سریال عطر عشق قسمت 101

جان، صنم را به بیرون از شهر، کنار دریا می برد و می گوید: «وقتی پدر و مادرم از هم جدا شدند اینجا می آمدم و آرزو می کردم آشتی کنند. ولی سالها بعد فهمیدم که آنها نمی توانند با هم باشند. پدر و مادر تو همدگیر را دوست دارند. تو هم آرزویت را روی کاغذ بنویس و توی آب بینداز. » صنم همانجا این کار را می کند و جان او را می بوسد و می گوید: «به زودی پدر و مادرت آشتی خواهند کرد. » و می خندد.
در محله، اتفاقات جالبی در حال وقوع است. ماشین آخرین مدلی جلوی مغازه محبوبه پارک می کند و زنی زیبا و شیک پوش از آن خارج می شود. راننده وانمود می کند ماشین خراب شده و زن از مظفر می خواهد او را به نزدیکترین بقالی ببرد. مظفر او را پیش محبوبه می برد و از روی لباس های پخش و پلا در مغازه می فهمد که زن و شوهر قهر هستند. زن می گوید: «وقتی ما قهر می کنیم به هتل پنج ستاره می رویم. » و محبوبه را عصبی می کند. زن پر فیس و افاده بعد از کمی صحبت با محبوبه از مغازه خارج شده با آی سون روبرو می شود. آی سون می گوید: «شما در این محله سطح پایین و بی فرهنگ چه می کنید؟ » زن می گوید که قصد خرید ملک را دارد. محبوبه می گوید: «اینجا کسی ملک نمی فروشد. » آی سون به محبوبه اعتراض می کند و زن می گوید: «تو برای ما تعیین تکلیف نکن. »
و به طرف ماشینش می رود. در همین حال صنم که تازه از راه رسیده است با زن روبرو می شود. زن می گوید: «از گربه ها بدم می آید! » و لگدی به ظرف غذای گربه می زند. صنم به او اعتراض می کند و زن با عصبانیت پولی را دست او می دهد و صنم پول را به طرفش پرت می کند. آی سون و احسان به صنم می گویند: « این زن قرار بوده اینجا ملک بخرد و اینجا را آباد کند و تو مانع شدی. »صنم می گوید:: «برای آن زن خودشیرینی نکنید! »
امره به لیلا فکر می کند و بی اختیار لبخند می زند. ولی با خودش می گوید: «در عرض سه روز رفت و با عثمان دوست شد. » بعد از جان می پرسد که آیا به صنم پیشنهاد ازدواج داده است یا نه و جان می گوید: «پدر و مادرش هنوز قهرند و فرصتی پیش نیامده. »
فردا صبح، مک کینان و نماینده شرکت ردموند وارد شرکت ایده فوق العاده می شوند. امروز قرار است صنم طرح تبلیغاتی شان را به انها ارائه بدهد ولی کمی می ترسد و اعتماد بنفس کافی ندارد. جان دست های او را می گیرد و با آرامش می گوید: «تو که ایده ی چند پروژه ی بزرگ را دادی و مدیریت کردی نباید کم بیاوری. من مطمئنم از پسش به خوبی برمیایی. » صنم از حرف او اعتماد بنفس می گیرد و شروع به ارائه می کند. و آن کار را به بهترین نحو انجام می دهد. مک کینان به شدت کار انها را می پسندد و به جان تبریک می گوید و نماینده ی ردموند می گوید: «کار را مال خودتان کردید. » همه به جان و صنم تبریک می گویند و جی جی با دیدن آیلین به گلی می گوید: «اگر آیلین رئیس شرکت بشود با ما مثل برده هایش رفتار خواهد کرد! » و دوباره استرس می گیرد.
GUN AY

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز