Loading Posts...

سریال عطر عشق قسمت 55

صنم و جان وارد شرکت می شوند و از سر و صدای زیاد می فهمند که آیلین و درم باز هم با هم اختلاف نظر دارند. آنها برای ساختن فیلم تبلیغاتی برای شرکت خودروسازی باید موضوع جوان پسندی را انتخاب کنند. درم می خواهد موضوع عاشقانه باشد ولی آیلین پیشنهاد می دهد ماجراجویانه باشد. جان از هردوی آنها می خواهد که در اتاق جلسه حاضر باشند. صنم با استکان چای به اتاق جان می رود. جان که هر لحظه دوست دارد پیش صنم باشد او را روی صندلی می نشاند و می گوید: «من چشمم همهاش دنبال تو است. » در همین موقع جی جی می آید و می گوید که باید به جلسه بروند. در اتاق جلسه، همه باهم در حال بحث کردن هستند. درم و آیلین هنوز با هم مشکل دارند. جان می گوید که باید رای بگیریم. نصف کارکنان به موضوع عاشقانه و نصف دیگر به موضوع ماجراجویانه رای می دهند. جان به همه می گوید: «فیلم برداری در شهربازی انجام خواهد شد. » لیلا اطلاعات مربوط به شرکت یرته را به امره می دهد. امره به او می گوید: «از آن موقع که با هم به رستوران رفتیم تو ناراحت به نظر میای ولی باید درک کنی و رازدار باشی. اساس کار کردن در شرکت همین است. » لیلا می گوید: «سعی می کنم به حرفتان گوش دهم و درکتان کنم. » در محله، مظفر درمورد احسان شغال به مادرش اعتراض می کند و وقتی می بیند آی سون جوابی ندارد می گوید: «اگر می خواهی ببخشمت باید امشب به خواساتگاری صنم برویم. » و آی سون مجبور می شود قبول کند. مظفر به پیشنهاد آیهان موهایش را آرایش می کند و لباس جدید می خرد. او به آیهان می گوید که باید جذاب تر از جان دویت باشم. کارکنان در اتاق جلسه به دو گروه تقسیم می شوند. درم به گروه خودش می گوید: «شش نفر به شهربازی می روند و رمانتیک ترین لحظات زندگی خود را می سازند. شما باید ایده های جدیدی ارائه بدهید و در مورد آن با آیلین صحبت نکنید. » صنم متن رمانتیکی می نویسد و به درم می دهد ولی درم بعد از خواندن آن را نمی پسندد. جان هم آن را نمی پذیرد و می گوید که از اول بنویسد. صنم خیلی تلاش می کند ولی زحماتش به نتیجه نمی رسد. جان طاقت نمی آورد و با صنم به پشت بام شرکت می روند تا کمی با هم خلوت کنند. آنها همدیگر را می بوسند و جان می گوید: «نوشته ات واقعا بد بود. به تو توصیه می کنم که خودت باشی. » صنم دوباره شروع به نوشتن می کند ولی باز مورد توجه قرار نمی گیرد. حتی جی جی هم از نوشته ی او ایراد می گیرد. او مجبور می شود از ولکان کمک بخواهد ولی کسی کمکش نمی کند. صنم حسابی اعصابش به هم می ریزد. نهاد سعی می کند برای سالگرد ازدواجشان شعری برای محبوبه بنویسد. محبوبه به نهاد می گوید که زندگی ما خراب شده است و تو دیگر مثل گذشته به من اهمیت نمی دهی. نهاد او را در آغوش می گیرد و می گوید: «مگر می شود سالگرد ازدواجمان و روز به این مهمی یادم برود. » درم به اتاق جان می رود و به او هشدار می دهد که آیلین مثل شیطان است و حواست به او باشد. و با جان قرار می گذارند شب را برای خوردن نوشیدنی باهم بیرون بروند. GUN AY

Leave a Comment