سریال عطر عشق قسمت 158


ماجرای سریال عطر عشق / پرنده سحرخیز قسمت 158

مهربان خانم صبح عزیز خان را بیدار می کند تا با هم صبحانه بخورند. مهربان می گوید: «جان من را یاد جوانی های تو می اندازد. باهوش و جسور و دیوانه است. » عزیز هم می گوید: « صنم هم مثل تو حساس و با استعداد و باهوش است. » هردو لبخند می زنند.

جان یک هارد دیسک مثل هارد دیسکی که ایگیت سوزاند را می خرد و به مزرعه می آید.

ایگیت به دیدن صنم می رود و صنم ماجرای آتش گرفتن کلبه جان را تعریف می کند و می گوید: «جان به داخل کلبه در حال سوختن رفت و با چیزی در دست برگشت. » ایگیت نگران می شود که نکند جان هارد دیسک را از میان آتش برداشته باشد.

نهاد و محبوبه تصمیم می گیرند برای جبران این که به امره شک کرده اند هدیه ای بخرند و به محل کارش بروند و از او معذرت خواهی کنند.

صنم به همه خبر می دهد که نوشتن را شروع کرده است و عزیز خان او را در آغوش می گیرد و تبریک می گوید. کمی بعد عزیز خان رو به جان می گوید که کمی خسته شده است و نیاز به استراحت دارد. جان خیال او را از بابت آژانس راحت می کند. عزیز خان به درم و جی جی و مظفر می سپارد تا می توانند صنم و جان را به هم نزدیک کنند. بچه ها هم قول این کار را می دهند. ایگیت هم در میان جمع است و جان هارد دیسک را جلوی چشم او روی میز می گذارد و ایگیت مضطرب می شود و فورا به هیما زنگ می زند و می گوید: «جان هارد دیسک را از میان آتش برداشته است و اگر آن را صنم نشان دهد من نابود خواهم شد. » هیما او را آرام می کند و به او قول می دهد هرطور شده هارد را به دست بیاورد.

درم و بولوت به مغازه آرایشی جیدان خانم می روند و کرم هایی را که صنم درست کرده را توی یک کیسه می ریزند و درم با عصبانیت رو به جیدان که سعی دارد مانع او بشود می گوید: «این غیر قانونی است که کرم ها  را ارزانتر میخری و در بازار گرانتر میفروشی. » و به او هشدار می دهد که ممکن است به خاطر این که از او شکایت بشود و جیدان ناچارا کوتاه می آید.

ایگیت کنار جان می آید و می گوید: «باید درمورد عکس های صنم با تو مشورت کنم. » جان کنار صنم می نشیند و و برای کتاب او عکس روی جلد انتخاب می کنند و به آرامی به صنم می گوید که خیلی خوشحال است که دوباره شروع به نوشتن کرده است. صنم می گوید: «وقتی همه دورم جمع می شوند به من الهام می شود. » و به جان خیره می شود. جان سراغ لپ تاپ می رود و اینطور وانمود می کند که می خواهد فیلم هارد دیسک را نگاه کند. ایگیت دوباره دست و پایش را گم می کندو در همین هنگام نسرین خانم مادر جانر و یکی از اهالی دهکده گریه کنان می آید و می گوید که جانر از خانه رفته و توی یادداشتی نوشته می رود تا جهان را بگردد! همه به هم کمک می کنند تا جانر را پیدا کنند.

محبوبه و نهاد هدیه ای خریده اند و به شرکتی که فکر می کنند امره آنجاست می روند. نهاد امره را می بیند که برای پیدا کردن کار به انجا آمده است و از او می خواهد به دفترش بروند و با همکارانش آشنا شوند. امره با اکراه آنها را به داخل ساختمان می برد.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربیننده‌های امروز