گفتنش نیز باعث از دست دادن عایشه می شود. او دو دل است و از ولکان کمک میخواهد. ولکان سعی میکند کرم را متقاعد کند تا چیزی به عایشه نگوید.
در خانه ملاحت خانم، فیضا و آتیلا به آنجا آمده اند. آتیلا برای شام چند مدل غذای خوشمزه درست کرده است. همه از غذای او خوششان آمده و تعریف می‌کنند. ارکوت که از آتیلا خوشش نمی آید و به خاطر فیضا مجبور شده او را دعوت کند، مدام از او ایراد میگیرد و بدگویی میکند. رضا و ملاحت خانم از دست ارکوت عصبانی می شوند.
سر میز شام، کرم بخاطر موضوعی که فهمیده، کسل است. محسن علت بی حالی او را میپرسد، و عایشه میگوید بخاطر فشار کاری امروز بوده است. یلدا خانم با ذوق در مورد مراسم خیریه فردا که قرار است عایشه به جای او برود صحبت میکند. محسن متوجه می شود که در مهمانی فردا، عایشه حضور ندارد. عایشه تازه متوجه مهمانی می شود، اما بخاطر راه انداختن کار یلدا خانم چیزی نمی‌گوید. شب در اتاق، او به شوخی به کرم توصیه های لازم برای مهمانی، در نبود خودش را میکند.
شب، یلدا خانم با جیدا تماس میگیرد و با خوشحالی پیگیر آمادگی جیدا برای مهمانی فرداست. آنها برای فردا با یکدیگر نقشه کشیده اند.
صبح در شرکت، کرم تازه متوجه دعوت بودن جیدا برای مهمانی شب شده، و جا میخورد. او پیش عایشه می رود و این موضوع را با عایشه در میان می‌گذارد. کرم فکر میکند که باز هم مادرش و جیدا نقشه ای کشیده اند، اما عایشه خوشبینانه تصور میکند که چنین چیزی نیست و جیدا خودش به بودن در مهمانی تمایل نشان داده است. آقا محرم، حسابدار شرکت با کرم تماس میگیرد تا مدارک پدر عایشه را به او نشان دهد. او در مورد این مسأله تعریف میکند که، محسن بخاطر بدهی که داشته، قهوه خانه را از کنعان میگیرد، و بعد از حساب کنعان به حساب محسن بخاطر قهوه خانه هر ماه کرایه پرداخت می شده. کرم بعد از فهمیدن این ماجرا به هم می‌ریزد و نمی‌داند چه واکنشی باید نشان دهد.
جیدا برای مهمانی به فروشگاه می رود تا لباس بخرد. غنچه که از آنجا رد می شود، او را میبیند و چون شک کرده است، منتظر او گوشه ای پنهان می شود. او متوجه می شود که جیدا تلفنی با یلدا خانم تماس گرفته و در مورد شب با هم صحبت میکنند. غنچه فوری به شرکت می رود و موضوع را به عایشه میگوید اما عایشه اهمیتی به این موضوع نمی‌دهد.
شب، عایشه به محله ای پایین شهر برای پخش کردن خیرات می رود.در خانه ، یلدا خانم در حال چک کردن تشریفات است و مهمانها یکی یکی سر می رسند. کرم آماده شده و در انتظار مهمان ها ایستاده است. او هنگام حرف زدن با مهمانها، متوجه می شود که طبق رسم مهمانی، صاحب مجلس باید ابتدا رقص تانگو کرده و سپس سخنرانی کند. او از این ماجرا خبر نداشته و وقتی سراغ مادرش می رود تا سوال کند، متوجه پچ پچ های یلدا با خبرنگاران می شود و میفهمد که به عمد، یلدا خانم عایشه را فرستاده تا کرم با جیدا برقصد و همچنین خبرنگاران عکسهای مراسم را پخش کنند. او با عصبانیت مادرش را صدا زده و این مسأله را به روی یلدا می آورد. یلدا خانم این قضیه را تایید میکند و میگوید که تا زمانی که عایشه از زندگی آنها نرود، دست بردار نخواهد بود. کرم با عایشه تماس میگیرد تا از او بخواهد خودش را به مهمانی برساند، اما گوشی عایشه خاموش است. او از ولکان کمک میخواهد.ولکان و غنچه دنبال عایشه در آدرس خیریه می روند و سریع او را به خانه مادرش می رسانند. عایشه به همراه نظمیه و ملاحت خانم به آرایشگاه می رود و غنچه سریع برای او لباسی شیک آورده تا به مهمانی برسد. زمانی که قرار است موسیقی رقص تانگو پخش شود، عایشه سر می رسد و جیدا نمی‌تواند داخل سالن برود. یلدا خانم از دیدن عایشه شوکه شده و توی ذوقش میخورد. جیدا با حرص به رقص آنها نگاه میکند.
شب وقتی که عایشه میخوابد، ولکان با کرم تماس میگیرد. کرم پای تلفن میگوید :«من فکرامو کردم. اوراق رو از بین می برم و نمیزارم عایشه چیزی از ماجرا بفهمه. هرطور شده عایشه نباید چیزی بشنوه.» عایشه که از خواب بیدار شده است، از پشت سر حرفهای کرم را می شنود.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز