Loading Posts...

سریال عطر عشق قسمت 86

صنم از این که جان او را عشق خود می داند سر از پا نمی شناسد. می گوید: «من هم می خواهم عشق هم باشیم، ولی خجالت میکشم با هم به جشن برگردیم. » جان هم می گوید: «پس من با همه خداحافظی کنم، همدیگر را در ماشین می بینیم. » جان از غمزه و جیدا خداحافظی می کند و آنها که منتظر بودند تا ساعت های آتی با جان وقت بگذرانند ناراحت می شوند. جان و صنم با هم به طرف خانه ی صنم راه می افتند. صنم به لیلا تلفنن می کند و می گوید که توی دستشویی گیر کرده بود و الان هم با جان به طرف خانه می روند. جان که دوست ندارد صنم از پیش او برود پیشنهاد می دهد که با هم به خانه ی او بروند. بعد ادامه می دهد: «اگر بخواهی هروز به دنبالت می آیم تا با هم به شرکت برویم. » صنم می گوید که در محله شان مردم حرف درمی آورند و نمی شود این کارها را انجام داد. جان، صنم را به خانه می رساند و ملاحت آنها را از پشت پنجره می بیند و فضولی می کند. از آن طرف هم امره لیلا را به خانه می رساند و این از چشم آیلین پنهان نمی ماند. امره، لیلا را به دم خانه شان می رساند و ناگهان لب های لیلا را می بوسد. لیلا که غافلگیر شده لبخند می زند و امره معذرت خواهی می کند و می گوید: «نیرویی خارج از کنترلم من را به سوی تو می کشد. » ملاحت باز هم آنها را می بیند. جان به خانه می رسد اما لحظه ای از فکر صنم بیرون نمی رود. صنم هم خوابش نمی برد ولی در نهایت با خیال جان به خواب می رود.  جان و صنم صبح زود با اشتیاق به شرکت می روند. لیلا سر میز صبحانه از سخنرانی صنم تعریف می کند و نهاد و محبوبه به دخترشان افتخار می کنند. آیلین به امره زنگ می زند تا او را ببیند. آنها بیرون شرکت همدیگر را ملاقات می کنند ولی امره به سردی با آیلین برخورد می کند و می گوید حسی به او ندارد. آیلین به او می گوید: «انگار از اسباب بازی جدیدت خوشت آمده. مواظب باش که لیلا نفهمد داری از او سواستفاده می کنی. » امره می گوید:: «تهدید نکن. کسی که باعث شد متوجه خوبی های درون خودم شوم لیلا بود. جان هم برادرم است و می خواهم هرطور شده اعتمادش را جلب کنم. » آیلین او را تهدید می کند و می گوید که کاری نکند که نقشه شان را لو دهد. ملاحت به خانه ی محبوبه می رود تا درمورد صنم و لیلا که دیشب دیروقت به خانه آمده اند کمی غیبت کند. GUN AY

Leave a Comment