Loading Posts...

سریال عطر عشق قسمت 84

صنم و آیهان برای این که کسی متوجه حضورشان در باشگاه نشود لباس نظافتچی را پوشیده اند و در عین حال جان و جیدا را می پایند. جیدا که سعی دارد هرطور شده نظر جان را به خودش جلب کند از او می خواهد بوکس یادش بدهد. آنها وارد رینگ می شوند و کمی بعد که جیدا خسته شده و از جان فاصله می گیرد، صنم با حرص وارد رینگ می شود و چند مشت حواله جان می کند. جان خنده اش می گیرد و او را به زمین می زند و سعی می کند کنترلش کند. در شرکت، جی جی از عهده ی بیلبوردها به تنهایی برنمی آید و از طرفی گلی به جی جی می گوید که امره و لیلا این اواخر به هم نزدیکتر شده اند و با گفتن این حرف جی جی را دچار اضطراب می کند. در باشگاه، جان برای مصاحبه آمده می شود و صنم  و جیدا هم کنارش می نشیند. خبرنگار از جان می پرسد که آیا زنی در زندگی او وجود دارد یا نه؟ جان می گوید به ازدواج فکر نمی کند. بعد ادامه می دهد: «سعی می کنم کسی که همراه و شریک زندگی ام باشد را پیدا کنم. کسی که در عین ظریف بودن محکم و قوی باشد و از همه مهمتر عطرش هم برای من مهم است. » و به صنم نگاه می کند. صنم از حرف های او خیلی خوشحال می شود. صنم و جان باهم به شرکت می آیند و درم با دیدن آنها بیلبوردها را نشان جان می دهد. جان به صنم نگاهی می اندازد و می گوید که مسئول بیلبوردها صنم بوده و به جی جی ربطی ندارد. صنم اشتباهش را قبول می کند و از همه معذرت خواهی می کند. جان می گوید باید تا صبح روی بیلبوردها کار کنیم تا فردا نصبشان کنیم و همه ی کارمندها را به خانه ش دعوت می کند. در محله، احسان شغال مردهایی که از بی توجهی زن هایشان می نالند را بیشتر تحریک می کند تا بروند و کتابخانه را به هم بریزند. ولی نهاد جلویشان را می گیرد و می گوید: «خودتان را مقابل زن هایتان ضعیف نشان ندهید و به آنها نشان دهید که بدون آنها هم می توانید زندگی کنید. » از طرفی، ملاحت ذهن محبوبه را مسموم می کند و مدام می پرسد که این وقت شب دخترها کجا هستند و محبوبه دل نگران می شود و وقتی می فهمد دخترها در خانه آقای جان هستند کلی دلمه می پزد و به آنجا می رود و وقتی آنها را مشغول کار می بیند خیالش کمی راحت می شود و بین همه دلمه را تقسیم می کند. لیلا کارش تمام می شود و از مادرش می خواهد که با هم به خانه برگردند اما محبوبه نگران صنم است ولی صنم به او می گوید که تا اتمام کارش آنجا می ماند و جان هم به او قول می دهد که صنم را صحیح و سالم به خانه می رساند. بالاخره محبوبه دلش راضی می شود و می رود. GUN AY

Leave a Comment