سریال عشق تجملاتی قسمت 90


در شرکت، ارکوت به بالکن رفته و فیضا و آتیلا را دست به دست و در حال بگو و بخند میبیند. او از دست آنها عصبانی شده و با آتیلا دعوا میکند. فیضا جلوی آنها را گرفته و به ارکوت میگوید که او و آتیلا با یکدیگر دوست شده اند. ارکوت شوکه و ناراحت شده و به خانه می رود .
شب در خانه، محسن و یلدا خانم متوجه رفتارهای غیر عادی صمد می شوند. هولیا توضیح میدهد که بعد از جلسه مشاوره اینگونه شده است. صمد با عصبانیت پای تلفن در حال بحث است و محسن متوجه می شود که کرم بدون اطلاع آنها، تصمیم به بستن آتلیه گرفته است.
شب در شرکت، ولکان عکسهای گرفته شده از عایشه را به کرم نشان داده و از او میخواهد همراهش به عکسبرداری بیاید تا لباسهای دیگری را انتخاب کنند. آنها پایین می روند و سپس غنچه و ولکان، کرم و عایشه را به بهانه لباس آوردن تنها میگذارند تا حرف بزنند. اما آنها حرف خاصی با یکدیگر ندارند.
در خانه، رضا از اینکه دیروقت است و عایشه هنوز برنگشته عصبی است. او با ارکوت بخاطر اینکه عایشه را در شرکت تنها گذاشته و برگشته است، دعوا میکند.
صمد با عصبانیت به شرکت می رود و در مورد علت تصمیم بستن آتلیه با کرم بحث میکند. عایشه وقتی این را می شنود، عصبی شده و میگوید با این تصمیم مخالف است. کرم از اینکه عایشه هیچوقت از تصمیمات او حمایت نکرده گله میکند و این رفتار او را یکی از عوامل طلاق میداند. آنها تصمیم میگیرند صبح روز بعد بین سهامداران آتلیه رای گیری کنند.
صبح، اعضای خانواده محسن و ولکان و جیدا که سهامدار هستند، در اتاق جلسه جمع می شوند. طبق رأی های جمع آوری شده، تصمیم به نبستن آتلیه میگیرند. کرم سرخورده می شود.
شب در شرکت، وکیل طلاق دوباره می آید تا برای بار آخر پرونده را مرور کنند. کرم و عایشه هیچ‌یک تمایل و حوصله این کار را ندارند. وکیل طلاق که از کرم خوشش می آید، مشتاق است زودتر کار طلاق تمام شود. او از کرم قول نهار بعد از طلاق میگیرد. کرم از اینکه همه منتظر طلاق او هستند عصبی می شود.
شب، صمد در اتاق زمین میخورد و سرش ضربه خورده و دوباره مانند قبل می شود. هولیا از اینکه او دیگر مثل قبل با اقتدار نیست ناراحت می شود.
آخر شب در شرکت، آقا یکتا پیش کرم که تنهایی به بالکن رفته است می رود. او شروع به نصیحت کرم کرده و سعی دارد به او بفهماند که همیشه تصمیم درست را بگیرد تا در آینده از گذشته خودش پشیمان نباشد. او در مورد ازدواج های ناموفق خودش می‌گوید، و مدیر موفق بودن شرکت را در صورت متاهل بودن، وابسته به زن خوب و حامی می داند.
صبح، روز دادگاه طلاق است. در خانه عایشه، همه حاضر شده و ناراحت هستند. رضا به نظمیه میگوید که میداند عایشه هنوز هم کرم را دوست دارد. همه دعا میکنند که این طلاق سر نگیرد. ارکوت دوست وکیل خودش را آورده است تا حق و حقوق بگیرند، اما عایشه عصبانی شده و میگوید هیچ چیزی نمیخواهد. در خانه کرم نیز، محسن و صمد سعی دارند او را منصرف کنند، اما کرم راضی نمی شود. همگی به دادگاه می روند. صبری گوسفندی خریده و با چند نفر نوازنده برای زدن طبل و دهل دم در ایستاده و منتظر طلاق عایشه است. عایشه از دیدن او عصبی می شود.
همگی به اتاق، مقابل قاضی می روند. غنچه و ولکان به عنوان شاهدین پرونده، در مورد علاقه بین کرم و عایشه صحبت میکنند و به قاضی میگوید که آنها همچنان یکدیگر را دوست دارند. نوبت صحبت کرم می شود. کرم حرفهای دوستانش را قشنگ می داند و میگوید که از مدتی که با عایشه بوده پشیمان نیست، اما تصمیم به طلاق دارد. عایشه که انگار این انتظار را از کرم نداشته، بلند می شود و میگوید :«من هم طلاق می‌خوام.». قاضی رای را به حکم طلاق صادر می‌کند.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز