Loading Posts...

سریال عطر عشق قسمت 157

  جان بعد از مدتی صحیح و سالم از درون کلبه آتش گرفته بیرون می آید در حالی که دستمال گردن صنم راه همراه خودش دارد. صنم وقتی این صحنه را می بیند می فهمد که جان هنوز فراموشش نکرده. پیش او می رود و می فهمد که دستش کمی سوخته است. مهربان خانم می گوید: «متاسفانه همه وسایلت سوخته… » و جان می گوید: «هر چیزی که باید برمی داشتم را برداشتم. » صنم فورا به خانه می رود و پمادی برای دست سوخته جان درست می کند و روی دست او می مالد. همه دور هیما که خودش را به بیهوشی زده جمع شده اند. مهربان جلو می رود و می گوید: «دست و پایت کثیف نشده معلوم است که کس دیگری را اجیر کرده ای! » و هیما جوابش را پس می دهد و حرص می خورد. امره مجبور می شود مادرش را به خانه بفرستد. امره به طرف اسکله و برای دیدن جان می رود و جان می گوید: «حالا مطمئن شدیم که سوزاندن کلبه و دفتر کار ایگیت بوده است. فقط می خواهم صنم او را بشناسد. » امره به جان می گوید: «اگر مشغول خواندن کتاب صنم هستی به زودی به قسمتی خواهی رسید که از من متنفر خواهی شد! » جان می گوید بعدا در موردش صحبت می کنند. هیما به ایگیت می گوید: «تو دیگر از کنترل خارج شده ای! چرا کلبه را آتش زدی؟؟ » ایگیت ماجرای دفتر را تعریف می کند و می گوید که باید هرچه سریعتر هارد دیسک را پیدا کند. صنم در حال نوشتن است. او درمورد خودش و جان می نویسد: با این که میدانم آینده ای ندارم ولی قشنگ ترین عشق دنیا را با او تجربه کرده ام…. جان از دور در حال تماشای او است. هیما پیش محبوبه می رود و می گوید: «اگر صنم را از مزرعه دور کنیم مطمئنا جان و عزیز خان هم از آنجا خواهند رفت و شرکت را به جای دیگری منتقل خواهند کرد. » محبوبه می گوید: «نفهمیدم مشکل تو جان و صنم است یا عزیز خان و مهربان؟؟ به هر حال من در کار دخترم دخالت نمی کنم. او مواظب خودش است و می تواند فاصله اش را با جان حفظ کند. » جان خواب سه کودکی را که صنم در کتابش به عنوان کودکان خودش و جان نوشته را می بیند. وقتی از خواب خوش بیدار می شود صنم را می بیند که بچه های روستا دورش جمع شده اند و از آرزوهایشان می گویند. نهاد و محبوبه که از رفتارشان نسبت به امره شرمنده هستند و می خواهند جبران کنند. به همین دلیل آدرس محل کار امره را از لیلا می گیرند و لیلا هم مجبور می شود آدرس یکی از دوستانشان را دهد چون امره بیکار است.    

Leave a Comment