Loading Posts...

سریال عطر عشق قسمت32

صنم اصرار دارد که لوانت همان آلباتروسی است که او مدت هاست به دنبال او می گردد. جان که از رفتار صمیمی او و لوانت حسابی عصبانی شده به صنم می گوید: «مطمئن باش که لوانت آلباتروس تو نیست. » و وقتی میبیند صنم بر سر حرفش ایستاده با بی حوصلگی می پرسد: «اصلا دیشب در خانه ی من چه کار می کردی؟ بگو ببینم نامزدت کجاست؟ » و وقتی صنم ادعا می کند که نامزدش را خیلی دوست دارد جان می گوید: «همه اش چرت و پرت می گویی! » ولی صنم که بیشتر از جان ناراحت است با هیجان می گوید: «حتما با پلین آشتی کرده ای نه؟! » و جان می گوید رابطه ای با پلین ندارد. در همین لحظه پلین وارد اتاق جان می شود و صنم با دستپاچگی از اتاق بیرون می رود. جی جی متوجه رفتار عجیب و غریب صنم می شود و به او می گوید: «رفتارت طوری است که انگار هاله ی دیوانگی دور سرت داری. از این حال و هوا در بیا. » درم به اتاق جان می آید و با پلین روبرو می شود. او که چشم دیدن پلین را ندارد از روی ناچاری با او روبوسی می کند و از زیبایی منحصربفردش تعریف می کند. و برنامه ی فردای جان را به او یادآوری می کند. صنم در شرکت به اتاق امره می رود و انگشتری را که از او گرفته بود به او پس می دهد. امره برای چندمین بار از اینکه باعث ناراحتی صنم شده است اظهار شرمندگی می کند. صنم نگرانی امره را می بیند و به او می گوید: «هرگز از کارهایی که انجام داده اید چیزی به جان نخواهم گفت. » در همین حال لیلا که از مسافرت برگشته است به اتاق امره می آید و با صنم روبوسی می کنند. و چون می داند که امره از لباس سیاه خوشش می آید، سیاه پوشیده است. جان به صنم می گوید: «هردو باید فردا به دیدن لوانت در محل فروشگاه آینده ی گالینا برویم. » امره به دیدن آیلین می رود و دلیل دیدار آیلین با لوانت را می پرسد. و آیلین در جواب می گوید: «از خیلی وقت پیش با شرکت گالینا کار می کنم. » امره که می داند آیلین خانه ای را که به او هدیه داده بود را رهن بانک کرده انگشتر گران قیمت را به آیلین می دهد و می گوید: «آن را بفروش و خانه را از رهن بانک دربیاور. » آیلین که انتظار داشت امره حلقه ی نامزدی به او بدهد دلشکسته می شود و بعد از رفتن امره به تلخی گریه می کند. فردا صبح آیلین به خانه ی جان و امره می رود و آنها را مشغول خوردن صبحانه می بیند. هدف او از این دیدار معامله با جان است. آیلین پروژه خودروسازی را به جان تحویل می دهد و در عوض نمایندگی محصولات ارگانیک گالینا را از آنها می خواهد. جان کمی مهلت می خواهد تا خوب فکر کنند. و امره از این کار آیلین ناراحت می شود. آیلین موقع خداحافظی انگشتر امره را در اتاق او می گذارد و می رود. بعد از آن جان و پلین به خانه ی صنم می روند و به همراه او به ملاقات لوانت می روند. لوانت منتظر آنهاست. و به محض دیدن پلین او را می شناسد و می گوید موقع تحصیل در خارج در یک دانشکده بوده اند و پلین هم می گوید که پدرانشان هم باهم دوستان صمیمی بوده اند. از آن طرف برای کوفته ی گیاهی عثمان آنقدر طرفدار پیدا شده که نهاد و مظفر و عثمان به فکر باز کردن مغازه ای برای فروش کوفته ها می افتند. ولی پیدا کردن مغازه ی خالی به این سادگی ها نیست و نهاد به این فکر می افتد که مغازه ی بقالی اش را از وسط دیوار بکشد و یک طرفش را به فروش کوفته ها اختصاص دهد و به این ترتیب از بیکاری هم درمی آید ولی محبوبه با این کار مخالفت می کند. Gun ay

Leave a Comment